Subscribe elementum semper nisi. Aenean vulputate eleifend tellus. Aenean leo ligula, porttitor eu, consequat vitae eleifend ac, enim. Aenean vulputate eleifend tellus.

    Subscribe elementum semper nisi. Aenean vulputate eleifend tellus. Aenean leo ligula, porttitor eu, consequat vitae eleifend ac, enim. Aenean vulputate eleifend tellus.

      اشتودگات (یسنا، هات ۴۶)

      اشتودگات (یسنا، هات ۴۶)

      نوشته‌ها: گردانش و گزارش اشتودگات، هات ۴۶ از استاد ابراهیم پورداود

      ویدئوها: گردانش و گزارش اوشتویتی گاه، هاد ۴۶ از خسرو دادور ایرانشهر در گفت‌وگو با بانو شیوا

       

      ۱ به کدام زمین روی آورم؟ به کجا روی نموده، بروم؟ از آزادگان و پیشوایان دورم دارند. برزیگران مرا خشنود نمی‌کنند… و نه آن فرمانروایان دروغ‌پرستِ کشور. چگونه تو را، ای مزدا اهورا، خشنود توانم ساخت؟[1]

      ۲ من می‌دانم، ای مزدا، که چرا ناتوانم: زیرا کم‌خواسته هستم و مرا کسان کم هستند. به تو گِله می‌برم. تو خود بنگر، ای اهورا. یاری بخشای، آن‌چنان‌که یک دوست به دوستی ارزانی دارد. از دین راستین بیاگاهان، از آنچه دارایی منش نیک است.[2]

      ۳ کی، ای مزدا، بامداد روز فراز آید، جهان دین راستین فراگیرد با آموزش‌های فزایش‌بخش پُرخرد رهانندگان؟ کیان‌اند آنانی که بهمن به یاری‌شان خواهد آمد؟ از برای آگاه ساختن، من تو را برگزیدم، ای اهورا.[3]

      ۴ و دروغ‌پرست بازمی‌دارد که این راهبران دین راستین، چارپایان را در روستا یا کشور بپرورانند؛ آن‌که بدنام است (و) از رفتار خویش تباه‌کار؛[4]کسی که او را، ای مزدا، از شهریاری بی‌بهره کند یا از زندگی پیشروی است که راه آیین نیک بیاراید.

      گزارش و گردانشِ اوشتویتی گاه، هاد ۴۶، بندهای ۱ و ۲ و ۳ و ۴ 

       

      ۵ اگر دانایی بتواند نگاهداری کند کسی را که او بر آن داشته از روش خود و پیمان‌های خود برگردد، آن (دانایی) که خود از روی دستور زندگی می‌کند، آن پیرو راستی، آن دروغ‌پرست را این‌چنین باید آن‌که بخرد است آزاده را بیاگاهاند تا که او را از گزند پناه دهد، ای مزدا اهورا.[5]

      ۶ و اگر آن کسی که از او درخواست شده (به یاری) نیامد، او به‌درستی به آفریدگان دروغ خواهد پیوست، چه او (خود) دروغ‌پرست (و) نیک‌خواه دروغ‌پرست است. راستی‌پرست آن کسی است که دوست يك راستی‌پرست است، از همان هنگام که نخستین دین دادی، ای اهورا.

      ۷ کی را، ای مزدا، پشتیبان مانند من کسی خواهند داد، آنگاه که دروغ‌پرست از برای آزردن من آماده شود، جز از آذر و منش تو که از کردارهایشان دین راستین رسا خواهد گردید؟ ای اهورا، از این دستور نهادم را آگاه ساز.[6]

      ۸ کسی که در سر دارد به هستی من آسیب آورد، مکناد که از کردارهایش به من رنجی رسد. آن (کردارها) برگشته، به او رسد با آزارها به خود او، همه‌ی آن آزارها. آن‌چنان‌که از زندگی خوش بی‌بهره ماند نه از زندگی بد، ای مزدا.

