اشتودگات (یسنا، هات ۴۴)
نوشتهها: گردانش و گزارش اشتودگات، هات ۴۴ از استاد ابراهیم پورداود
ویدئوها: گردانش و گزارش اوشتویتی گاه، هاد ۴۴ از خسرو دادور ایرانشهر در گفتوگو با بانو شیوا
۱ این از تو میپرسم. درست به من بگو، ای اهورا:[1] دربارهی نماز، آنچنان نمازی که از برای مانند شما کسانی است، ای مزدا. کسی مانند تو به دوستی مانند من باید آن را بياموزاند و به میانجی اردیبهشت ارجمند باید که او یاری دهد تا اینکه منش نیک نزد ما فرود آید.
۲ این از تو میپرسم. درست به من بگو، ای اهورا: چگونه در آغازِ بهترجهان پاداش سود دهد به کسی که آن را دریافت خواهد کرد؟[2]
او آری، ای راستی، آن پاک، سراسر انجام را نگران (است). آن دوست درمانبخش زندگی، ای مزدا.
۳ این از تو میپرسم. درست به من بگو، ای اهورا: کیست از آفرینش پدر راستی، نخستین؟ کیست که به خورشید و ستارگان راه (گردش) داد؟ از کیست که ماه میفزاید (و) دگرباره میکاهد؟ این، ای مزدا، و دیگر (چیزها) دانستن خواستارم.
۴ این از تو میپرسم. درست به من بگو، ای اهورا: کی نگه داشت زمین در زیر و آسمانها (در بالا) که نمیافتند؟ کی آب و گیاهها (آفرید)؟ کی به باد و ابرها تندی پیوست؟، ای مزدا، دادار منش نيك؟
۵ این از تو میپرسم. درست به من بگو، ای اهورا: کی روشنایی خوبکنش و تاریکی آفرید؟ کی خوابِ خوبکنش و بیداری آفرید؟ کی بامداد (و) نیمروز و شب (آفرید) که یاد آورند برگزیدگان را به پیمان؟
۶ این از تو میپرسم. درست به من بگو، ای اهورا: پس آیا بهدرستی آنچنان است که من نوید خواهم داد؟ اردیبهشت با کردارش یاوری خواهد کرد؟ (و) سپندارمذ؟ بهمن از سوی تو کشور (مینوی) را (از آن ما) خواهد شناخت؟ از برای کی چارپای بارورِ خرمیبخش آفریدی؟[3]
گزارش و گردانشِ اوشتویتی گاه، هاد ۴۴، بندهای ۱ و ۲ و ۳ و ۴ و ۵ و ۶
۷ این از تو میپرسم. درست به من بگو، ای اهورا: کی با شهریور، سپندارمذ ارجمند (هم) بیافرید؟ کی با فرزانگی پسر را دوستار پدر کرد؟
همانا من میکوشم، ای مزدا، تا تو را با خرد پاکت دادار همهچیز فراشناختن.
۸ این از تو میپرسم. درست به من بگو، ای اهورا: آموزش تو را خواهم به یاد سپردن، ای مزدا، و دستور زندگی که از اردیبهشت و بهمن همیپرسم بهدرستی دریافتن: چگونه روان من به بخشایش شادیانگیز خواهد رسید؟
۹ این از تو میپرسم. درست به من بگو، ای اهورا: چگونه مرا که دین رسا سازم از برای نیکاندیش، خداوندگار کشور (مینوی) از نویدهای به کشور راستين بیاموزاند، کسی مانند تو ای مزدا که با راستی و منش نيك در يك سرای آرام دارد؟[4]
۱۰ این از تو میپرسم. درست به من بگو، ای اهورا: دین که بهتر چیزهاست، آن (دین) با راستی پیوستهی من که به جهانیان فزونی دهد، آیا آنان با گفتار و کردار پارسایی درست خواهند نگریست به كيش من، به آرزوی بخشایشهای تو، ای مزدا؟
۱۱ این از تو میپرسم. درست به من بگو، ای اهورا: چگونه به آنان پارسایی خواهد گرایید، به کسانی که دین تو گفته خواهد شد، ای مزدا؟[5]
منم آنکه از تو، برای این در آغاز برگزیده شدم. همهی دیگران را با خرد بدخواهی بنگرم.
