Subscribe elementum semper nisi. Aenean vulputate eleifend tellus. Aenean leo ligula, porttitor eu, consequat vitae eleifend ac, enim. Aenean vulputate eleifend tellus.

    Subscribe elementum semper nisi. Aenean vulputate eleifend tellus. Aenean leo ligula, porttitor eu, consequat vitae eleifend ac, enim. Aenean vulputate eleifend tellus.

      اَهونَوَدگات (یسنا، هات ۳۳)

      اَهونَوَدگات (یسنا، هات ۳۳)

      نوشته‌ها: گردانش و گزارش هات ۳۳ از استاد ابراهیم پورداود

      ویدئوها: گردانش و گزارش هاد ۳۳ از خسرو دادور ایرانشهر در گفت‌وگو با بانو شیوا

       

      ۱ [1] آن‌چنان‌که در آیین نخستین زندگی است، داور با درست‌ترکردار رفتار کند با پیرو دروغ و همچنان با پیرو راستی و با آن کسی که نزد وی (کردار) نادرست و درست به هم آمیخته است.

      ۲ [2] کسی که به دروغ‌پرست بد کند، چه با گفتار، چه با پندار، چه با دست‌ها یا اینکه به پیروش نیکی آموزاند، (این‌چنین) کسان، کامِ مزدا اهورا و خواست وی به جای آورند.

      ۳ [3] کسی که از برای پیرو راستی بهتری (خواهد)، آزاده یا کشاورز یا پیشوا و یا کسی که با کوشش از چارپا نگاهداری کند، آن کس (روزی) در چمن راستی و منش نیک خواهد بود.

      ۴ [4] منم، ای مزدا، که از پرستش تو بزدایم نافرمانی و بدمنشی را و از آزاده خیره‌سری و از کشاورز همسایگان دروغ و از پیشوا نکوهیدگان را و از چمنِ چارپایان بدتر(ین) نگهدار را.

      ۵ منم آن‌که سروشِ از همه بزرگ‌ترت را به یاری خواهم خواند، آنگاه که زندگی جاودانی یابم در آن کشور منش نیک، در آن راهِ درست راستی، نزد کسانی که مزدا اهورا آرام دارد.

      ۶ منم آن پیشوا که از آیین راستین (راه) درست (بیاموختم). اینک، از بهترمنش خواستار آموختن برزیگری و با چنین منشی به کار انداختن آن. به این امید، مرا آرزو است، ای اهورامزدا، این (امشاسپند) تو دیدن و پند پرسیدن.

      ۷ [5] به‌سوى من آیید، ای بهتران. خود پدیدار (سازید)، ای مزدا، ای اردیبهشت، ای بهمن، تا اینکه به من، گذشته از مغان، (دیگران) نیز گوش فرادهند. باید اندر میان ما آشکار (و) پیدا باشد رادی‌های نمازگزارندگان.

      گزارش و گردانشِ هاد ۳۳، بندهای ۱ و ۲ و ۳ و ۴ و ۵ و ۶ و ۷

       

      ۸ دادخواهی‌ام را که (به نزد شما) می‌آورم فراشناسید، ای بهمن (و) درودم را از برای مانند شما کسانی، ای مزدا، ای اردیبهشت، (و) به سخنان ستایشم ارزانی دارید، ای خُرداد و امرداد، بخشایش پایدارتان را.

      ۹ [6] خرد تو، ای مزدا، با رامش دو یاران راستی‌افزا به آن کسی که از من روش دیگر یافته، بهترمنش ارزانی دارند. (آری) از یاوری آن دو برخوردار شویم، آنانی که روانشان یگانه است.

      ۱۰ [7] همه‌ی خوشی‌های زندگی که تو راست، چه آن‌هایی که بودند و آن‌هایی که هستند و آن‌هایی که، ای مزدا، خواهند بود، به خواست خودت آن‌ها را (به ما) ببخشای، به دستیاری بهمن برافزای، به دستیاری شهریور و اردیبهشت رستگاری تن.

