دهمِ مهرماه، جشنِ مهرگان: «مهرگان» جشنِ پاسداشتِ مهر و پیمان

«نخستین ایزدِ مینوی که پیش از خورشیدِ جاودانهی تیزاسب از فرازِ کوهِ البرز برآید
نخستین ایزدی که با زیورهای زرینِ آراسته از فرازِ [کوهِ] زیبا سر برآورد
از آن جای [آن مهرِ] بسیارتوانا همهی خانومانهای آریایی را درنگرد
آن جای که شهریارانِ دِلیر رزمآورانِ بسیار بسیج کنند
آن جای که چارپایان را کوهسارانِ بلند و چراگاههای فراوان هست
آن جای که دریاهای ژرف و پهناور هست
آن جای که رودهای پهناورِ ناوتاک با انبوهِ خیزابهای خروشان
به سنگِ خارا و کوه خورده
به سویِ مرو، هرات، سُغد و خوارزم شتابد» (مهریشت، بندهای ۱۳ و ۱۴).
از میانِ جشنهای پرشمار که تا پیش از تازش فراگیر بود، دو جشن از دیگر جشنها بزرگتر و برجستهتر بودند و ایرانیان بدین دو جشن ارجی ویژه میگذاشتند و آنها را بزرگ میداشتند و در برپاییشان زمانی بیشتر مینهادند و سخت میکوشیدند. این دو جشن «نوروز» و «مهرگان» بودند که نخستین نویدبخشِ بهار و رفتنِ زمستان و همراه با سرسبزی و خرمیِ جهان بود و دومی در نیمهی دومِ سال بر پا میشد، زمانی که گرمای سوزندهی تابستان سپری شده و هوای دلپذیرِ پاییزی جایش را گرفته است.
جشنِ مهرگان که چونان نوروز از درخشانترین نمودهای فرهنگیِ آریاییان است، در روزِ مهر از ماهِ مهر (روزِ شانزدهمِ مهرماه به گاهشماریِ یزدگردی و دهمِ مهرماه به گاهشماریِ امروزی) آغاز و تا روزِ رام از ماهِ مهر (روزِ بیست و دومِ مهرماه به گاهشماریِ یزدگردی و شانزدهمِ مهرماه به گاهشماریِ کنونی)، در شش روز، برگزار میشود.
جشنِ مهرگان از آنِ ایزدِ مهر است که در اوستا مِثْرَ (miθra) نامیده شده و به چمِ ایزدِ مهر و نیز پیمان است و نمادی از فروغِ خورشید.
ابوریحان بیرونی در آثارِ باقیه از مردمانِ گذشته، در بخشِ «گفتار دربارهی ماههای ایرانی» (بندِ ۳۶)، در اینباره مینویسد: «روزِ شانزدهمِ مهر، که “روزِ مهر” است، جشنی بزرگ و برشناخته به نامِ “مهرگان” سازوار با نامِ آن میباشد که معنایش “مهربانیِ روان” است. گفتهاند که: مهر همانا نامِ “خورشید” است که در این روز جهان را پدیدار شد، پس بدان نام یافت؛ و دلیلِ بر آن اینکه آیینِ تاجگذاریِ خسروان در همین روز با تاجی بود که چهرهی خورشید بر آن نگاشته آمده، گردونهی مهر بر آن میگردد. در این روز ایرانیان بازاری بر پا میکنند.»
سه بنِ جشنِ مهرگان
گفتنی است که مهرگان بر سه بنیادِ شهریاری، دینی و چهری(طبیعی) استوار است:
از روزنِ شهریاری، در این روز «کاوهی آهنگر» که نمایندهی نیروهای نیکی، راستی و داد است، بر اَژیدَهاک یا ضحاک که نمایندهی نیروهای بدی، دروغ و ستمگری است چیره شد و با این پیروزی، فریدون تاجِ شهریاریِ ایرانشهر را بر سر نهاد و اَژیدهاک را در کوهِ دماوند به بند کشید. مبارزهی نیکی و راستی و داد با بدی و دروغ و ستمگری خویشکاریِ(وظیفهی) دینیِ آریاییان است و این خویشکاری چنین در جشنِ مهرگان نمودی ویژه یافته است.
