Subscribe elementum semper nisi. Aenean vulputate eleifend tellus. Aenean leo ligula, porttitor eu, consequat vitae eleifend ac, enim. Aenean vulputate eleifend tellus.

    Subscribe elementum semper nisi. Aenean vulputate eleifend tellus. Aenean leo ligula, porttitor eu, consequat vitae eleifend ac, enim. Aenean vulputate eleifend tellus.

      اشتودگات (یسنا، هات ۴۵)

      اشتودگات (یسنا، هات ۴۵)

      نوشته‌ها: گردانش و گزارش اشتودگات، هات ۴۵ از استاد ابراهیم پورداود

      ویدئوها: گردانش و گزارش اوشتویتی گاه، هاد ۴۵ از خسرو دادور ایرانشهر در گفت‌وگو با بانو شیوا

       

      ۱ ايدون سخن می­‌دارم: اکنون گوش دهید، اکنون بشنوید، ای کسانی که از نزديك و ای کسانی که از دور (آمده آموزش) خواستارید.[1]

      اکنون آن را همه‌ی شما به یاد بسپارید، چه او هویداست. مباد آموزگار بد دیگرباره زندگی تباه کند، آن دروغ‌پرست که با زبان خویش به کیش بد گرواند.

      ۲ ایدون سخن می‌دارم از آن دو گوهر در آغاز زندگی. از آن دو، آن (گوهر) پاك چنين گفت به (گوهر) پلید: از ما دو، نه منش، نه آموزش، نه خرد و نه کیش، نه گفتار و نه کردار، نه دین، نه روان با هم در سازش­‌اند.[2]

      ۳ ایدون سخن می‌­دارم از آنچه مزدا اهورای دانا در آغاز زندگی به من گفت: آنانی که در میان شما آیین نورزند، آن‌چنان‌که من به آن اندیشم و گویم، از برای آنان در پایان زندگی افسوس خواهد بود.

      ۴ ايدون سخن می­‌دارم از آنچه برای جهان بهتر است. از دین راستین آموختم، ای مزدا، کسی که آن را (جهان را) بیافرید، پدر برزیگر نیک‌منش و زمین دختر نیک‌کنش اوست. نتوان فریفتن اهورای به همه نگران را.[3]

      ۵ ایدون سخن می‌­دارم از آنچه (مزدا اهورای) پاک‌تر به من گفت. سخنی که شنیدن آن از برای مردمان بهتر است: «کسانی که از برای من از او فرمان‌بری کنند، به رسایی و جاودانی رسند از کردار منش نیک». (چنین گفت) مزدا اهورا.[4]

      گزارش و گردانشِ اوشتویتی گاه، هاد ۴۵، بندهای ۱ و ۲ و ۳ و ۴ و ۵

       

      ۶ ایدون سخن می‌­دارم از آن‌که از همه بزرگ‌تر است. او را ستاینده‌ام، ای راستی، آن کسی را که نیک‌خواه آفریدگان است. از روان پاك خود بشنود مزدا اهورا آن نیایشی که من از منش نیک بپرسیدم. بشود که او از خرد خویش بیاگاهاند مرا از آنچه بهتر است.[5]

      ۷ از سود (و زیانی) که در دست اوست، خواهند دریافت (همه‌ی) زندگان و آنانی که بودند و خواهند بود: در جاودانی روان پیرو راستی همیشه کامروا ( و) آن کس که دروغ‌پرست است در رنج (خواهد بود) و این را مزدا اهورا از کشور (مینوی) خویش بيافریند.[6]

      ۸ او را تو از برای ما با ستایش‌های نماز دریاب. آری، اکنون آن راه با چشم خواستار نگریستنم (آن راه کشور مینوی)، پندار نيك (و) كردار (و) گفتار را، پس از اینکه مزدا اهورا را به میانجی راستی شناختم. ایدون نیایش‌های خود را در بارگاه ستایشش فرونهیم.[7]

      ۹ او را تو از برای ما، با منش نيك، خشنود ساز، آن کسی که به ما به خواست خویش بهروزی و تیره‌روزی دهد. بکند مزدا اهورا از توانایی خویش به ما کشت و کار دهد تا اینکه ما به چارپایان و به کسانمان گشایش دهیم، از شناسایی خوبمان به منش نيك به میانجی دین راستین.[8]

      ۱۰ او را تو از برای ما با درود پارسایی بزرگ دار، آن کسی را که همیشه مزدا اهورا خوانده شوده، چه او از اردیبهشت و بهمن خود نوید داد که به ما در کشور (مینوی) وی رسایی و جاودانی بُوَد (و) در بارگاهش نیرو پایداری.

