اشتودگات (یسنا، هات ۴۳)
نوشتهها: گردانش و گزارش اشتودگات، هات ۴۳ از استاد ابراهیم پورداود
ویدئوها: گردانش و گزارش اوشتویتی گاه، هاد ۴۳ از خسرو دادور ایرانشهر در گفتوگو با بانو شیوا
۱ [1] به کام دل خواستارم از برای هريك آنچه را که او خواستار است، که مزدا اهورای کامفرما بدو ارزانی داراد. به نیروی پایدار رسیدن و راستی داشتن ـ این را به من ببخشای، ای سپندارمذ ـ شکوه پاداش (و) زندگي منش نيك.
۲ و از آنِ او باد آنچه از همه بهتر است. آنکه را آرزوی فردوس است از پاکترخردِ آگاه تو فردوس بدو ارزانی باد ای مزدا، (و) بخشايش منش نيك كه تو به دستیاری راستی خواهی داد، در همهی روزها با شادمانی زندگی دیرپایا.
۳ [2] و که او از بِه به بهتر گرایاد آن مردی که به ما راه راست سود بیاموزانید در این زندگی جهانی و (زندگی) مینوی، به آن (راه) درست آفریدگانی که در آنجا اهورا آرام دارد آن رادمردی که مانند تو خوبشناسا و پاك است، ای مزدا.
۴ [3] و تو را توانا و پاك شناختم، ای مزدا، آنگاه که آن پاداش به دست برگرفته به پیرو دروغ و به پیرو راستی خواهی داد، آنگاه که از گرمای آذر تو که زورش از راستی است، نیروی منش نيك به من روی خواهد نمود.
۵ [4] و تو را پاک شناختم، ای مزدا اهورا، آنگاه که تو را نخست در آفرینش زندگی نگریستم که چگونه کردارها و گفتارها را مزد خواهی داد – پاداش بد به بد (و) خوب به خوب – از هنرت در پایان گردش آفرینش.
گزارش و گردانشِ اوشتویتی گاه، هاد ۴۳، بندهای ۱ و ۲ و ۳ و ۴ و ۵
۶ [5] در آن سرانجام تو با خرد پاکت به در خواهی آمد، ای مزدا، با کشور جاودانی و با منش نيك که از کردارش جهان راستی خواهد برافزود. آنان را (فرشتهی) پارسایی از داوری آگاه خواهد نمود، آن (داوری) خردت را که هیچکس نتواند فریفتن.
۷ [6] و تو را پاك شناختم، ای مزدا اهورا، آنگاه که بهمن بهسوی من آمد و از من پرسید: کی هستی (و) از کدام کس هستی؟ با کدام نشان در روزهای پرسش، زندگی خویش و خودت را خواهی شناسانیدن؟
۸ آنگاه بدو گفتم نخست (منم) زرتشت. هرچند که بتوانم بهدرستی دشمن دروغپرست و پناه نیرومند پیرو راستی خواهم بود تا اینکه در آینده کشور دلخواه (جاودانی) را دارا گردم تا هنگامی که، ای مزدا، میستایم و میسرایم.
۹ [7] و تو را پاك شناختم، ای مزدا اهورا، آنگاه که بهمن بهسوی من آمد. در پرسشش: از چه چیز خواهی که خود را بازشناسانی؟ (در پاسخ گفتم): با آن دهش نماز نزد آذر تو تا هنگامی که بتوانم به راستی خواهم اندیشیدن.
۱۰ [8] (مزدا گوید): ایدون دین راستین مرا بنگر، چه من با پارسایی به هم پیوسته، آن را همیخوانم که به نزد من درآید. اينك، بپرس از ما آنچه را که تو از ما خواهی پرسیدن. آری، پرسش تو مانند (پرسش) نیرومندی است. همچنین آن کسی که توانایی دارد تو نیرومند را کامروا کند.
گزارش و گردانشِ اوشتویتی گاه، هاد ۴۳، بندهای ۶ و ۷ و ۸ و ۹ و ۱۰
۱۱ [9] و تو را پاك شناختم، ای مزدا اهورا، آنگاه که بهمن بهسوی من آمد، در آن هنگامی که من نخست از سخنان شما آموزش یافتم.
آیا رنج به بار خواهد آورد نزد مردمان دلدادگی (من) در انجام دادن آنچه را که به من گفتید بهترین است؟
۱۲ [10] و آنگاه که به من گفتی: از برای آموخته شدن بهسوی راستی آی، چون فرمان دادی – بی نافرمانی از من – برخیز، پیش از اینکه سروش من به در آید، به همراه اَشی بسیار توانگر پاداش بهر دو هماورد در سود (و زیان) پخش کند.
۱۳ [11] و تو را پاک شناختم، ای مزدا اهورا، آنگاه که بهمن بهسوی من آمد از برای شناختن دادخواهی کام من – آن را به من ارزانی دارید، آن زندگی جاودان که هیچکس شما را بر آن شدن ناگزیر نتواند کرد، آن هستی آرزوشده که در کشور تو گفته شده.
