Subscribe elementum semper nisi. Aenean vulputate eleifend tellus. Aenean leo ligula, porttitor eu, consequat vitae eleifend ac, enim. Aenean vulputate eleifend tellus.

    Subscribe elementum semper nisi. Aenean vulputate eleifend tellus. Aenean leo ligula, porttitor eu, consequat vitae eleifend ac, enim. Aenean vulputate eleifend tellus.

      هرمزد یشت

      هرمزد یشت

      گردانش و گزارش از استاد ابراهیم پورداود

       

      ۱. زرتشت از اهورامزدا پرسید: «ای اهورامزدا! (تو ای) مقدس‌ترین خرد، آفریننده‌ی جهان مادی، ای پاک در کلام مقدس، چه چیز قادرتر، چه چیز پیروزمندتر، چه چیز بلند‌رتبه‌تر، چه چیز برای روز واپسین مؤثرتر است؟

      ۲. چه چیز پیروزمندترین، چه چیز چاره‌بخش‌ترین، چه چیز به خصومت دیوها و مردم بهتر غلبه کند؟ در سراسر جهان مادی، چه چیز بیشتر در اندیشه‌ی (انسان) اثر نماید؟ در سراسر جهان مادی، چه چیز بهتر وجدان را پاک کند؟»

      ۳. آنگاه اهورامزدا گفت: «ای سپنتمان زرتشت، اسم ما و امشاسپندان در کلام مقدس قادرتر، پیروزمندتر، بلند‌رتبه‌تر، برای روز واپسین مؤثرتر است.

      ۴. این پیروزمندترین، این چاره‌بخش‌ترین است. این است آنچه بهتر به خصومت دیوها و مردم غلبه کند، این است آنچه در سراسر جهان مادی بیشتر در اندیشه اثر نماید، این است آنچه در سراسر جهان مادی بهتر وجدان را پاک کند.»

      ۵. زرتشت گفت: «ای اهورامزدای پاک! مرا از آن اسم خود که بزرگ‌تر و بهتر و زیباتر و در روز واپسین مؤثرتر و فیروزمندتر و چاره‌بخش‌تر و بهتر به خصومت دیوها و مردم غلبه‌کننده است آگاه ساز

      ۶. تا آنکه من به همه‌ی دیوها و مردم ظفر یابم، تا آنکه من به همه‌ی جادوان و پری‌ها چیره شوم، تا آنکه کسی به من غلبه نتواند نمود؛ نه دیو، نه انسان، نه جادو و نه پری.»

      ۷. آنگاه اهورامزدا گفت: «ای زرتشت پاک، کسی که از او سؤال کنند اسم من است [۱]، دوم کسی که گله و رمه بخشنده است، سوم کسی که تواناست، چهارم بهترین راستی، پنجم (مظهر) کلیه‌ی نعم پاک‌آفریده‌ی مزدا، ششم منم خرد، هفتم منم خردمند، هشتم منم دانایی، نهم منم دانا،

      ۸. دهم منم تقدس، یازدهم (منم) مقدس، دوازدهم اهورا، سیزدهم زورمندترین، چهاردهم (منم) کسی که دست خصومت به او نرسد، پانزدهم مغلوب‌نشدنی، شانزدهم کسی که پاداش (هر یک را) در خاطر نگه دارد، هفدهم (کسی که) همه را نگهبان است، هجدهم همه را درمان‌بخش است، نوزدهم منم آفریدگار، بیستم منم آنکه موسوم است به مزدا.»

      ۹. ای زرتشت، تو باید شبانه‌روز مرا با نیاز برازنده‌ی زَوْر بستایی. [۲] (این‌چنین) من، اهورامزدا، برای یاری و پناه به‌سوی تو آیم. سروش مقدس برای یاری و پناه به‌سوی تو آید. آب‌ها و گیاه‌ها و فروهر پاکان (نیز) برای یاری و پناه به‌سوی تو آیند.

