اَهونَوَدگات (یسنا، هات ۳۰)
نوشتهها: گردانش و گزارش هات ۳۰ از استاد ابراهیم پورداود
ویدئوها: گردانش و گزارش هاد ۳۰ از خسرو دادور ایرانشهر در گفتوگو با بانو شیوا
۱ [1] اینک، سخن میدارم از برای آنانی که خواستار شنیدناند آنچه را که مرد دانایی باید به یاد بسپرد: از ستایش اهورا و درود بهمن و از شادمانی کسی که آن را خوب به یاد بسپرد، آن کسی که راستی و همچنان روشنایی خواهد نگریست.
۲ بشنوید با گوشها آنچه بهتر است (و) ببینید با منش روشنْ جدایی میان دو کیش[2] هریک، هریک از برای خویشتن پیش از (فرارسیدن) انجام بزرگ دریافتن که آن به سود ما پایان خواهد پذیرفت.
۳ [3] در آغاز، آن دو گوهر همزاد در پندار و گفتار و کردار بهتر و بتر، در اندیشه هویدا شدند. در میان این دو، نیکاندیشان درست برگزیدند، نه بداندیشان.
گزارش و گردانشِ هاد ۳۰، بندهای ۱ و ۲ و ۳
۴ و آنگاه که این دو گوهر به هم رسیدند، نخست هستی و نیستی بنیان نهادند و همچنان در انجام، بدترزندگی که پیروان دروغ را خواهد بود و پیروان راستی را بهترجایگاه[4].
۵ از این دو گوهر، دوستار دروغ بدتررفتار برگزید، راستی (برگزید) پاکترروان؛[5] آنکه از آسمان استوارتر جامه در بر کرده و کسانی که شادمانه با کردارهای آشکار اهورامزدا را خشنود کنند.
۶ [6] از میان این دو (گوهر)، دیوها نیز (بدی از خوبی) درست بازنشناختند؛ چه هنگامی که آنان با هم در گفتوشنود بودند، فریب به آنان فرارسید، آنچنانکه بدترمنش برگزیدند. آنگاه با هم بهسوی خشم شتافتند تا زندگی مردم تباه کنند.
۷ [7] و به او خشترَ فرارسد و وهومننگه و اَشا و به اندام (او) آرمئیتی پایداری و استواری دهد، آنچنانکه او در برابر پاداش تو از (آزمایش) آهن نزد آنان نخستین گردد.
گزارش و گردانشِ هاد ۳۰، بندهای ۴ و ۵ و ۶ و ۷.
۸ و هنگامی که سزای این گناهکاران فرارسد، پس آنگاه، ای مزدا، کشورت را بهمن در پایان برپا کند از برای کسانی که دروغ را به دستهای راستی سپردند.[8]
۹ و خواستاریم از آنانی باشیم که زندگی تازه کنند. ای مزدا و شما ای سروران دیگر و اردیبهشت، همراهیتان را ارزانی دارید؛ آنچنانکه اندیشهها با هم بُوَند، در آنجایی که شناسایی پریشان است.
۱۰ [9] آری، آنگاه به کامیابی (جهان) دروغ شکست، از پی رسد ایدون به پاداشی که پیمان شده در سرای نیک بهمن (و) مزدا و اردیبهشت، کسانی درپیوندند که نیکنامی جستند.
۱۱ اگر شما مردمان آیینی که مزدا فرو فرستاد دریافتید – (از یک سو) آسایش (و از سوی دیگر) رنج زیان دیرپایا از برای پیروان دروغ و سود از برای پیروان راستی – پس آنگاه آینده بکام خواهد بود.
گزارش و گردانشِ هاد ۳۰، بندهای ۸ و ۹ و ۱۰ و ۱۱.
پینوشت:
[1]. در این ها نیز، که مانند دو های پیش دارای یازده بند است، از دو گوهر خوبی و بدی سخن رفته. اینیک به دین راستین دادار یکتا، اهورامزدا، همیخواند و آن دیگر به کیش دروغین دیوها، گروه پروردگاران، کشاند. پیغمبر زرتشت از برای این برانگیخته شده که راه از چاه بازنماید و مردم را به راستی رهنمون گردد.