      ۱۱ [8] تو، ای اهورامزدای تواناتر و سپندارمذ و اردیبهشت جهان‌افزا و ای بهمن و شهریور، به من گوش فرادهید و با من در آمرزش باشید، آنگاه که پاداش هرکسی از پی رسد.

      ۱۲ [9] به من روی آر، ای اهورا. از سپندارمذ توش (و توان) ده. از پاک‌ترروان، ای مزدا، پاداش نیک‌زور (بخش). از اردیبهشت زبردستی نیرومند، از بهمن بخشایش (ده).

      ۱۳ از برای نگهداری من، تو ای دوربیننده، چیزهای بی‌مانند کشورتان را چون پاداش منش نیک به من ارزانی دارید، ای اهورا. ای سپندارمذ، به نهاد راستی آموز.

      ۱۴ ایدون، از برای دهش، زرتشت زندگی خویشتن (و) پندار نیک و کردار نیک و گفتار برگزیده‌ی (خود را) به مزدا دهد (و) به دین راستین فرمان‌بری و توانایی.

      گزارش و گردانشِ هاد ۳۳، بندهای ۸ و ۹ و ۱۰ و ۱۱ و ۱۲ و ۱۳ و ۱۴

       

      پی‌نوشت:

      [1]. آن‌چنان‌که در آیین نخستین آمده، در روز داوری پسین، با پیرو دروغ یا گناهگار و با پیرو راستی یا نیکوکار از روی داد رفتار خواهد شد. همچنین با کسی که نیمه‌ای از کردار جهانی وی ستوده و نیمه‌ی دیگرش نکوهیده است، در بند چهارم از هات ۴٨ فرماید: کسی که کردارش با نیکی و بدی آمیخته است، در روز پسین از نیکوکاران که به‌سوی بهشت روند و از گناهگاران که به دوزخ درآیند، جدا خواهد گردید. جای آنان در گات‌ها نامیده نشده، اما در جاهای دیگر اوستا میسوانَ (misavāna = میسوَنْ misvan) خوانده شده. چنان‌که در فرگرد نوزدهم وندیداد، پاره‌ی ٣۶ و در دو سی‌روزه‌ی خرد و بزرگ، در پاره‌ی ۳۰ و همیشه با کلمه‌ی گاتو (gātu) گاه، جایگاه آمده است. در پهلوی همیستگان (hamistakān) خوانده شده است. همیستگان نزد مزدیسنان به جای purgatoire عیسویان کاتولیک و برزخ مسلمانان است. همیستگان از مصدر میئس (myas) که در بند ١۴ از هات ۴۶ آمده است که در فارسی آمیختن شده است و با جزء هام (ham) هام میئس (ham myas)، یعنی به هم آمیختن، که در بند ۱ از هات ۳۳ آمده است، از همین بنیان است. میسوَن و آن جای کسانی است که کردار نیک و بدشان به هم آمیخته؛ نه نیکی به بدی فزونی کند که درخور پاداش بهشت گردند و نه بدی بیش از کردار نیک آنان است که به دوزخ روند. همیستگان جمع همیستک (hamistak)، یعنی به هم آمیخته. چون در جلد خرده‌اوستا، ص ١٨١ – ١٨۴، از همیستکان سخن داشتیم، در اینجا بیش از این نباید. فقط فقره­های ١۴ – ١۵ از فصل دوازدهم مینوخرد را یادآور می­شویم: «آن را که کرفه (ثواب) و گناه یکسان است، جایش در همیستگان است. آن را که بزه (گناه) پیش است، راه دوزخ پوید.» در ارداویرافنامه، در فصل ششم، ارداویراف در گردش بهشت و دوزخ گوید: «به جایی فراز آمدم که روان چند مردم گرد هم آمده بودند، از سروش پیروزگر و ایزد آذر پرسیدم: اینان چه کسان‌اند و چرا اینجا هستند؟ سروش پیروزگر و ایزد آذر به من گفتند: این جایگاه را همیستگان نامند. این روان‌ها تا تن پسین (= روز پسین، رستاخیز) در اینجا بمانند. اینان روان کسانی هستند که کرفه و گناهشان یکسان است. به جهانیان بگو: مگذارید آز و آزار شما را از کرفه‌ی آسان به‌دست‌آمدنی بازدارد، چه روان، اگر کرفه‌ی سه سروشوچَرَنام (sroshōčaranām) (وزن سبکی است به جلد وندیداد، گزارش نگارنده. به انجام مقاله‌ی «پادافراه» نگاه کنید) به گناه فزونی کند، به بهشت رود؛ اگر گناه سه سروشو چرنام از کرفه بیش باشد، روان به دوزخ شود. آن‌که را کرفه و گناه یکسان است، تا تن پسین (= روز پسین) در همیستگان بماند. پادافراه (سزای) آنان سردی و گرمی است که از اندروای (= هوا) آید. جز از این آنان را رنج دیگر نباشد.»

