هفتنیشت کوچک
گردانش و گزارش از استاد ابراهیم پورداود
۱. اهورامزدای رایومند (و) فرهمند را، امشاسپندان را، وهومن را، صلح پیروزمند را که ازبالاحامیِ همهی آفریدگان است، دانش فطری مزداآفریده را، دانش اکتسابی مزداآفریده را.
۲. اردیبهشت زیباتر را، (نمازِ) زورمند مزداآفریدهی ائیریامَن ایشیا را [۱]، سوک [۲] نیکِ دوربینندهی مزداآفریدهی مقدس را، شهریور را، فلز گداخته را [۳]، رحم و مروّت غمخوار بیچارگان را [۴].
۳. سپندارمذ نیک را، راتای نیک و دوربینندهی مقدس مزداآفریده را [۵]، هروتات رَد را [۶]، یائیریهی هوشیتی را [۷]، (فرشتگان) سال را، سروران تقدس را، امرتات رَد را، هر دو گلهی پرواری و مزرع گندم سودبخش را، گوکرن [۸] نیرومند مزداآفریده را.
۴. مهر دارندهی دشتهای فراخ و رامِ چراگاهانِ خوببخشنده را، اردیبهشت و آذر اهورامزدا را، سرور بزرگ اپامنپات را [۹] و آب مزداآفریده را.
۵. فروهر پاکان را و گروه زنان دارندهی پسران نامور را و یائیریهی هوشیتی را و اَمهی [۱۰] خوشاندام زیبابالا را و بهرام اهوراآفریده را و اوپرتات [۱۱] پیروزمند را، سروش مقدس پاداشبخشندهی پیروزمند گیتیافزا را [۱۲]، رَشنِ راست و اَرشتاد گیتیافزا و فزایندهی جهان را خشنود میسازیم. «مانند بهترین سرور» زوت باید آن را به من بگوید [۱۳]، (زرتشت) «بر طبق قانون مقدس بهترین داور است» [۱۴]، باید مرد پاکدین آن را بگوید.
۶. اهورامزدای رایومند (و) فرهمند را میستاییم. امشاسپندان، شهریاران خوب و نیکخواهان را ما میستاییم. وهومن امشاسپند را ما میستاییم. صلح پیروزمند را که ازبالاحامیِ همهی آفریدگان است، ما میستاییم. دانش فطری مزداآفریده را ما میستاییم. دانش اکتسابی مزداآفریده را ما میستاییم.
۷. اردیبهشت، زیباترین امشاسپند، را ما میستاییم. (نماز) زورمند مزداآفریدهی ائیریامَن ایشیا را ما میستاییم. سوک نیکِ دوربینندهی مزداآفریدهی مقدس را ما میستاییم. شهریور امشاسپند را ما میستاییم. فلز گداخته را ما میستاییم. رحم و مروت را که غمخوار بیچارگان است، ما میستاییم.
۸. سپندارمذ نیک را ما میستاییم. راتای نیکِ دوربینندهی مقدس مزداآفریده را ما میستاییم. هروتات امشاسپند را ما میستاییم. یائیریهی هوشیتی را ما میستاییم. (فرشتگان) مقدسِ سال، سروران تقدس را ما میستاییم. امرتات امشاسپند را ما میستاییم. گلهی پرواری را ما میستاییم و مزرع گندم سودبخش را ما میستاییم. گوکرن نیرومند مزداآفریده را ما میستاییم.
۹. مهر دارندهی دشتهای فراخ را ما میستاییم. رامِ چراگاهانِ خوببخشنده را ما میستاییم. اردیبهشت و آذر، پسر اهورامزدا، را ما میستاییم. سرور بزرگ شهریار درخشنده (و) دارندهی اسب تندرو، اپامنپات، را ما میستاییم و آب مزداآفریدهی مقدس را ما میستاییم.
۱۰. فروهرهای مقدس، نیک (و) توانای پاکان را ما میستاییم و گروه زنان دارندهی پسران نامور را ما میستاییم و یائیریهی هوشیتی را ما میستاییم و اَمهی خوشاندام زیبابالا را ما میستاییم و بهرام اهوراآفریده را ما میستاییم و اوپرتات پیروزمند را ما میستاییم. سروش پاک (و) مقدسِ پیروزمندِ گیتیافزا و سرور تقدس را ما میستاییم و رشن راست را ما میستاییم و ارشتاد گیتیافزا (و) بزرگکنندهی جهان را ما میستاییم.