۱۲ این از تو میپرسم. درست به من بگو، ای اهورا: – کیست پیرو راستی، (میان) آنانی که من سخن میدارم یا پیرو دروغ؟ كدام يك دشمن است؟ این یا آن دیگری دشمن است؟ آن دروغپرستی که از برای بخشایش تو به من ستیزه کند؟ چیست او؟ نباید او دشمن پنداشته شود؟[6]
گزارش و گردانشِ اوشتویتی گاه، هاد ۴۴، بندهای ۷ و ۸ و ۹ و ۱۰ و ۱۱ و ۱۲
۱۳ این از تو میپرسم. درست به من بگو، ای اهورا: چگونه دروغ را از خود دور توانیم راند بهسوی آنانی که پُر از نافرمانی نمیکوشند که به راستی پیوندند (و) پرسشِ منش نيك آرزو دارند؟[7]
۱۴ این از تو میپرسم. درست به من بگو، ای اهورا: چگونه دروغ را به دستهای راستی توانم سپرد تا اینکه او آن را برافکند از روی دستور آیین تو، تا اینکه او به دروغپرستان شکست سترگ دهد، تا اینکه به آنان رنجها و ستیزها آورد، ای مزدا؟
۱۵ این از تو میپرسم. درست به من بگو، ای اهورا: پس آیا تو بر آن توانا هستی که به میانجی راستی مرا پناه دهی، آنگاه که دو سپاه[8] ناسازگار به هم رسند، از روی آن پیمانی که تو بر آن استوار خواهی بود، ای مزدا ـ به کدام يك از دو، به کی تو پیروزی خواهی داد؟
۱۶ این از تو میپرسم. درست به من بگوی، ای اهورا: کیست آن پیروزگری که از آیین تو کسانی را که هستند پناه بخشد؟ آشکارا آگهی ده مرا به برگماشتن آن ردِ درمانبخش زندگی و به آن کسی که فرمانبری با منش نيك روى کند، ای مزدا، به آن کسی که تو خواستاری.[9]
گزارش و گردانشِ اوشتویتی گاه، هاد ۴۴، بندهای ۱۳ و ۱۴ و ۱۵ و ۱۶
۱۷ این از تو میپرسم. درست به من بگو، ای اهورا: چگونه، ای مزدا، کام دلم از شما ساخته گردد، از پیوستن به شما، و گفتارم کارساز شود؟ آیا از روی آن دستور (و پیمان)، رسایی و جاودانی درآمیزند با آن کسی که از راستی بهرهور است؟
۱۸ این از تو میپرسم. درست به من بگو، ای اهورا: چگونه، ای اردیبهشت، به آن مزد ارزانی خواهم شد؟ ده مادیان با (جفت) نر و يك شتر كه به من پیمان داده شده، ای مزدا، آنچنانکه به رسایی و جاودانی، در بخشایش تو؟[10]
۱۹ این از تو میپرسم. درست به من بگو، ای مزدا: کسی که مزد به آن کسی که به آن ارزانی است ندهد، به آن کسی که به او بهدرستی پیمان داده شده، چه سزایی از برای او نخست خواهد بود؟ از آن (سزایی) که در پایان از برای او خواهد بود آگاهم.[11]
۲۰ آیا هرگز دیوها خداوندگاران خوب بودند؟ و این را میپرسم (آناناند) که میبینند چگونه از برایشان کرپن و اوسیج گاو را (به دست) خشم میدهند. همچنان کوی همیشه آن را به ناله درمیآورد. نمیپرورند آن را از روی دین راستین از برای گشایش بخشیدن به کشت و ورز.[12]
گزارش و گردانشِ اوشتویتی گاه، هاد ۴۴، بندهای ۱۷ و ۱۸ و ۱۹ و ۲۰
پینوشت:
[1]. «این از تو میپرسم، دُرست به من بگو ای اهورا» در آغاز هريك از بندهای این هات، جز از بند بیستم، نیز آمده است و پیوستگی این بندها را به همدیگر میرساند.