      ۱۰. ای زرتشت، اگر تو را خواهش غلبه نمودن است به خصومت دیوها و مردم و جادوان و پری‌ها، به کاوی‌ها و کرپان‌های ستمکار و راهزنان دوپا و گمراه‌کنندگان دوپا و گرگ‌های چهارپا،

      ۱۱. و به لشکر دشمنِ با سنگرِ فراخ، با درفش بزرگ و درفش بالابرافراشته و درفش گشوده و درفش خونین به‌دست‌گرفته، پس در همه‌ی روزها و شب‌ها این اسامی را آهسته زمزمه کن:

      ۱۲. «منم پشتیبان و منم آفریننده و نگهبان. منم شناسنده و مقدس‌ترین خرد. چاره‌بخش نام من است. چاره‌بخش‌ترین نام من است. پیشوا نام من است. بهترین پیشوا نام من است. اهورا نام من است. مزدا نام من است. پاک نام من است. پاک‌ترین نام من است. فرهمند نام من است. فرهمندترین نام من است. بسیاربینا نام من است. بسیاربیناتر نام من است. دوربین نام من است. دور را بهتربیننده نام من است.

      ۱۳. پاسبان نام من است. پشت و پناه نام من است. آفریدگار نام من است. نگهدار نام من است. شناسنده نام من است. بهترین شناسنده نام من است. پرورنده نام من است. کلامِ پرورش نام من است. جویای سلطنت نیکی نام من است. کسی که بیشتر جویای سلطنت نیکی است نام من است. شهریار دادگر نام من است. دادگرترین شهریار نام من است.

      ۱۴. (کسی که) نفریبد نام من است. (کسی که) فریفته نشود نام من است.(کسی که) به ستیزگی غلبه کند نام من است. (کسی که) به یک ضربت فتح کند نام من است. (کسی که) به همه شکست دهد نام من است. آفریننده‌ی کل نام من است. بخشاینده‌ی تمام نعمت‌ها نام من است. بخشنده‌ی بسیار خوشی‌ها نام من است. بخشایشگر نام من است.

      ۱۵. (کسی که) به اراده‌ی خود نیکی کند نام من است. (کسی که) به اراده‌ی خود پاداش رساند نام من است. سودمند نام من است. نیرومند نام من است. نیرومندترین نام من است. پاک نام من است. بزرگ نام من است. برازنده‌ی سلطنت نام من است. به سلطنت برازنده‌ترین نام من است. دانا نام من است. داناترین نام من است. (کسی که) دور را نگران است نام من است. این‌چنین است نام‌های (من).»

      ۱۶. و کسی که از برای من در این جهان مادّی، ای زرتشت، این اسامی را آهسته زمزمه‌کنان و به آواز بلند در روز و شب بخواند،

      ۱۷. کسی که (آن‌ها را) در برخاستن یا در وقت خوابیدن، در وقت خوابیدن یا در وقت برخاستن، در وقت کُشتی بستن یا کشتی باز کردن، در وقت از جایی به جایی رفتن، یا (در وقت) از ناحیه و مملکت به‌سوی مملکت دیگر سفر رفتن بخواند،

      ۱۸. به چنین کسی نه در این روز و نه در این شب کارد کارگر شود، نه تبرزین، نه تیر، نه خنجر، نه گرز که از طرف خشمی که باطنش پر از دروغ است بدو حواله شود. سنگ‌های فلاخن بدو نرسد.

      ۱۹. و این بیست اسامی مانند جوشن پشت سر و زره پیش سینه، به ضد گروه غیرمرئی دروغ و نابکاران وَرِنا [۳] و کَیاذَه تبهکار [۴] و به ضد اهریمن مفسد ناپاک به کار رود، چنان‌که گویی هزار مرد از یک مرد تنها محافظت کند.

      ۲۰. کیست آن پیروزمندی که از روی دستور تو باید مردم را در پناه خود بگیرد؟ به‌واسطه‌ی یک الهام به من بگو کیست داور نجات‌دهنده‌ی این جهان که به این کار گماشته گردیده؟ چنین داوری که به نزد او اطاعت و منش پاک مقام گزیده، داوری که تو خود او را خواستاری، ای مزدا! [۵]

      ۲۱. درود به فَرّ کیانی [۶]، درود به آریاویج [۷]، درود به سَئوکَ (Saoka) [۸]، درود به آب دائی‌تیا (Dāityā) [۹]، درود به آب اَردوی‌ناهید [۱۰]، درود به همه‌ی موجودات پاک. یتا اهو… مانند بهترین سرور (زرتشت) بهترین داور است؛ کسی که بر طبق قانون مقدس، اعمال جهانیِ منش نیک را به‌سوی مزدا و شهریاری را که به‌منزله‌ی نگهبان بیچارگان قرار داده شد، به‌سوی اهورا آورد. اشم وهو… راستی بهترین نعمت و هم (مایه‌ی) سعادت است. سعادت از آنِ کسی است که خواستار بهترین راستی است. [۱۱]