      ۱۱ پس این‌چنین کسی که در آینده دیوها و مردمان را خوار بدارد، آنانی که او را خوار دارند (و همه‌ی) دیگران را، جز آن کسی را که به او نیک اندیشد، دين پاك‌رهاننده‌ی آن کدخدا او را دوست، برادر یا پدر (خواهد بود)، ای مزدا اهورا.[9]

      گزارش و گردانشِ اوشتویتی گاه، هاد ۴۵، بندهای ۶ و ۷ و ۸ و ۹ و ۱۰ و ۱۱

       

      پی‌نوشت: 

      [1] پیداست که پیغمبر در میان گروهی که از نزدیک و دور از برای شنیدن آیین نو آمده­اند سخن می‌دارد و از آنان خواستار است که آنچه می­شنوند، درست به یاد بسپرند و کار بندند تا پیشوای دروغین دیویسنا نتواند آنان را به کیش بد کشاند و جهان با دروغ تیره و تباه سازد.

      [2] در این بند، مانند بندهای ١-٦ از هات ۳۰، از گوهر خوبی و بدی سخن رفته: سپنتو مئينيو (spəntõmainyu = سپندمینو) و انگرو مئينيو (an̈rō-mainyu = اهریمن). سپندمینو که روان پاك‌دادار باشد، به اهریمن که روان پلید است گوید: «ما در هیچ چیز با هم یگانه نیستیم.» اين‌يك سرچشمه‌ی همه‌ی خوبی‌هاست و آن دیگر آبشخور سراسر بدی‌هاست. از آغاز آفرینش تا روز پسین این دو گوهر با هم در ستیزه­اند. جهان پاک ایزدی از آسیب اهریمنی برکنار نیست. خوب و بد هر دو با کاروان مردمی همراه­اند. دستور زندگی که زرتشت به مردمان می­دهد این است که با پندار و گفتار و كردار نيك سپندمینو را یاری کنند تا روان تیره شکست یافته، جهانیان از آسیب پندار و گفتار و و کردار زشت رهایی یابند.

      همی تا توان راه نیکی سپر                           که نیکی بود مر بدی را سپر (اسدی)

      به بند ۱ از هات ۳۰ نیز نگاه کنید.

      نیمه‌ی دومی این بند در انجام پاره‌ی ۱۰ از یسنای ۱۹ آورده شده است.

      [3] پیغمبر فرماید: «از دین راستین (= اَشَ asha) آموختم که مزدا، آفریننده‌ی جهان، (انگهو = an̈hu زندگی، هستی) پدر برزیگر پاک‌سرشت و زمین دختر نيك‌کنش اوست.»

      در اینجا، به جای واژه‌ی زمین، آرمئیتی (ārmaiti) آمده. از واژه‌ی برزیگر به‌خوبی برمی­آید که آرمئیتی به معنی زمین به کار رفته است. نریوسنگ (Neryõsang)، دستور پارسیان در قرن دوازدهم میلادی، در گزارش سانسکریت اوستا، این واژه را در همین بند نیز به معنی زمین دانسته است. چنان‌که در یادداشت شماره‌ی ۵ از بند دوم از هات ۳۲ گفتیم، آرمئیتی که در جاهای دیگر اوستا با صفت سپنت (Spənta) آمده، در فارسی سپندارمذ شده است. سپندارمذ یکی از امشاسپندان یا مهین‌فرشتگان جاودانی است، نماینده‌ی سازش و بردباری و پارسایی و فروتنی ایزدی است در جهان. نگهداری زمین به سپندارمذ سپرده شده است. در گات‌ها، بسا از واژه‌ی آرمئیتي (ārmaiti) یا آرمتی (ārmati) معنی واژه اراده گردیده. در این بند، به معنی زمین گرفته شده است. در بند سوم از هات ٤٧ نیز به همین معنی است. آن‌چنان‌که این واژه در بند نهم از هات ۳۱ به کار رفته، به‌خوبی می­رساند که این امشاسپند را با زمین و کشت و برز سروکاری است. در جاهای دیگر اوستا، بسا واژه‌ی سپندارمذ به جای زمین آمده است، چنان‌که در یسنای ١٦ پاره‌ی ۱۰؛ وندیداد، فرگرد سوم پاره‌ی ۱۰ و پاره‌ی ٣٥ و فرگرد هجدهم پاره‌ی ٦٤.

      این بند یکی از دلکش‌ترین بندهای گات‌هاست. پیغمبر ایران برای اینکه مردم را به کشت و برز و آبادانی بگمارد، اهورامزدا را پدر کشاورزان و زمین را دختر او خوانده است. کسی که خاک آبادان و مرزوبوم از کشتزار خرم و شاد سازد، نگهبان زمین (سپندارمذ) و پدر آسمانی را از خود خشنود کند.