۱۱. او جادوان (و) دیوها (و) مردمان را ای زرتشت هلاک کند؛ آن کسی که در حقیقت (به خانهی ما تعلق دارد؟) ای سپنتمان زرتشت، به محض اینکه این مرد چنین کلامی را (به زبان آورد) هر دروغی را هلاک کند، هر دروغی نابود شود [۱۵].
۱۲. ……. کسی که از آنان استفاده کند؛ از هفت امشاسپندان، شهریاران خوب و نیکخواه، برای بازداشتن دشمن دین مزدیسنا؛ و آب مقدس مزداآفریده را که به شکل اسب (روان است) ما میستاییم.
۱۳. ……………..
۱۴. ……………..
۱۵. یتا اهو…… درود میفرستم به اهورامزدای رایومند و فرهمند و به امشاسپندان [۱۶]….. اشم وهو……. [۱۷]
پانویسها:
[۱] نماز ائیریامَن ایشیا (airyaman išya) از ادعیهی بسیار شریف بهخصوصه به ضد ناخوشیها خوانده میشود. جای این نماز امروز در یسنای ۵۴ فقرهی اول است؛ یعنی که یسنای مذکور عبارت است از همین نماز مختصر. از روی تجزیهی کتاب دینکرد این نماز متعلق به آخرین گاتا و جای آن در انجام وهشتواشت بوده است. در وزن شعر هم با آخرین گاتا یکی است. در یشت آینده که اردیبهشت باشد، از فقرهی ۵ تا آخر آن در تعریف و تأثیر این نماز است، بهزودی از آن صحبت خواهیم داشت. خود ائیریامَن اسم فرشتهای است که درمان و شفا میبخشد. رجوع کنید به اردیبهشت و به گاتها، ترجمهی نگارنده، به مقالهی «چند لغت از گاتا» (ایرمان) و به مقالهی «ملحقات گاتها».
[۲] سوک در اوستا سئوک (saoka)، در پهلوی سوک گردید. رجوع کنید به ترجمهی هرمزدیشت صفحهی ۵۹ پاورقی شمارهی ۴.
[۳] ذکر فلز در اینجا به مناسبت امشاسپند شهریور است که پیش از آن گذشت، چه در عالم مادی نگهبانی فلز با این امشاسپند است. رجوع کنید به مقالهی «امشاسپندان» به شهریور.
[۴] ذکر رحم و مروت نیز به مناسبت امشاسپند شهریور است. گفتیم که این امشاسپند در عالم مادی نگهبان فلز است. چون فلزات، در جزو آن زر و سیم مایهی ثروت است، از این جهت، دستگیری از فقرا و تفقد احوال بیچارگان نیز به عهدهی شهریور است. رجوع کنید به مقالهی «امشاسپندان» به شهریور.
[۵] راتا (Rātā) نخست به معنی فدیه و نیاز و جود و بخشش است، دوم اسم فرشتهای است که پاسبانی داد و دهش و سخاوت با اوست. در وندیداد، فرگرد ۱۹، فقرهی ۱۹، نیز به معنی اخیر آمده است.
[۶] کلمهای که ما به «رَد» ترجمه کردیم در اوستا رتو (Ratav) میباشد، به معنی مرد درستکار یا یک رئیس روحانی و پیشوای مذهبی است. عموماً به معنی رئیس و سرور است و نیز به معنی داور و قاضی است، بهخصوصه زرتشت در روز رستاخیز داور محکمهی ایزدی است. این کلمه در تفسیر پهلوی اوستا رَت گردید و امروز در فارسی رَد گوییم و از آن دلیر و دانا اراده میشود: «جهانش نام کرده شاه موبد / که هم موبد بُد و هم بخرد رد» (ویس و رامین).