      ۹ کیست آن راد (مردی) که نخست بیاموزانید مرا از اینکه ما، تو کارسازتر را بزرگ بداریم (و) داور پاكِ درست‌کردار؟ آنچه اردیبهشت تو (و) آنچه آفریننده‌ی جانداران به اردیبهشت گفت، این را خواستار شنیدن‌اند آنان از بهمن تو.[7]

      گزارش و گردانشِ اوشتویتی گاه، هاد ۴۶، بندهای ۵ و ۶ و ۷ و ۸ و ۹

       

      ۱۰ آن مرد یا زن که از برای من، ای مزدا اهورا، به جای آورد آنچه را که تو از برای جهان بهتر دانستی: از برای پاداش درست‌کرداری وی بهشت (بدو ارزانی باد).

      و کسانی را که من به نیایش شما برگمارم، با همه‌ی آنان از پُل چینوت خواهم گذشت.[8]

      ۱۱ از توانایی خود، کرپن‌ها و کوی‌ها وادار می‌کنند مردم را به کردارهای بد از برای تباه کردن زندگی؛ آنانی که روانشان و نهادشان به هراس خواهند بود، آنگاه که آنان به آنجایی که پل چینوت است رسند، همیشه پاینده یاران خان‌ومان دروغ (خواهند بود).[9]

      ۱۲ هنگامی که اردیبهشت به نوادگان و خویشان نامور فریان تورانی روی کند از کوشش سپندارمذ، گشایش‌بخش هستی: پس آنگاه بهمن آنان را بپذیرد (و) مزدا اهورا به آنان رامش بخشد در سرانجام.[10]

      ۱۳ کیست در میان مردمان آن‌که سپیتمان زرتشت را از آمادگی (خود) خشنود کند، کسی که برازنده است شنوده شود: به او مزدا اهورا زندگی (جاودانی) خواهد داد، بهمن هستی او را برافزاید، او را ما دوست خوب دین راستین شما شناسيم.

      ۱۴ ای زرتشت کیست آن پاک‌دینی که دوست توست در مه‌آیین مغ؟ یا کیست آن کسی که خواستار است چنین شناخته شود؟ این کی‌گشتاسب است در پایان کار. کسانی را که تو، ای مزدا اهورا، در يك سرای گرد هم آوری، آنان را من با گفتار منش نيك همی‌خوانم.[11]

      گزارش و گردانشِ اوشتویتی گاه، هاد ۴۶، بندهای ۱۰ و ۱۱ و ۱۲ و ۱۳ و ۱۴

       

      ۱۵ به شما ای هچتسپیان می‌‌گویم، به شما ای سپیتمانیان، تا اینکه شما دانا را از نادان بازشناسید… از این کردارهاست که شما به خودتان راستی ارزانی دارید، آن‌چنان‌که در نخستین آیین اهوراست.[12]

      ۱۶ ای فرشوشتر هوُگوَ، با این راد (مردان) به آنجا رو. ما دو خواستاریم که به آنان خوش بود، آنجایی که راستی با پارسایی پیوسته است، آنجایی که کشور (جاودانی) به كام منش نيك است، آنجایی که مزدا اهورا از برای افزایش آرام دارد.[13]

      ۱۷ در آنجایی که من از شما سنجیده سخن خواهم داشت نه ناسنجیده، ای جاماسب هوُگوَ، همچنین از فرمان‌بری شما با نیایشِ آمادگی شما، نزد آن مزدا اهورا که به دستیاری راستیِ اندرزگرِ کارآگاه، دانا از نادان بازشناسد.[14]

      ۱۸ کسی که به من پایدار است، من خود نیز بهتردارایی خویش به دستیاری منش نيك بدو نوید دهم. ستیزه به آن کسی که ستیزه کردن به ما در سر دارد، ای مزدا (و) اردیبهشت، (این‌چنین) خواست شما را خشنود سازم. این است دستور خرد و منش من.[15]

      ۱۹ کسی که از برای من زرتشت، از روی دین درست، به جای آورد آنچه را که به کام من سازگارتر است، به آن کس (سزد) مزد، به آن کسی که جهان آینده ارزانی شده يك جُفت چارپای بارور با هر آنچه آرزومند است: و این را از برای من خواهی ساخت، ای مزدا، تو ای کسی که چاره‌سازتری.

      گزارش و گردانشِ اوشتویتی گاه، هاد ۴۶، بندهای ۱۵ و ۱۶ و ۱۷ و ۱۸ و ۱۹

       

      پی‌نوشت: 

      [1] بندهای ١-٤ به هم پیوسته است: پیغمبر از ناکامیابی خود به درگاه مزدا اهورا گِله­مند است. گروه سه‌گانه‌ی مردم از آزادگان و پیشوایان و کشاورزان از پیغمبر دوری کنند و به اندرز وی گوش ندهند؛ سران و فرمانروایانی که پیرو کیش دروغین دیویسنا هستند ستیزه ورزند.