۱۴ [12] اگر پناه مهربان تو، آنچنانکه مرد دانایی به آن تواناست، به دوستی ارزانی دارد، ای مزدا، با شهریاری تو به میانجی اردیبهشت به من رسد. پس اینچنین برخیزم از برای برابر شدن به خواردارندگان آیین تو با همهی کسانی که آموزش تو به یاد دارند.
۱۵ [13] و تو را پاك شناختم، ای مزدا، آنگاه که بهمن بهسوی من آمد (و) از برای آگاه ساختن بیاموخت (مرا) توشنامئیتی بهتر: نباید همیشه مایهی خشنودی پیروان دروغ شدن، چه این راستیپرستان را برآشفته کند.
۱۶ [14] ایدون، ای اهورا، او، زرتشت، از برای خود برگزید آن پاکترروانت را. ای مزدا – به پیکر آراسته باد راستی، از زندگی و نیرو برخوردار باد در کشور خورشیدسان سپندارمذ- بشود که او به کردارهایی که از منش نيك است پاداش دهاد.
گزارش و گردانشِ اوشتویتی گاه، هاد ۴۳، بندهای ۱۱ و ۱۲ و ۱۳ و ۱۴ و ۱۵ و ۱۶
پینوشت:
[1] در بندهای ۳-۱ از این هات، پیغمبر از روی آرزوی هريك از دینداران خواستار است که پروردگار آرزویبرآورنده به آرزویشان رساند. آرزوی آنان به نیرو و پایداری رسیدن و راستی ( اَشَ) یا دین راستین دریافتن و از پاداش برخوردار شدن و از آن زندگی که درخور پاكمنشان است بهرهور گردیدن است. آنکه را آرزوی بهشت است، بهشت بدو ارزانی و از بخشایش منش نيك و شادمانی زندگی جاودانی برخوردار باد. پیغمبر از برای خود که راهنمای راه راست جهانی و مینوی است، آرزومند است که از بِه به آنچه بهتر است گراید.
[2] در این بند، پیغمبر از خود با ضمیر و فعل غایب سخن میدارد، چنانکه در بند شانزدهم همین هات اوست که مانند مزدا آگاه و پاک است، اوست که راه راست جهان خاکی و مینوی و راه فردوس، در آنجایی که آرامگاه آفریدگان پاک و بارگاه پروردگار است، به مردمان بنمود در پاداش این آموزش و راهبری، اهورا وی را از به به آنچه بهتر است رساند.
[3] بندهای ٤ – ١٦ در شناختن روان پیغمبر است مر پروردگار را به میانجی منش نيك مزدا (= بهمن) که شش بار خود را به پیغمبر بنمود. در این بند، چنانکه در بسیاری از بندهای دیگر گاتها، از آزمایش روز پسین یاد شده است. پیغمبر امیدوار است در آن هنگام در برابر زبانهی آذر ایزدی که مزد هريك از نیکوکاران و گناهکاران داده میشود، از منش نيك برخوردار باشد و از آن آزمایش رستگار به در آید.
[4] یعنی آنگاه که تو را نخستین بار در جهان مینوی نگریستم، دانستم که تویی پاك (سپنتَ Spənta سپند) و تویی آن کس که پس از پایان یافتن زندگی جهانی، از نیرو و هنر خویش بدان را از خوبان بازشناسی و به هريك از آنان مزد و پاداشی که درخور است خواهی داد. پیغمبر که میگوید اهورامزدا را در آفرینش زندگی نگریستم، ناگزیر فروهر خویش اراده کرده است. چنانکه میدانیم، در آیین مزدیسنا، فروهرهای (فرَوَشی fravashi) هريك از آفریدگان نیك پیش از پیکر هستی یافتن جهان آفریده شدند. به مقالهی فروهر در نخستین جلد یشتها، گزارش نگارنده، ص ۵۹۰ نگاه کنید.
[5] در این بند، در دنبالهی بند پیش که گفته شده: آفریدگار در آغاز نخستین زندگی، به جای هر بهی پاداش نیکی، به جای هر بدی پادافراهی آیین نهاد و پس از سرآمدن گردش گیتی مُزد کردار هريك از نیکوکاران و بزهگران داده خواهد شد، در اینجا فرماید: پس از سرآمدن گردش گیتی، در جهان دیگر، هنگامهی پاداش فرارسد. آنگاه خرد پاك مزدا نمودار شود، کشور جاوداني آراسته گردد، از منش نيك جهان راستی ببالد، فرشتهی پارسایی فرمان ایزدی به بندگان نوید دهد.
