سپنتمدگات (یسنا، هات ۴۸)
نوشتهها: گردانش و گزارش سِپنْتَمَدگات، هات ۴۸ از استاد ابراهیم پورداود
ویدئوها: گردانش و گزارش سِپَنتْمَدگاه، هاد ۴۸ از خسرو دادور ایرانشهر در گفتوگو با بانو شیوا
۱ چون در سزای روز شمار، دروغ از راستی شکست یابد، آنچنانکه به دیوها و مردمان در (جهان) جاودانی برسد آنچه دیرباز آگهی داده شده: آنگاه از بخشایش تو، ای اهورا، برافرازد کسی را که نیایندهی تُست.[1]
۲ بیاگاهان مرا، از آنچه تو دانایی، ای اهورا. آیا پیش از این، آن سزایی که تو اندیشیدی خواهد رسید که پیرو راستی، ای مزدا، شکست دهد به دروغپرست؟ آری، پیداست که این از برای جهان پیام نیکی است.[2]
۳ ایدون، از برای دانا بهتر آموزش این است که اهورای نیکخواه به میانجی دین راستین آموزاند؛ آن پاک، مانند تو کسی، ای مزدا، که نیز آیین نهانی داند، به میانجی خردِ منش نیک.[3]
۴ کسی که اندیشهی خود (گاهی) بهتر و (گاهی) بتر کند، ای مزدا، و (همچنین) دین خود را با کردار و گفتار خود، (کسی که) به کام (و) خواهش و کیش خویش پیروی کند، او در پایان به خواست تو جدا خواهد گردید.[4]
۵ شهریاران خوب باید پادشاهی کنند، با کردارهای آیین نیک. شهریاران بد مباد که به ما پادشاهی کنند. ای سپندارمذ، از برای مردم در زندگی آینده، پاکی بهتر (و) از برای چارپا کشت و ورز، آن را از برای خورش ما بپروران.[5]
۶ آری، او به ما خانومان خوب، او به ما پایداری و نیرو داد، آن ارجمند بهمن. ایدون، از برای او مزدا اهورا به میانجی اردیبهشت گیاهها برویانید در آفرینش جهان نخستین.[6]
گزارش و گردانشِ سِپَنتْمَدگاه، هاد ۴۸، بندهای ۱ و ۲ و ۳ و ۴ و ۵ و ۶
۷ خشم باید برانداخته شود. ستم از خود دور کنید، ای کسانی که خواهید پاداش منش نيك به شما راست آيد. به میانجی دین راستین که یارش مرد پاک است، آفریدگانش در سرای تو خواهند بود، ای اهورا.[7]
۸ کدام است بخشایش کشور نیک تو، ای مزدا؟ کدام است پاداش تو، (آری) از تو برای من، ای اهورا؟
کدام است (آن داوری) آشکارای تو به میانجی راستی، که آرزوشدهی پارسایان است (و) به دستیاری منش نیک سنجیدن کردارها؟[8]
۹ کی خواهم دانست که شما به هر کسی توانا هستید ای مزدا، ای اردیبهشت، به آنکه مرا به آسیب بیم دهد؟ درست به من باید گفته شود دستور منش نیک. رهاننده باید بداند که پاداش وی چِسان خواهد بود.[9]
۱۰ کی، ای مزدا، مردان پیام را خواهند شناخت؟ کی پلیدی این می را خواهی برانداخت، که از آن کرپنها از روی کین و از خرد (خویش) میفریبند شهریاران بدِ کشورها را؟[10]
۱۱ کی، ای مزدا، راستی با پارسایی و کشور کشتمندِ خوبخانومان روی خواهند نمود؟ کیاناند که در برابر دروغپرستانِ خونخوار رامش خواهند داد؟ کیاناند کسانی که به نزدشان شناسایی منش نيك راه خواهد یافت؟[11]
۱۲ ایدون، اینان هستند رهانندگان کشورها که از منش نيك (و) کردار (و) راستی برای خشنودی آیین تو پیروی کنند، ای مزدا. چه اینان برافکنندگان خشم برگماشته شدهاند.[12]
گزارش و گردانشِ سِپَنتْمَدگاه، هاد ۴۸، بندهای ۷ و ۸ و ۹ و ۱۰ و ۱۱ و ۱۲
پینوشت:
[1] بندهای ۲-۱ این هات به هم پیوسته است: در نخستین بند، از پادافراه گناهگاران و پاداش نیکوکاران در جهان دیگر سخن رفته و در دومین بند، از پادافراه گناهگاران در همین جهان. اینچنین: چون روز شمار فرارسد و راستی (اَش) به دروغ (دروج) چیر گردد و مردمان بزهگر و گمراهکنندگان آنان در جهان پایدار، که در پیش از آن آگهی داده شده، کیفر ببینند، همان هنگام به میانجی راستی ستایندگان اهورا از بخشایش دادار برخودار و سرافراز شوند.