      در سه بند آینده پیغمبر فرماید: از اینکه کاری از پیش نتوانم برد، برای این است که خواسته (مال) و گله و رمه و کسانم کم هستند. چون چنین است، یاری تو ای اهورا مایه‌ی کامیابی من خواهد بود، چنان ساز که مردم از دین راستین به دارایی منش نيك رسند. آن پیرو كيش دروغین که نمی‌خواهد پیروان آیین راستین به آبادانی و گلّه‌پروری و برزیگری پردازد، باید از میان رفته، نابود شود. به جای نقاط، يك واژه افتاده است که در وزن شعر لازم است، اما زیانی به معنی نرسیده است.

      [2] از این دین است که از دارایی منش نيك يا از بخشایش روز پسین آگاه خواهند گردید. مانند این بند که نوید به پاداش است، در بسیاری از بندهای دیگر از پاداش و پادافراه نیکوکاران و بزهگران سخن رفته، آن‌چنان‌که امید به بخشایش‌های بهشت و بیم به رنج‌های دوزخ مردم را به نیکی می‌گمارد و از بدی بازمی‌دارد، چنان‌که در بند پنجم از هات ۲۸ و بند یازدهم از هات ۳۰ و بند سوم از هات ۳۱ و بند دهم از هات ٤٤ و بند ششم از هات ٤٧.

      [3] یعنی کي بامداد رستگاری خواهد دمید و مردم دین راستین خواهند شناخت؟ کی خواهد بود آن روزی که از کوشش رهانندگان (= سئوشینت) دین و آموزش رواج خواهد گرفت؟ آن رهانندگانی که بهمن (= منش نيك) آنان را در کوشششان در راه دین‌گستری یاری خواهد کرد، کیان‌اند؟

      [4] در این بند، راهبران دین راستین همان رهانندگان‌اند که در بند پیش گذشت. دروغ‌پرست یا درِگوَنت (drəgvant) یکی از سران و شهریاران دیویسناست، چنان‌که در بند هفتم از همین هات و در بند پانزدهم از هات ۳۱ و در بند پنجم از هات ۳۲ و در بند سوم از هات ۵۰، از درِگوَنتْ کسی از شهریاران دیویسنا اراده شده است. همچنین از این واژه در بند هجدهم از هات ۳۱ و در بند چهاردهم از هات ۳۲ و در بند دوازدهم از هات ٤٤ و در نخستین بند از هات ٤٥، یکی از پیشوایان گمراه‌کننده یا پیغبر دروغین دیویسنا مراد است، کسی چون گرِهمَ (Grəhma) که در بندهای ١٢-١٤ از هات ۳۲ یاد شده است. در هرجای از گات‌ها که واژه‌ی درِگوَنت (دُروند) آمده، بی اینکه از کسی نام برده شده باشد، باید همین گرهم یا شهریار سرو بزرگ دیویستان، بِندوَ (Bə̄ndva)، که در بندهای ۱-۲ از هات ۴۹ آمده، مقصود باشند. این شهریاران و پیشوایان‌اند که ستیزه نموده، نمی‌­گذارند مردم از روی آیین زرتشت به کشت و کار و پرورش چارپایان پردازند. پیغمبر خواستار است که کسی برخاسته، دست آنان را کوتاه کند و از شهریاری و فرمان‌گزاری براندازد. این کس باید کی‌گشتاسب باشد، اوست که باید گام فرانهاده، راه دین بهی زرتشتی را از برای پیروان بسازد. به بند هشتم از هات ٥٣ نیز نگاه کنید.

      [5] بندهای ٥-٦ به هم پیوسته است این‌چنین: اگر يك دانای پیرو دین راستین مزدیسنا (اَشَوَن در ashavan) که خود از روی آیین زرتشتی زندگی کند، کامیاب گردید که یکی از پیروان کیش دروغین دیویسنا را (درِگوَنت) به راه راست آورد، باید از برای نگاهداری او یکی از بزرگان و آزادگان را بیاگاهاند تا او را یاری و پناه دهد، آن‌چنان‌که همکیشان پیشین نتوانند بدو آزاری رسانند. اگر این آزاده پناه خود دریغ کرد، به آفریدگان دروغ پیوندد و از کسان دروغ و از یاران دروغ‌پرستان و از نیک‌خواهان دیویسنان به شمار آید. از همان روز نخستین که اهورامزدا دین بیافرید، يك راستی‌پرست دوست يك راستی‌پرست است.