[۷] یائیریه (yāirya) صفت است به معنی سالی و فصلی؛ از کلمهی یاره که به معنی سال است مشتق گردید. در زبانهای آلمانی و انگلیسی yahr و year با یارهی اوستایی یکی است. در اینجا از یائیریه فرشتگان شش جشن یا گهنبار سال اراده گردید. کلمهی مذکور غالباً با کلمهی هوشیتی (hušiti) که به معنی منزل نیک و بهموقع دررسیدن است ترکیب یافته، از مجموع آنها فرشتگان مستحفظ اعیاد مذکور اراده گردید. رجوع کنید به مقالهی «فروهر».
[۸] گوکرن پهلوی از گئوکرِنَ (gaokerena) اوستایی آمده است. شرح آن در هرمزدیشت گذشت، رجوع کنید به یشت مذکور فقرهی ۳۰ و پاورقی شمارهی ۳.
[۹] اپامنپات (apām napāt) معنی لفظی آن سرچشمه یا ناف و زادهی آب میباشد و آن اسم فرشتهای است که او را عموماً ایزدبُرج مینامند. در فرس هخامنشی نیز نپات آمده است. کلمات نوه و نبیره از همین لغت است. نپوس (nēpōs) و (neptis) لاتین که به معنی نوه است با نپات فرس از یک ریشه و بنیان است.
[۱۰] اَمه (ama) نخست به معنی جرئت و قوّت و رشادت است، دوم صفتی است به معنی قوی و زورمند. در پهلوی اَماوَند گردید و اسم فرشتهای است که غالباً با ایزد بهرام میآید. رجوع کنید به مقالهی «بهرام».
[۱۱] اوپرتات (uparatāt) اول به معنی برتری و تفوق است، دوم اسم فرشتهای است. رجوع کنید به آخر مقالهی «بهرام».
[۱۲] چون غالباً ما در طی یشتها به صفت «گیتیافزا» برمیخوریم، لازم است که در همین آغاز چند کلمه درخصوص آن گفته شود. صفت مذکور در اوستا فرادَتگئته (frādat gaētha) میباشد. در تفسیر پهلوی به «فراچ داتاری گهان» ترجمه گردید و در فارسی افزونیدهندهی جهان ترجمه کردهاند. مقصود از این صفت، ثروت و خوشی مادی افزاینده میباشد.
[۱۳] زوت در اوستا زَوتَر (zaotar) اسمی است که به پیشوایان بزرگ مزدیسنا میدهند. خود زرتشت نیز زوتر خوانده میشود. قدمت این کلمه تا به زمان آریایی میرسد. از آن دو معنی برمیآید: نخست مجریکنندهی فدیه، دوم منادی پروردگاران. در تفسیر پهلوی زوت گردید. در قدیم، زوتر بزرگترین پیشوای مذهبی بوده است که در سر هفت موبد دیگر مراسم مذهبی به جای میآوردهاند. در وقت فقدان سایر موبدان، او مجاز بوده که بهتنهایی تشریفات آیینی به عمل آورد. امروز در هنگام اجرای مراسم دینی اسم زوت به موبدی داده میشود که در روی کرسی سنگی چهارپایه نشسته، یسنا و ویسپرد میسراید و مراسم به جای میآورد. به موبد دیگری که در مقابل او نشسته و نیز به اجرای چنین خدماتی موظف است راسپی نام میدهند. رجوع کنید به کتاب دیگر نگارنده، خرمشاه، چاپ بمبئی ۱۹۲۷، ص ۱۶.
[۱۴] مقصود از «مانند بهترین سرور (زرتشت) بر طبق قانون مقدس بهترین داور است» نماز معروف یتا اهو وئیریو میباشد که مرکب است از بیست و یک کلمه و جای آن در یسنای بیست و هفت در فقرهی سیزده است. رجوع کنید به مقالهی «ملحقات گاتها» ترجمهی نگارنده.
[۱۵] از شمارهی ۱۱ تا خودِ ۱۴ که آخرین فقرهی یشت است، کلمات و جملات یا بهکلی خراب شده است یا قسمتی از آنها، بهطوریکه معنی درستی از آنها برنمیآید.
[۱۶] از فقرهی ۱ تا خودِ فقرهی ۵ همین یشت تکرار میشود.
[۱۷] رجوع کنید به فقرهی ۳۳ هرمزد یشت.