      ۲۲. ما می‌ستاییم اهونا وئیریا را [۱۲]. اشاوهیشتا [۱۳] نیکوترین امشاسپند را می‌ستاییم. توانایی و قوّت و زور و پیروزی و فَرّ و نیرو را می‌ستاییم. اهورامزدای رایومند (و) فرهمند را می‌ستاییم [۱۴]. ینگهه هاتام… اهورامزدا در میان موجودات از زنان و مردان می‌شناسد آن کسی را که برای ستایشش به او، به‌توسط اشا بهترین پاداش بخشیده خواهد شد. این‌چنین مردان و این‌چنین زنان را ما می‌ستاییم.

      ۲۳. یتا اهووئیریو… مانند بهترین سرور (زرتشت) بهترین داور است؛ کسی که بر طبق قانون مقدس، اعمال جهانیِ منش نیک را به‌سوی مزدا و شهریاری را که به‌منزله‌ی نگهبان بیچارگان قرار داده شد، به‌سوی اهورا آورد. درود و ستایش و قوّت و نیرو خواستارم از برای اهورامزدای رایومند و فرهمند. اشم وهو… راستی بهترین نعمت و هم (مایه‌ی) سعادت است. سعادت از آنِ کسی است که خواستار بهترین راستی است.

      ۲۴. ای زرتشت، تو باید همیشه کسی را که دوست است از دشمن بدخواه حفظ کنی. تو نباید رواداری که دوست را به معرض خطر اندازی. مگذار که از صدمه‌ای به رنج افتد. مگذار آن مرد آیین‌شناسی که از برای ما (و) امشاسپندان نیاز بزرگ یا کوچک‌ترین فدیه می‌آورد، از مال خود محروم گردد.

      ۲۵. این است وهومن آفریده‌ی من ای زرتشت، این است اردیبهشت آفریده‌ی من ای زرتشت، این است شهریور آفریده‌ی من ای زرتشت، این است سفندارمذ آفریده‌ی من ای زرتشت. اینان‌اند خرداد و مرداد، هر دو از آفریدگان من. پاداش پاکانی که به سرای دیگر درآیند از آنان مقرر گردد.

      ۲۶. … ای زرتشت پاک، به‌واسطه‌ی قوّه‌ی روحیه و علم من [۱۵] زندگانی آینده چگونه خواهد بود و در انجام، زندگانی چگونه باید باشد؟ [۱۶]

      ۲۷. هزار درمان، ده هزار درمانِ سپندارمذ (برساد) [۱۷] و با (یاریِ) سفندارمذ خصومت دیو را از هم پاشیده و پریشان کنید، گوش‌هایش را بدرید، دست‌هایش را به هم ببندید، اسلحه‌اش را در هم شکنید، او را به زنجیر درکشید، به‌طوری‌که (هماره) در بند باشد.

      ۲۸. ای مزدا، آیا پیرو دین پاک به دروغ‌پرست غلبه خواهد نمود؟ [۱۸] پاک‌دین به دروغ ظفر خواهد یافت؟ دین‌دارانِ راست به پیروان دروغ چیره خواهند شد؟ ما می‌ستاییم قوّه‌ی شنوایی اهورامزدا را که کلام مقدس را نیوشید. ما می‌ستاییم قوّه‌ی حافظه‌ی اهورامزدا را که کلام مقدس را حفظ نمود. ما می‌ستاییم زبان اهورامزدا را که کلام مقدس را بیان نمود. آن کوه اوشیدم اوشیدَرنه را شبانه‌روز با نیاز برازنده‌ی زَوْر می‌ستاییم. [۱۹]

      ۲۹. زرتشت گفت: «به این وسیله شما را به زیر زمین برانم. به‌واسطه‌ی دیدگان سفندارمذ راهزن به زمین افکنده شود.»

      ۳۰. هزار درمان، ده هزار درمان (برساد). فروهر این مرد پاک را که موسوم است به اسموخوانونت (Asmō. Xvanvant) [۲۰] می‌ستاییم. پس از آن من می‌خواهم که مثل مرد معتقدی (فروهرهای) سایر پاک‌دینان را بستایم. (فروهر) گئوکرنه (Gaokerena) [۲۱]  توانا و مزداآفریده را می‌ستاییم.