سوی تو نوید گر فرستادند
بر دست زمانه ز آفرینش دو
یکّی سوی دوزخت همیخواند
یکّی سوی عز و نعمت مینو
هریک به رهیت میکشد، لیکن
بر شخص پدید ناورد نیرو
این با خوى نیک و نعمت حکمت
اندر ره راست میکشد بازو
و آن جان تو را همیکند تلقین
با کوشش مور و گُربزی راسو
برگیر ره بهشت و کوشش کن
کاین نیست ره محال و نامرجو (ناصر خسرو)
وخشور زرتشت فرماید: اینک، از ستایش اهورا و درود بهمن سخن بدارم و از رستگاری و شادمانی کسانی که سخنانم به یاد بسپارند و کار بندند، آنچنانکه به دیدن راستی و به رسیدن به بارگاه پر فرّ و فروغ مینوی کامیاب گردند. شما را از هرآنچه نیکو و ستوده است، بیاگاهانم. هریک از شما مرد و زن راست که با منش روشن، جدایی میان دین راستین و کیش دروغین بدانید، نیک از بد بازشناسید. پیش از پایان گرفتن گردش گیتی و فرارسیدن روز شمار، دریابید که در سرانجام رستگاری با ماست. در آغاز آفرینش، دو گوهر نمودار شدند: یکی نامزد به سپنتَ مئینیو (spənta-mainyu) و دیگری انگرَ مئینیو (aṅra-mainyu = اهریمن). سپندمینو، نمایندهی خرد پاک مزدا، با پندار و گفتار و کردار نیک؛ اهریمن، نمایندهی روان تیره، با پندار و گفتار و کردار زشت، هر دو خود را به جهانیان بنمودند. از مردمان، کسانی که روشندلاند به نیکی روی نموده، سپندمینو برگزیدند و آنانی که تیرهنهادند به بدی گراییده، اهریمن برگزیدند. چون در همان آغاز زندگی از سپندمینو کاخ هستی و از اهریمن کریوهی نیستی بنیان نهاده شده، ناگزیر، در انجام زندگی گیتی، دوستاران راستی و نیکی در سرای جاودانی از بخشایش ایزدی برخوردار گردند و پیروان دروغ و بدی به رنج دوزخ دچار آیند. اهریمن دروغپرور از برای خود کردار بد گزید و سپندمینو، که گویی آسمان پایدار جامهی رسای اوست و همهی کسانی که با کردارهای ستوده خواستار خشنودی مزدا هستند، راستی برگزیدند. دیوها، گروه پروردگاران پیشین، نیز فریفته گشته، در میان این دو گوهر خوب از بد بازنشناختند، آنچنانکه منش زشت برگزیده با خشم و کین به تباه کردن زندگی پرداختند. کسی که در این جهان خوب از بد بازشناسد و به سپندمینو روی آورد، امشاسپندان، چون شهریور (= شهریاری و توانایی مزدا) و بهمن (= منش نیک مزدا) و اردیبهشت (= راستی مزدا) و سپندارمذ (= پارسایی مزدا)، وی را یاوری کنند و در کوشش در راه راستی و در برانداختن دروغ پشت و پناه وی باشند، آنچنانکه در روز شمار، پس از آزمایش پسین، پاک درآید و درخور پاداش گشته، در برابر گمراهان بدکنش اهریمن، نخستین کسی باشد که سرافراز بهسوی بهشت خرامد. در آن هنگامی که سزای گناهگاران فرارسد، همانگاه کشور مینوی مزدا (= فردوس) از برای پاداش کسانی که در برانداختن دروغ و پیروزی راستی کوشیدند، برآراسته گردد. بکند ما از کسانی باشیم که زندگی تازه و خرّم کنیم و مردم را از برای بخشایش کشور جاودانی رسا سازیم. بکند مزدا و مهینفرشتگانش ما را یاری دهند و چنان سازند که بدگمانی و وزیغ (= شک و ریب) از میان برود و همگان خوب از بد بازشناسند. اینک، ای مردمان، اگر دینی که مزدا فرو فرستاده دریافتید و از آسایش و رامش جاودانی پیروان راستی و از رنج و زیان دیرپایای پیروان دروغ پی بردید، آینده به کامتان خواهد بود.
به بند دوم از ها ۴۵ نیز نگاه کنید.
[2]. دو کیش: مزدیسنا یا دین راستین مزدا و دیویسنا یا دین دروغین گروه پروردگاران.
[3]. دربارهی دو گوهر یا دو روان خوب و بد به بند دوم از ها ۴۵ نیز نگاه کنید.
[4] . بهترجایگاه: بهشت برین، سرای جاودانی در آنجایی که پاکان و نیکان آرام گیرند.
[5]. آسمان پایدار چون جامهای است بر بالای رسای روان پاک ایزدی.
[6]. دیوها، گروه پروردگاران گمراهکننده، در بندهای ۳ تا ۵ از ها ۳۲ و در بند ۲۰ از ها ۴۴ نیز یاد شدهاند.
[7]. خشتهرَ (xshathra = شهریور)، وهومننگه (vohu-manaṅh = بهمن)، اشا (اَشَ = asha = اردیبهشت)، آرمئیتی (ārmaiti = سپندارمذ) از امشاسپندان یا مهینفرشتگاناند، نمایندهی توانایی و منش نیک و راستی و پارسایی دادار اهورامزدا هستند.
از آزمایش آهن گداخته و آتش برافروخته، که در روز شمار پاک از ناپاک و سره از ناسره شناخته خواهد شد، جداگانه سخن داشتیم. دربارهی این آزمایش به بند سوم و نوزدهم از ها ۳۱ و بند چهارم از ها ٣۴ و بند چهارم از ها ۴٣ و بند ششم از ها ۴۷ و بند نهم از ها ۵١ نیز نگاه کنید.
[8]. در بند چهاردهم از ها ۴۴ نیز از گرفتار نمودن دروغ و به دست راستی دادن سخن رفته است.
[9]. در بند ششم از ها ۵۳ نیز از شکست یافتن جهان دروغ، در سرانجام، سخن رفته است.
آن چه از هاد ۳۰ میتوان آموخت (۱)
آن چه از هاد ۳۰ میتوان آموخت (۲)