[2] پيغمبر خواستار است که پیش از سرآمدن گردش زندگی و کیفر یافتن گناهگاران در جهان دیگر، در همین جهان هم آنان شکست یافته، به سزای کردار زشت خویش دچار آیند تا از برای جهانیان آگاهی باشد.
[3] بندهای ٣-٤ به هم پیوسته است: آنکه را در جهان دیگر آرزوی رستگاری است، باید هماره از دین راستین (اَش) آموزش اهورای نیکخواه و پاك (سپنت) فراگیرد و از خردِ (خرَئو) منش نيك، آیين نهانی (تعلیم سرّی) مزدا دریابد.
[4] در بند پیش پیغمبر فرمود: در دیگر سرای، رستگاری کسی راست که در این سرای فرمانبردار آیین مزدا باشد. در اینجا فرماید: کسی که در این گیتی گاهی پیرو دین راستین و نيكپندار و نيكگفتار و نيككردار است و گاهی راه کژ گرفته پیرو کام و آرزو و خواهش خویشتن است، چنین کسی که نیمهای از کردارش ستوده و نیمهی دیگرش نکوهیده است، در روز آمار پسین نه از بخشایش بهشت بهرهور باشد و نه به رنج دوزخ گرفتار گردد؛ او را از نیکوکاران و بزهگران جدا ساخته، به جایی درآورند که همستکان (برزخ) نامیده شده است. به نخستین بند از هات ۳۳ نیز نگاه کنید.
[5] چنانکه میدانیم، نگهبانی زمین سپرده به امشاسپند سپندارمذ است. این بند نیز گویای آن است: سپندارمذ باید چنان سازد که پادشاهان دادگر و آیینشناس در روی زمین شهریاری کنند، نه پادشاهان بیدادگر و ستمپیشه. او راست که از برای چارپایان سودمند که مایهی زندگی ما هستند زمین آباد و از کشت و ورز خرم دارد. همچنین از برای مردمان در روی زمین خانه و نشیمنگاه خوب و از برای چارپایان چمن و چراگاه خوش فراهم سازد. به بند ۹ از هات ۳۱ و به بند ۳ از هات ۴۷ نیز نگاه کنید.
[6] آنچنانکه دادار هرمزد از برای پایداری مردمان «نگهبان زمین»، امشاسپند سپندارمذ، را به آراستن خانومانهای خوب و آرامگاهان دلپذیر برگماشت در همان آغاز آفرینش گیتی نیز به دستیاری امشاسپند اردیبهشت، از برای خورش و پرورش جانوران سودمند گیاهها برویانید و چراگاهان بگسترانید.
[7] یعنی آنکه خواستار است به دستیاری دین راستین (اَشَ)، که پاکان دوستاران آناند، به پاداش منش نیک رسد، نخست باید به برانداختن خشم بکوشد و زور و ستم از خود براند. چنین آفریدگانی که از منش نیک بهشمارند، در سرای جاودانی (بهشت) خواهند درآمد.