      [4] سخنى که پیغمبر از دادار شنیده و باید از برای رستگاری و بهبودی به جهانبان برساند، این است که مردم در برابر آیین مزدا سر فرود آورند و از پیغمبرش فرمان برند تا از پرتو منش نیک به بخشایش رسایی و جاودانی رسند.

      [5] نیایشی که پیغمبر گوید از منش نيك (وهومننگه) بیاموختم و امیدوار است که روان پاك مزدا آن را شنیده، بپذیرد، همان است که پیغمبر در نخستین بند از هات ۳۰ و در بندهای ۱۲ و ۱۵ از هات ٣٤ و در نخستین بند از هات ٤٤ خواستار دانستن شده؛ آن‌چنان نیایش و نماز و درودی که درخور بارگاه مزداست.

      [6] یعنی آنگاه که زندگی جهانی سر آید و مزدا کشور مینوی (= خشتهر) برانگیزد، پاداش و پادافراه همه‌ی کسانی که هستند و بودند و خواهند بود داده خواهد شد. روان نیکوکاران و پیروان آیین راستین از زندگی جاودانی برخوردار گشته، هماره کامروا شوند و روان گناهکاران و پیروان کیش دروغین به رنج دچار آیند.

      [7] در بند پیش، از برآراسته شدن کشور مینوی و پاداش پسین سخن رفته، در اینجا پیغمبر گوید: از برای اینکه در کشور مینوی از پاداش برخوردار شویم، باید در این جهان ستایش به جای آوریم و در بندگی مزدا را، که پاداش در دست اوست، از خود خشنود کنیم.

      پیغمبر پس از آنکه به میانجی راستی یا دین راستین (اَشَ) پروردگار خود شناخت، کشور جاودانی آینده را، آنجایی که گنجینه‌ی پندار و گفتار و كردار نيك بندگان است، نیز با دیده‌ی دل نگران است و نیایش و ستایش مردمان را از برای ارزانی شدن آنان به کشور مینوی به پیشگاه مزدا (= گُرزمان) آورد.

      [8] در یادداشت بند هیجدهم از هات ٤٤ گفتیم که در دین زرتشت به امید خوشی جهان دیگر و بهره و بخش روز پسین، از زندگی خوش و رامش این جهان چشم‌پوشی نشده است. پیغمبر پیروان خود را به ستایش و بندگی اندرز دهد تا اینکه مزدا خشنود گشته، در همین جهان به آنان نیروی کار و کشاورزی دهد، آن‌چنان‌که بتوانند به چارپایان و کسان خود گشایش و فزایش دهند و از زندگی خوش و خُرم بهره­ور باشند. چنان‌که در پایان این بند گفته شده، این پاداش به کسانی ارزانی است که از دین راستین به منش نیک پی برده باشند.

      [9] یعنی اگر کسی پس از این، گروه پروردگاران (= دیوها) و همه‌ی کسانی را که در پیروی از آنان زرتشت را خوار می­دارند، پست بشمارد، جز آن کسی را که نیک‌خواه پیغمبر (= رهاننده) است، دين پاك آن مهتر مایه‌ی رستگاری وی خواهد شد و چون دوست و برادر و پدر او را یاری خواهد کرد.

      در یادداشت شماره‌ی ۲ از بند یازدهم از هات ۳۱ گفتیم که دینِ (= دَئِنا daēnā) هرکسی در جهان دیگر پیکر هستی یابد: اگر کسی نیکوکار باشد، دینش به پیکر دختر زیبایی درآمده، او را به‌سوی بهشت رهنمون گردد و اگر آن کس گناهکار باشد، دینش به پیکر دختر زشتی درآمده، او را به دوزخ کشاند. چون در بندهای ۹-۱۰ سخن از پاداش این جهان و پاداش روز پسین بوده، در این بند گوید که از برای رستگاری در هر دو سرای باید به دین راستین زرتشت گروید، چه این دین است که در این جهان به کار و کوشش و کشاورزی و آبادانی اندرز دهد و از زندگی خوش و فراخ‌روزی بهره‌ور سازد، آن‌چنان‌که پس از سرآمدن گردش گیتی، در جهان دیگر به بخشایش فردوس برخوردار کند. به بند سیزدهم از هات ٣٤ نیز نگاه کنید.

      آن چه از هاد ۴۵ می‌توان آموخت (۱)

      آن چه از هاد ۴۵ می‌توان آموخت (۲)

      Sorry, the comment form is closed at this time.