      [6] بندهای ۷-۸ به هم پیوسته است. این‌چنین، پیغمبر امیدوار است که در پناه مزدا باشد، هر آن روزی که یکی از فرمان‌گزاران و شهریاران دیویسنا (درِگوَنت)، که در بند چهارم همین هات یاد کردیم، از پی آزار وی برخیزد. همچنین امیدوار است که دشمن نتواند آسیبی بدو رساند، بدی و ستیزه به خود او برگردد و او را از زندگي خوش بی‌بهره سازد.

      [7] بندهای ۹-۱۳ به هم پیوسته است: زرتشت از پیامبری خود سخن می‌دارد و از رستگاری آنانی که پیرو دین وی هستند و از پادافراه کسانی که به دین راستین نگرویدند.

      [8] از برای دریافتن معنی بند نهم باید به آنچه در بندهای دیگر گذشته یادآور شویم: نخستین کسی که بیاموزانید که مزدا اهورا کارسازتر و داور درست‌کردار است، آن کس خود زرتشت است. چنان‌که در بند هشتم از هات ۳۱ گذشت، مزدا اهورا در روز پسین داور کردارهای جهانی مردمان خواهد بود. در هات ۲۹ به پرسش و پاسخی که میان مزدا اهورا و امشاسپندش، اردیبهشت، رفت درباره‌ی نگهداری جانداران سودمند برخوردیم. در بند هشتم از آن هات دیدیم که امشاسپند بهمن، زرتشت را یگانه کسی شناخت که شایسته‌ی نگهبانی جهان و آیین‌گستری است.

      از پل چینوَت (Ĉinvat) (صراط) جداگانه سخن داشتیم.

      [9] در بندهای ١٤-١٥ از هات ۳۲ و در بند ۲۰ از هات ٤٤ به کرپن (Karapan) که از پیشوایان دیویسنان و به کَوَی (Kavi) که از سران و شهریاران آنان‌اند برخوردیم. آنان‌اند که به دین راستین مزدیسنان ستیزه نموده، مردم را به کارهای ناشایست می‌­دارند و زندگی آنان را تیره و تباه می­‌‌‌کنند. چون روز پسین فرارسد، روان‌ها و نهادهای (=دین‌ها) كرپن‌ها و کوی‌ها در سرپل چینوَت (صراط) به بیم و هراس افتند و در خان‌ومان دروغ (دوزخ) درآیند و در آنجا جاودان از هم‌نشینان دروغ‌آزمایان خواهند بود.

      به بند بیستم از هات ۳۱ و به بند سیزدهم از هات ٥١ نگاه کنید.

      [10] از فریان (Fryāna) که نام یکی از خاندان‌های تورانی است جداگانه سخن داشتیم. پیغمبر امیدوار است که این خاندان از پرتو کوشش سپندارمذ (= آرمیئتی = پارسایی) به دین راستین (= اَشَ = اردیبهشت) بگروند تا اینکه بهمن (= وهومننگه = منش نيك) آنان را به کشور ایزدی یا بهشت بپذیرد و در پایان از بخشایش مزدا اهورا برخوردار شوند.

      [11] بندهای ۱۴-۱۷ به هم پیوسته است: پیغمبر از کسان و یاران و پشتیبانان بزرگ خود، چون کی‌گشتاسب و فرشوشتر و برادرش جاماسب، که هر دو وزیر کی‌گشتاسب‌‌‌­اند، یاد می­‌کند و آنان را در پایان از پاداش و بخشایش ایزدی برخوردار می‌شمرد. کی‌گشتاسب است در دین بُزرگ مُغی دوست زرتشت است. او و کسانی را که مزدا اهورا در سرانجام در يك خان‌ومان و در سرای جاودانی فردوس گرد هم خواهد آورد، پیغمبر همه‌ی آنان را به نيکي ياد مي‌کند.