در بند دهم از هات ٤٣ دیدیم که مزدا به زرتشت گوید: «اينك، بپرس از ما آنچه را که تو از ما خواهی پرسیدن.» اکنون پرسشهای زرتشت از مزدا، چنانکه دیده میشود، از خود این پرسشها، پاسخهای مزدا برمیآید.
در نخستین بند، پیغمبر از اهورامزدا درخواست دارد که وی را از آن نماز و نیایشی که شایستهی پیشگاه خداوندی است آگاه سازد، از آن نمازی که به منش نیک (بهمن) توان رسیدن. به بند ۱ از هات ۳۰ و بندهای ۱۲ و ١٥ از هات ٣٤ و بند ٦ از هات ٤٥ نیز نگاه کنید.
[2]. پیغمبر از مزدا پرسید: آیا بهراستی چنین است، در جهان دیگر پس از آنکه مردم مُزد كردارهاى نيك خویش یافتند، بختیار و کامیاب خواهند بود آنچنانکه در این جهان امید آن دارند؟ از جملهی پسین پاسخ این پرسش برمیآید: زرتشت پاک، آن دوست و پزشکِ زندگی، آینده را از پیش نگران است و به مردم نوید رستگاری میدهد.
[3]. یعنی پس از سپری شدن زندگی جهان، در روز پسین امشاسپندانت، اردیبهشت و سپندارمذ، دینداران را یاری خواهند نمود و بهمن به کشور مینوی (بهشت) رهنمون خواهد گشت، آنچنانکه من در دین خود مردمان را خواهم آموخت و بدان امیدوار خواهم ساخت.
در بند هشتم از هات ۳۰ نیز دیدیم که بهمن در پایان گردش گیتی کشور ایزدی را از برای راستکرداران خواهد آراست.
چارپا یا گاو (gao) استعاره است و از آن خوشی و رامش و گشایش و فراخروزی اراده میشود. در بند سوم از هات ٤٧ و در بند دوم از هات ٥٠ نیز چارپای سودمند و چراگاهش به معنی مجازی است؛ یعنی بخشایش ایزدی و مایهی زندگی خوش و خُرم.
[4] در بند پیش پیغمبر از اهورامزدا پرسید: از برای پیامبری و دینگستری به آمرزش و بخشایش جاودانی خواهد رسید؟ در این بند میپرسد، آیا به آن دیندار و نيكاندیشی که مرا پیروی کرده، میتوانم از سوی خداوندگار فردوس برین نوید دهم؟ در بند آینده میپرسد: آیا به امید بخشایش ایزدی در روز پسین، با گفتار و کردار به من خواهند پیوست و آنچنانکه باید به آیین من گوش فراخواهند داد؟
[5] در این بند، مانند بند گذشته، دربارهی پیروان پرسش رفته: پس از آنکه دین به آنان آموختم، آیا آنچنان خواهد شد که پارسایی (با فرمانبری و فروتنی و نرمخویی = آرمئیتی سپندارمذ) به آنان راه یابد؟ در دومین بخش این بند، پیغمبر گوید: منم نخستین کسی که تو، ای مزدا، مرا از برای پیامبری برگزیدی، چون چنین است، کسانی را که دشمن دین راستیناند، من نیز به دیدهی بدخواهی بنگرم.
[6] در انجام بند پیش دیدیم که پیغمبر گفت: اوست نخستین کسی که مزدا آیین راستین بدو سپرد و وی را به پیامبری برانگیخت و به راهنمایی جهانیان برگماشت. در اینجا و در بند آینده از دشمن دین مزدیسنا، کسی که به دروغ خود را پیشوا خوانده، یاد میکند. این پیشوای دروغین یا دروغپرست در سرِ سود ایزدی که زرتشت از آن برخوردار است، با پیغمبر در ستیزه است.