      ۳۱. ما می‌ستاییم قوّه‌ی شنوایی اهورامزدا را که کلام مقدس را نیوشید. ما می‌ستاییم قوّه‌ی حافظه‌ی اهورامزدا را که کلام مقدس را حفظ نمود. ما می‌ستاییم زبان اهورامزدا را که کلام مقدس را بیان نمود. آن کوه اوشیدم اوشیدرنه را شبانه‌روز با نیاز برازند‌ه‌ی زَور می‌ستاییم. اشم وهو… راستی بهترین نعمت و هم (مایه‌ی) سعادت است. سعادت از آنِ کسی است که خواستار بهترین راستی است. (سه بار تکرار می‌شود.)

      ۳۲. سفندارمذ مقدسِ کارساز را می‌ستاییم… [۲۲] از این جهت می‌خواهیم آن کسی را که بزرگ‌تر از همه است، آن اهورامزدا، را بزرگ و سرور خود قرار دهیم، اهریمن نابکار را براندازیم، تا خشم اسلحه‌ی خونین‌آزنده را برافکنیم، تا دیوهای مازندران را برانیم و دروغ‌پرستان وَرنِه را براندازیم، تا رایومند و فرهمند اهورامزدا را بلند سازیم، تا امشاسپندان را بلند سازیم، تا ستاره‌ی باشکوه پرفروغ تشتر را بلند سازیم، تا مرد پاک را بلند سازیم، تا کلیه‌ی مخلوقات پاکِ خردِ مقدس را بلند سازیم. [۲۳]

      ۳۳. اشم وهو… راستی بهترین نعمت و هم (مایه‌ی) سعادت است. سعادت از آنِ کسی است که خواستار بهترین راستی است.

      (کسی که تو را بستاید) تو به او فرّ و فروغ، به او تندرستی، به او دوام بدن و پیروزی بدن، به او دولتِ بسیار خوشی‌بخشنده، به او نیز فرزندان برازنده، به او عمر بلند (و) طولانی، به او فردوس پاکان (و) روشناییِ کلیه‌ی لذات بخشنده (عنایت کنی). [۲۴]

      اشم وهو

      هزار درمان، ده هزار درمان (برساد)

      اشم وهو

      ای مزدا به یاری من بشتاب!

       

      پانویس‌ها:

      [۱] یعنی که اهورامزدا سرچشمه‌ی علم و معرفت است، همه‌چیز را از او باید درخواست و سؤال نمود.

      [۲] زَور در اوستا (Zaothra) عبارت است از نیاز مایع مثل آب و شیر و غیره که در هنگام رسومات مذهبی به کار برده شود و به‌خصوص آب آمیخته به شیر که در وقت یزشنه کردن استعمال گردد، به‌منزله‌ی آب مقدس عیسویان (eau bénite) می‌باشد.

      [۳] وَرِنا (Varena) اسم مملکتی است. مستشرقین را در سرِ تعیین محل آن اختلاف است؛ به قول سنت آن مملکت پتشخوارگر (Patašxvargar) است که عبارت باشد از دیلم یا گیلان حالیه. بنابراین، مملکت مذکور در ناحیه‌ی کوهستانی جنوب قفقاز و ناحیه‌ی جنوب غربی دریای خزر واقع است. این مملکت همان است که در نخستین فرگرد وندیداد در فقره‌ی ۱۸ از آن یاد شده است؛ چهارمین مملکت روی زمین شمرده گردیده و مسقط‌الرأس فریدون خوانده شده است. رجوع شود به دارمستتر14  Z. A. 2. و به گیگر G. I. R. Ph. 2. 39..

      [۴] کَیاذَه (Kayadha) اسم مجرم و گناهکاری است مثل دزد، آدم‌کش و غیره. امروز نمی‌توانیم معین کنیم که چه قسم گناهکار از کَیاذَه اراده شده.

      [۵] این فقره بدون کم و زياد از گات‌ها، یسنای ۴۴، قطعه‌ی ۱۶ برداشته شده است.

      [۶] در خصوص فر کیانی رجوع کنید به زامیادیشت و مقاله‌ی متعلق به آن.