      [12] از هچتسپ = هئچت‌اسپ (Haēčaʈ̠aspa) که در مروج‌الذهب مسعودی هجدسف یاد شده و از سپیتمان = سپیتام (Spitāma) که مسعودی اسپیمان یادکرده، جداگانه سخن داشتیم. در اینجا، یادآور می‌‌­شویم که سپیتمان نام خاندان زرتشت است. بسا پیغمبر خود را زرتشت سپیتمان یا سپیتمان زرتشت نامیده است. در سُنّت، چنان‌که در بندهِش و در مروج‌الذهب آمده، سپیتمان نام نهمین نیای (جدّ) پیغمبر است و هچتسپ نام چهارمین نیای وی.

      در این بند، هچتسپیان و سپیتمانیان کسانی از خاندان خود پیغمبرند و روی سخن پیغمبر با آنان است. در بند سوم از هات ٥٣ نیز در جایی که پیغمبر از دختر خود پوروچیست (Pouručistā) نام می‌‌­برد، او را هئچت اسپانا و سپیتامی می‌‌­خواند. ناگزیر از هچتسپیان و سپیتمانیان یکی باید مدیوماه باشد که در بند نوزدهم از هات ۵۱ از خاندان سپیتمان خوانده شده و در سُنت مدیو ماه پسر عموی زرتشت یاد شده است و دیگری باید یکی از پسران، خود پیغمبر باشد که در بند دوم از هات ۵۳ با کي‌گشتاسپ و فرشوشتر یکجا آمده است. پیغمبر از این پسر نام نبرده، اما در سُنت این پسر ایسَت و اسَتر یاد شده است.

      از مدیوماه و ایسَت و اسَتر جداگانه سخن داشتیم.

      در این بند باید يك شعر افتاده باشد که دومین نیمه‌ی این بند با آن پیوستگی داشت. در کتاب پهلوی شایست نه شایست، در فصل ۱۳ فقره‌ی ۵۱ نیز یاد شده که در اینجا يك شعر كم است.

      [13] فرشوشتر (فرشَ اُشتر (Fərashaoshtra) و بردارش جاماسب (جاماسَپ =J̌āmâspa ) که در بند آینده آمده، از خاندان هوُگوَ (Hvōgva)، هر دو وزیر کي‌گشتاسب هستند.

      چنان‌که از این بند پیداست و در گزارش پهلوی (زند) نیز یاد شده، پیغمبر فرشوشتر و یاران دیگر پارسا و رادمردان را به گرزمان (بهشت) نوید می‌‌­دهد. مزدا و پیغمبرش هر دو خواستارند که به آنان در کشور جاودانی، در آنجایی که بارگاه فرهی مزداست و جایی که به راستی و سازش و رامش و منش نيك آراسته است، خوش و خرم باشد.

      به جای راستی و پارسایی یا فروتنی و کشور جاودانی و منش نيك: اَشَ = اردیبهشت؛ آرمئیتی (ârmaiti = سپندارمذ)؛ خشتهر (Xshathra = شهریور)؛ و هومننگه (vohu man̈h = بهمن) آمده است.

      [14] یعنی چون روز شمار فرارسد، من در پیشگاه مزدا که از راستی (اَشَ) هوشیاران از بیهوشان بازشناسد، از فرمان‌بری و نیایش و جان‌فشانی جاماسب در راه دین، آن‌چنان سخن خواهم داشت تا به میانجی من از بخشایش مینوی برخوردار گردد و مزدا بدو آمرزش آورد.

      [15] بندهای ۱۸-۱۹ به هم پیوسته است: از پاداش و پادافراه این جهان و جهان دیگر سخن رفته است. آن‌که با پیغمبر ستیزه کند، سزاوار ستیزه است و آن‌که دوست و نیک‌خواه است، پیغمبر بهتر و گرامی‌ترچیز خود را از او دریغ نکند. آن‌که را امید مُزد این سرای و سرای دیگر است، باید فرمان‌بردار آیین راستین باشد و چنان کند که بدان مزد سزاوار گردد.

       

      آن چه از هاد ۴۶ می‌توان آموخت (۱)

      آن چه از هاد ۴۶ می‌توان آموخت (۲)

      آن چه از هاد ۴۶ می‌توان آموخت (۳)

      آن چه از هاد ۴۶ می‌توان آموخت (۴)

      Sorry, the comment form is closed at this time.