ابوریحان بیرونی در همان نِبیگ(کتاب) و در همان بخش (بندِ ۳۷) در اینباره گوید: «آوردهاند که اگر ایشان “مهرگان” را ویژهی بزرگداشتی مِهین برنهادهاند، هم بهسببِ مژدهیابیِ مردمان بوده است؛ آنگاه که برآمدنِ فریدون را پس از تازشِ کاوه بر ضحاک و برکناریاش و فراخوانیِ فریدون شنیدند. کاوه همان است که شاهانِ ایران درفشِ او را خجسته و شگونمند دانستهاند. گویند که از پوستِ خرس یا شیری بوده. آن را “درفشِ کاویان” نامیدند که سپس با زر و گوهرها آراسته شد. نیز گفتهاند که فرشتگان برای یاریِ فریدون در آن روز فرود آمدند و رسم بر این شد که در سرایِ شاهان و در شبستانِ کاخ، مردی دلاور هر بامداد پگاه به آوای بلند بانگ برمیداشت: ای فرشتگان! به گیتی فرود آیید، دیوان و بدکاران را فروکوبید و آنها را از این جهان برانید.»
از نگاهِ دینی، یکی از ایزدان ایزدکدهی مزدیسنان ایزدِ مهر است. مهر یا میترا در فرهنگِ ایرانی به چِمِ مهر و دوستی و نیز روشناییِ خورشید است. گذشته از این، مهر نگهبانِ پیمان و پادافراهدهندهی پیمانشکنان است.
از روزنِ چهری، مهرگان چند روز پس از برابر شدنِ درازایِ روز و شب با آغازِ پاییز بر پا میشود و جشنِ برداشتِ فراوردههای کشاورزی است.
آیینهای مهرگانی
مهرگان، چونان نوروز، آیینهای ویژهی خویش را دارد. یکی از این آیینها این بوده است که آریاییان در این روز رختهایی نو بر تن میکردهاند و به یکدیگر و به شهریار پیشکشهایی میدادهاند. و در این روز، همچون نوروز، خوانچهای میانداختند و بر آن هفت دانه مورد، خوشهای انگورِ سپید، سیب، بِه، نیلوفر، شکر و لیمو مینهادند. همچنین، اگر در این روز نوزادی زاده میشد، نامی که بر وی مینهادند واژهی مهر نیز درش بود. چونان: مهربان، مهرداد، مهران، مهردخت، مهرناز، مهربانو و … .
شهریارِ ایران نیز، به نشانهی آمدنِ سرما، رختی از خز میپوشید و جامههای تابستانی خویش را میبخشید. وی همچنین در این روز بارِ همگانی میداد. کتزیاسِ یونانی، پزشکِ دربارِ اردشیرِ دوم، مینویسد که شاهنشاهانِ هخامنشی هیچ نبایستی مست گردند، مگر در روزِ جشنِ مهرگان که جامههایی گرانبها به رنگِ ارغوانی میپوشند و به بادهگساری میپردازند. استرابو، از تاریخنگاران و گیتیشناسان یونانی، نیز گفته است که در جشنِ مهرگان ساتراپِ ارمنستان ۲۰ هزار کره اسب پیشکشی به دربارِ شاهنشاهِ هخامنشی میفرستاد.
گفتنی است، آیینهای جشنِ مهرگان، همچون جشنِ نوروز، پس از تازشِ اسلام از میان نرفت و در روزگارِ خلفای عباسی نیز با شکوهی هرچه بیشتر برگزار میشد.
در روزگارِ غزنویان نیز سلاطینِ غزنوی مهرگان را با شکوهی بسیار جشن میگرفتند و در این جشن پیشکشهایی فراوان به دربار فرستاده میشد. سلطان در برابرِ خوانِ مهرگان مینشست و گرداگردش را بزرگان فرامیگرفتند و چامهسرایان(شاعران) شادباشِ جشنِ مهرگان را که سروده بودند، یکیک میخواندند و خنیاگران نواهای خوش ساز میکردند. در تاریخِ بیهقی چندین جای گزارشِ جشنهای مهرگان آمده است.
پس از ترکتازیِ مغولان، گرچه از شکوهِ این جشن میانِ جُددینان کاسته شد، ولی مزدیسنان آن را فراموش نکردند و آن را با شکوهی ویژه هماره برگزار کردهاند و اینک نیز میکنند.
برگرفته از «این جا».