      [۷] آریاویج: مستشرقین را در سرِ تعیین این مملکت نیز اختلاف است. به قول بندهش، در فصل ۲۹، فقره‌ی ۱۲،‌ مملکت مذکور در آذربایجان واقع است. دانشمند آلمانی، مارکوارت، آن را خوارزم دانسته. این مملکت همان است که در نخستین فرگرد وندیداد، در فقره‌ی سوم، از آن یاد شده است و نخستین کشور آفریده‌ی اهورامزدا یاد گردیده است. به مناسبت آنکه در فقره‌ی مذکور از زمستان سخت این مملکت صحبت شده است، مارکوارت آن را خوارزم ذکر می‌کند؛ چه خوارزم در ایران‌زمین سردترین مملکت است. رجوع کنید به Ērānšahr von Marquart p. 155.

      [۸] سَئوکَ (Saoka) فرشته‌ای است که به صحت و خوشی و ترقی و پرورش گماشته گردیده، مظهر خوشی ایزدی است. در تفسیر پهلوی سئوک گردید.

      [۹] دائی‌تیا (Daityā) اسم رودی است در آریاویج. برخی از مستشرقین آن را رود اَرَس دانسته و برخی دیگر زرافشان.

      [۱۰] رجوع کنید به یشت اردوی‌سور ناهید و مقاله‌ی متعلق به آن (آبان).

      [۱۱] رجوع کنید به مقاله‌ی ملحقات یشت‌ها.

      [۱۲] مقصود از اهونا وئیریا همان نماز معروف یتا اهو وئیریو می‌باشد.

      [۱۳] اشاوهیشتا یعنی امشاسپند اردیبهشت. رجوع کنید به مقاله‌ی امشاسپندان و به اردیبهشت.

      [۱۴] در خصوص دو صفت رایومند و فرهمند رجوع کنید به مقاله‌ی هرمزد صفحه‌ی ۴۳.

      [۱۵] چند لغت در این فقره طوری خراب شده است که معنی درستی از آن‌ها مفهوم نمی‌گردد.

      [۱۶] این دو جمله از گات‌ها، یسنای ۲۸،‌ فقره‌ی ۱۱ و یسنای ۳۰، فقره‌ی ۴ اقتباس گردید.

      [۱۷] این دعا غالباً در اوستا تکرار شده است. در فقره‌ی فوق، هزار و ده‌هزار چاره و درمان و درود از طرف سپندارمذ برای دین‌داران تمنا شده است، ولی در جاهای دیگر به‌طور مطلق آمده است.

      [۱۸] این جمله از گات‌ها، یسنای ۴۸، فقره‌ی ۲ اقتباس گردید.

      [۱۹] اوشیدم (Uši. dam) و اوشیدرنه (Ušidarena) هر دو اسم یک کوه می‌باشد که در بالای آن زرتشت به الهام غیبی رسید. به قول بندهش، در سیستان واقع است. در تفسیر پهلوی اوستا، اوش‌داشتار (Uš daštar) گردید. معنی لفظی آن هوش‌بخشنده است.

      [۲۰] اسموخوانونت (Asmo. Xvanvant) اسم یکی از نخستین پیروان زرتشت است. در فروردین‌یشت در جایی که به فروهر همه‌ی پاکان و دین‌داران و ناموران درود فرستاده می‌شود، اسموخوانونت در سرِ آن‌ها جای داده شد. معنی لفظی آن فروغِ آسمان می‌باشد.

      [۲۱] اسم درختی است. آن را هومِ سفید تصور کرده‌اند. در تفسیر پهلوی گوکرن شد. به قول بندهش بزرگ، این درخت در میان اقیانوس فراخ‌کرت روییده است. برای آنکه مورد صدمه‌ی اهریمنی واقع نشود، ماهی کَر (Kara) برای محافظت آن گماشته شده است.

      [۲۲] چند کلمه در این فقره خراب شده، به‌طوری‌که معنی درستی از آن مفهوم نمی‌شود.

      [۲۳] تمام جملات این فقره تا سرِ فقره‌ی ۳۳، بدون کم و زياد از فقرات اول و دوم یسنای ۷۲ برداشته شده است.

      [۲۴] این جمله از یسنای ۶۸، فقره‌ی ۱۱ می‌باشد. به یسنای ۶۸، فقره‌ی ۱۱ نیز رجوع کنید.

       

      فرستادن دیدگاه