[8] در این بند، مانند بسیاری از بندهای دیگر گاتها، سخن از روز پسین و پاداش ایزدی است. پیغمبر از مزدا پرسد: به دارایی کشور نیک (فردوس) خواهیم رسید و از پاداش تو برخوردار خواهم شد؟ آن روزی که به میانجی راستی (اَشَ) از داوری تو کردارهای جانی مردمان آشکار گردد و هرآنچه از آنان سر زده به میانجی منش نیک (وهومئینیو) سنجیده شود، رادمردان و پارسیان رستگار خواهند گردید؟
[9] رهاننده یا سوشیانت که خود پیغمبر زرتشت است خواستار است بداند که مزدا و امشاسپندش اردیبهشت (اَشَ) وی را یاری خواهند کرد و از گزند دشمن خواهند رهانید و پاداش وی از برای دینگستری چه خواهد بود.
[10] در بند چهاردهم از هات ۳۲ دیدیم که پیغمبر ایران کشتار گاو و گوسفند که دیویسنان در جشنهای دینی از برای خشنودی گروه خدایان خویش میکنند، سخت نکوهیده است و در یادداشت شمارهی ۱۰ از همان بند گفتیم که صفت دُورَئوشَ (dūraoshā = مرگزدای، دور دارندهی مرگ) اشاره است به فشردهی هوم (هئوم و haoma، نزد برهمنان سومَ soma). ناگزیر هوم پیش از پیامبری زرتشت آشامی بوده مستیانگیز که دیویسنان از آن نوشیده، در مستی خون چارپایان از برای پروردگاران خویش میریختند و از کشتارها جوانمردی و رادی و دهش خود نشان میدادند.
در این بند، پیغمبر ایران از یک آشام مستیبخش یا می یاد کرده و آن را ناپاک و پلید خوانده است. از این می است که کرپنها (karapan) پیشوايان دیویسنان يا دروغپرستان بدخواه، سران و شهرياران مرز و بوم بفریبند. پیغمبر امیدوار است مزدا چنان سازد که مردان و بزرگان پیام راستین آسمانی دریابند و دیگر فریب پیشوايان فریفتار نخورند و به می دست نیالایند و مستی نکنند.
ناگزیر از واژهی می، فشردهی گیاهی اراده شده که مستی میآورده و مایهی آشوب و خونریزی بوده، امروزه نمیدانم که این گیاه چه بوده. گیاهی نامزد به هوم که هنوز هم در جشنهای دینی زرتشتیان به کار میرود، آنچنان نیست که یادآور سوم یا هوم آریاییها باشد و فشردهی آن مستی آورد. به نخستین جلد یشتها، ص ۴۷۳-۴۷۱ گزارش نگارنده نگاه کنید.
[11] به جای راستی و پارسایی و کشور و منش نيك: اَشَ ( asha = اردیبهشت)، آرمئیتی (ārmaiti = سپندارمذ)، خشتهر ( xshathra= شهریور) و وهومننگه (vhou manah = بهمن) آمده است.
در این بند، مانند بسیاری از بندهای دیگر گاتها، پیغمبر آرزومند است که سران و شهریارانی به سر کار آیند که مردم را به آبادانی و کِشت و برز بگمارند و آسایش و گشایش بخشند و دست سران و بزرگان بیدادگر دیویسنان را کوتاه کنند و پیشوایان گمراهکننده را که در بند پیش یادشده، از فرمانگزاری براندازند.
[12] در بند پیش دیدیم که پیغمبر آرزومند است سران و شهریارانی به سر کار آیند که به مردم آسایش و به زمین آبادانی بخشند. در اینجا فرماید: این شهریاران که از آیین راستین مزدا پیروی کنند، رهانندگان (= سوشیانتها) کشور بهشمار خواهند بود. آنان را مزدا از برای برانداختن خشم و کوتاه ساختن دست ستم و زور برانگیخت. دربارهی سوشیانت به یادداشت شمارهی ۵ از بند ۱۳ از هات ٣٤ و به بند ۹ همین هات نگاه کنید.
آن چه از هاد ۴۸ میتوان آموخت (۱)
آن چه از هاد ۴۸ میتوان آموخت (۲)
آن چه از هاد ۴۸ میتوان آموخت (۳)
آن چه از هاد ۴۸ میتوان آموخت (۴)