[7] پیغمبر خواستار است که پیروان آیین راستین را از آسیب دروغ دور سازد، دیو دروغ و پیشوای دروغین و پیروان دروغ را بهسوی همان خیرهسران و تیرهدلان نافرمانبردار راند که نمیخواهند با راستی سروکاری داشته باشند و از منش نيك پند و اندرز بشنوند.
[8]. از «دو سپاه» هماوردان، پیروان آیین راستین مزدیسنا و پیروان کیش دروغین دیویسنا، اراده شده است.
[9] . آن پیروزمندی که از آیین مزدا پشتوپناه جهانیان است، آن ردی که چارهبخش زندگی است، آن کسی که به خواست مزدا فرمانبری و منش نیک بدو روی کرده، آن کسی که خواسته شده برگماشتگی او به پیامبری پیدا و آشکار باشد، خود پیغمبر زرتشت است. به بند دوم همین هات نگاه کنید. بند شانزدهم از هات ٤٤ در هشتمین فرگرد وندیداد، پارهی ۲۰، نیز آورده شده است.
[10]. پیغمبر امیدوار است در این جهان چنانکه در جهان دیگر پاداش یابد.
باید به یادداشت که در آیین زرتشت به امید بخشایش روز پسین از خوشی و آسایش زندگی جهانی چشمپوشی نشده است. زندگی خوش نیز بخشایش ایزدی است، با کار و کوشش از آن برخوردار توان شدن. برتری دین مزدیسنا در این است که زندگی خوار شمرده نشده است. مزد کار در این جهان و پاداش كردار نيك در جهان دیگر هر دو شایستهی کوشش است. در بند سوم و سیزدهم از هات ٤٣ و در بند هشتم از هات ٤٩ و در بند پنجم از هات ۵۰ نیز از مزد و پاداش دو جهان سخن رفته است.
[11]. پیغمبر خواستار است بداند: اگر کسی مزدی که در برابر کاری پیمان دادهشده نپرداخت، در همین جهان سزای این پیمانشکن چیست؟ سزای چنین گناهکاری در جهان دیگر نزد پیغمبر پیداست.
از این بند روشن است که در بند پیش مادیان و شتر مزد کاری بوده که بایستی به زرتشت داده شود.
[12]. دیوها (دَئِوَ= daə́va) پروردگاران آریایی هستند. کَرپَن (karapan) و اوسیج (usiĵ) پیشوایان دیویسنا و کَویها (kavi) شهریاران دیویسنا از برای خشنودی دیوها مردم را به کشتن چارپایان فرمان دهند.
پیغمبر در دین یکتاپرستی خود، مزدیسنا، به گله و رمهپروری و کشاورزی اندرز دهد. کشتار و خونریزی در جشنهای دینی نکوهیده است. چارپایان باید از برای برزیگری و آبادانی به کار آیند و مایهی زندگی خوش و خرم باشند. مردم به کار آنها نیازمندند و خداوند از خون آنها بینیاز. جز از نماز راستی و نیایش منش نيك چيز ديگر شایستهی آستان اهورا نیست. به بند دوازدهم از هات ۳۲ نیز نگاه کنید.
در نخستین بند از هات ۲۹ و در بند چهارم از هات ٤٩ نیز واژهی خشم با گاو (gao)، که از آن همهی چارپایان سودمند اراده میشود، یکجا آمده است. از «چارپا به خشم سپردن» کشتن آن مراد است، چنانکه در جملهی پس از آن از «به ناله درآوردن» نیز قربانی کردن اراده شده است.
آن چه از هاد ۴۴ میتوان آموخت (۱)
آن چه از هاد ۴۴ میتوان آموخت (۲)
آن چه از هاد ۴۴ میتوان آموخت (۳)
آن چه از هاد ۴۴ میتوان آموخت (۴)