      [2]. در بند هجدهم از هات ۳۱ و در بند چهارم از هات ۴۶ نیز از بد کردن به بدان سخن رفته است.

      [3]. چمن راستی (اَشا) و منش نیک (وهومننگه) فردوس است، چنان‌که کشور منش نیک، که در بند پنجم همین هات آمده، به همین معنی است و خان‌‌ومان بدترمنش، که در بند سیزدهم از هات ۳۲ گذشت، به معنی دوزخ است.

      [4]. پیغمبر امیدوار است که در مزداپرستی درمان درد جهانیان به دست آورده باشد و بتواند نافرمانی و منش زشت از خاکیان دور کند و سه گروه مردمان را، که لشکریان و برزیگران و دانایان باشند، از آزار خیره‌سران و دروغ‌آزمایان و نکوهندگان برهاند و دست گماشتگان بیدادگر از کشتزارها کوتاه سازد.

      [5]. در این بند پیغمبر خواستار نمایش پرتو ایزدی و فروغ راستی و پاک‌منشی است، تا اینکه گذشته از پیروانش یا مغان، سخنانش نزد دیگران هم شنوندگان پیدا کند.

      [6]. در سرِ این بندِ بسیار پیچیده و دشوار بسیار گفت‌وگو کرده­اند. از گزارش پهلوی (زند) این بند، که برخی از دانشمندان خواسته­اند گرهی بگشایند، خود پر از پیچ و گره است. بنا به معنی‌ای که نگارنده برگزیده، مقصود این است: کسی که از آیین پیغمبر بهره یافته و ره و رسم دیگر پیش گرفته، خرد پاک ایزدی با رامش و بخشایش خرداد و امرداد به آن کس بهترین منش دهند.

      از یاوری این دو امشاسپند، که روانشان یکی است، رسایی و جاودانی اراده شده است. به یادداشت شماره‌ی ۴، از بند ششم، از هات ۳۱ نگاه کنید.

      [7]. پیغمبر خواستار است که دین‌داران در همین جهان از همه‌ی خوشی و رامش زندگی که مزدا بیافرید برخوردار باشند و به میانجی امشاسپندان، بهمن و شهریور و اردیبهشت، افزایش و گشایش یابند و به کام دل رسند.

      [8]. پیغمبر امیدوار است که اهورا و امشاسپندانش: آرمئیتی (ārmaiti = سپندارمذ) و اَشَ (asha = اردیبهشت) و وهومننگه (vohu-manaṅh = بهمن) و خشتهرَ (xshathra = شهریور) در روز پسین، آن هنگامی که از برای کردارهای نیک پاداش بخشیده شود، آمرزش و بخشایش خود را از وی دریغ نکنند. در یسنای بیست و هفتم، در پاره‌های A- ۱۱ به بندهای ۱۱ – ۱۴ این هات نیز برمی‌خوریم.

      آن چه از هاد ۳۳ می‌توان آموخت (۱)

      آن چه از هاد ۳۳ می‌توان آموخت (۲)

      آن چه از هاد ۳۳ می‌توان آموخت (۳)

      Sorry, the comment form is closed at this time.