به جای واژههای خرد پاک و کشور جاودانی و منش نيك و پارسایی از روی ترتیب سينتومئينيو (spəntô.mainyu = سپندمینو)، خشتهر (xshathra = شهریور)، وهومننگه (vohu.manan̈h = بهمن)، اَش (asha = اردیبهشت)، آرمئیتی (ãrmaiti = سپندارمذ) آمده است. به بند یازدهم از هات ٣٤ نگاه کنید.
[6] در این بند و در بندهای آینده، زرتشت از پیامبری خویش و از پرسش و پاسخی که میان وی و بهمن (= منش نيك) رفته سخن میدارد و فرماید که نشانهی پیامبری وی برانداختن دروغ و برافراختن راستی است.
[7] در این بند در پرسش بهمن از اینکه چگونه خود را میتوانی بازشناسانی؟ پیغمبر در پاسخ گوید: تا هنگامی که از برای پرستش در برابر آذر افروختهی ایزدی ایستاده، دهش نماز و ستایش به پیشگاه مزدا میآورم، به راستی (اَشَ) خواهم اندیشید؛ یعنی به دین راستین خود را از دیگران بازشناسانم.
[8] در بندهای ۷-۹ دیدیم که امشاسپند بهمن خود را به پیغمبر نموده، از وی پرسید که چگونه خود را توانی شناساندن؟ پیغمبر خود را در پاسخ پیرو دین راستین (اَشَ) خواند و گفت که هماره به راستی اندیشد. اينك، در این بند، مزدا اهورا به پیغمبر خود فرماید که ما با راستی و پارسایی (= آرمئیتی) به تو روی آوردیم. برای اینکه از دین راستین آنچنانکه باید آگاه شوی و در پیامبری خویش رسا گردی، از ما بپرس آنچه را که باید بپرسی. ما را توانایی آن هست که تو را کامروا سازیم و پرسشهای تو را بهدرستی پاسخ گوییم.
[9] پیغمبر از کردگار پرسید: آیا آن آیینی که من در روز نخست از منش نيك (بهمن) تو بیاموختم و باید به مردمان برسانم، همان آیین و دینی که تو به من گفتی بهترین آموزش است، باید در جهان مایهی رنج و آزار من گردد؟
[10] پیغمبر گوید: ای مزدا اهورا، آنگاه که تو فرمان دادی برخیز و به دین راستین ایزدی (اَشَ) روی آر و به راستی گرای، پیش از اینکه کشور مینوی آراسته گردد و به دستیاری اَشی، فرشتهی بهره و بخش به نیکوکاران و بزهگران، پاداش و پادفراه داده شود، چون فرمان از تو بود، نافرمانی نکردم، به راستی گرویدم.
[11] در این بند و در بند آینده، پیغمبر در آن هنگامی که بهمن، منش نیک اهورا، بدو روی نمود از برای مُزد پیامبری و دینگستری و راهنمایی، دو چیز درخواست نمود: نخست اینکه پس از سرآمدن گردش گیتی، در جهان دیگر، در کشور مینوی ایزدی (بهشت)، زندگی جاودانی بدو بخشیده شود و این بخشایشی است که هیچکس پیشگاه مزدا را در بخشودن آن ناگزیر نتواند کردن؛ دوم اینکه در همین گیتی یاری و پناه ایزدی از وی دریغ نشود، آنچنانکه او به دستیاری راستی (اَشَ) از شهریاری و توانایی مینوی بهرهور گشته، بتواند با یاران و همهی کسانی که گفتار آسمانی دریافتند در برابر ستیزهی بدخواهانِ دین و آیین ایستادگی و پایداری کند و در کوشش خویش کامیاب به در آید.
[12] یعنی: اگر از یاری ایزدی برخوردار شدم و توانایی مزدا به دستیاری دین راستین (اَشَ) از آن من گردید، آنچنانکه مرد دانایی یاری خود را از دوستی دریغ نمیکند. هرآینه برخاسته، با همهی پیروان و کسانی که گوش به فرمان آسمانی دارند با بدخواهان دین راستین برابری کنم و در برانداختن آنان بکوشم.
[13] در این بند، بهمن (= منش نيك) با همراهی توشنامئیتی (tushnãmaiti)، فرشتهی نمایندهی منش آرام، خود به پیغمبر نموده اندرز دهند: نباید چنان رفتار کرد که پیروان دروغ را خوش و پیروان راستی را ناخوش آید.
[14] پیغمبر از خود با ضمیر و فعل غایب، چون سومین کس، سخن میدارد. چنانکه در بند سوم همین هات، کشور خورشیدسان یا جایی که مانند خور روشن و درخشان است، بهشت است. پيغمبر فرماید: کسانی که از دروغ روی برتابند، روان پاک برگزیده راستی دریابند، در فردوس برین به میانجی سپندارمذ از برای کردارهای ستودهشان به پاداش رسند.
آن چه از هاد ۴۳ میتوان آموخت (۱)
آن چه از هاد ۴۳ میتوان آموخت (۲)
