اَهونَوَدگات (یسنا، هات ۳۱)
نوشتهها: گردانش و گزارش هات ۳۱ از استاد ابراهیم پورداود
ویدئوها: گردانش و گزارش هاد ۳۱ از خسرو دادور ایرانشهر در گفتوگو با بانو شیوا
۱ [1] به یاد فرمانتان بیاگاهانم سخنانی که ناشنیدنی است از برای کسانی که از روی دستور دروغ، جهان راستی تباه کنند، ایدون بسیار خوش از برای آنانی که دلدادهی مزدا هستند.
۲ چون آن راه بهتر که باید برگزید پدیدار نیست، پس، ازاینرو، من بهسوی همهتان آیم؛ داور هر دو گروه، آنچنانکه مزدا اهورا مرا میشناسد، تا اینکه ما از روی دین راستین زندگی به سر بریم.
۳ [2] آن سزایی که از خِرد و آذرت خواهی داد – و به دستیاری دین راستین آموزانیدنی – به دو هماورد، چیزی که برگزیدگان را آموزشی است، آن را به ما بگو که بدانیم، ای مزدا، با زبان دهان خود تا اینکه من همهی زندگان را بگروانم.
۴ هر آنگاه راستی خوانده شد و مزدا و سروران دیگر و اشی[3] و سپندارمذ نیز، پس آنگاه، ای بهمن، آرزومندم از برای خویش شهریاری نیرومند (ایزدی) تا از بالندگی آن به دروغ چیره شویم.
گزارش و گردانشِ هاد ۳۱، بندهای ۱ و ۲ و ۳ و ۴
۵ ایدون، بیاگاهان مرا از آن بهتری که به من از دین راستین خواهید داد. تا اینکه من، ای بهمن، بازشناسم (و) دریابم و به یاد سپرم که چرا از من رشک برند. بهویژه، ای مزدا اهورا، از آنچه نخواهد شد و از آنچه خواهد شد.
۶ [4] از برای او خواهد بود، آنچه بهتر است؛ از برای آن دانایی که به من بگوید آشکارا سخن دین راستین دربارهی رسایی و جاودانی: آن کشور مزدا که بهمن از برای او خواهد برافراخت.
۷ [5] آنکه در آغاز به آراستن فردوس با روشنایی بیندیشید، کسی است که از خرد خویش آفرینندهی راستی است (فردوسی) که بهترمنش را داراست. تو آن را، ای مزدا، با نیروی مینوی برافرازی. اینک نیز، ای اهورا، تو همانی.
۸ همانا در منش خویش به تو اندیشیدم، ای مزدا، که تویی نخستین (و) پسین هستی (و) پدر منش نیک – آنگاه که تو را به چشمان دریافتم – که تویی دادار درستین راستی،[6] که تویی داور کردارهای جهان.
گزارش و گردانشِ هاد ۳۱، بندهای ۵ و ۶ و ۷ و ۸
۹ [7] از آنِ تو بود سپندارمذ، نیز از آن تو بود سازندهی جانداران: (آن) خرد مینوی آنگاه که تو، ای مزدا اهورا، بدو راه آزاد دادی از اینکه به کشاورز گراید یا به کسی که کشاورز نیست.
۱۰ پس او از این دو، کشاورزِ گلهپرور را داور درستکردار خویش برگزید، آن پاسبان منش نیک را. ناکشاورز، ای مزدا، هرچند که کوشد، از پیام نیک بهره نیابد.
۱۱ آنگاه که از برای ما تو، ای مزدا، در آغاز جهان دین آفریدی و از منش خویش خرد بخشیدی، آنگاه که به جان تن دادی، آنگاه که کردار و آموزش (نمودی) تا هرکس آزاد کیش پذیرد.
۱۲ همانگاه، آواز برداشت دروغگفتار مانند راستگفتار، دانا مانند نادان، (هریک) از دل و منش خویش. سپندارمذ پیدرپی در پرسش است با روانِ کسی که هنوز در سرگردانی است.
۱۳ [8] هر آن (کردار) آشکار یا نهانی که در بازخواست پرسند، ای مزدا، یا اگر کسی از پی گناه خرد (خویش) بزرگترین رهایی (از آن آلایش) بازجوید، از همهی اینها تو بهدرستی آگاه و با دیدگان روشن نگرانی.
گزارش و گردانشِ هاد ۳۱، بندهای ۹ و ۱۰ و ۱۱ و ۱۲ و ۱۳
۱۴ این از تو میپرسم، ای اهورا: از آنچه رفت و از آنچه خواهد آمد، از آن وامی که باید و مزدی که پاکان و ناپاکان راست. ای مزدا، چگونه خواهد بود این در شمار پسین؟
۱۵ [9] این را میپرسم: چه چیز است سزای کسی که از برای دروغپرست شهریاری فراهم کند؟ از برای آن بدکنشی، ای اهورا، که مایهی زندگی خویش نیابد، جز به آزار چارپایان و کارگرانِ کشاورز راستکردار؟
۱۶ [10] این را میپرسم: آن نیکاندیشی که از برای افزایش دادن به توانایی خانومان یا روستا یا کشور با راستی کوشاست، مانند تو خواهد گردید؟ ای مزدا اهورا، کی او چنین خواهد شد و به کدام کردار؟
۱۷ کدام است بزرگتر: پیرو راستی یا آنکه به دروغ گروید؟ دانایی باید دانایی را (از آن) بیاگاهاند. مباد نادان (کسی را) پس از این بفریبد. ما را تو، ای مزدا اهورا، آموزگار منش نیک باش.
گزارش و گردانشِ هاد ۳۱، بندهای ۱۴ و ۱۵ و ۱۶ و ۱۷
۱۸ [11] مبادا کسی از شما به گفتار و آموزش دروغپرست گوش دهد؛ چه او به خانومان و ده و روستا و کشور ویرانی و تباهی دهد. پس با ساز جنگ آنان را برانید.
۱۹ [12] به آن کسی باید گوش فراداد که به راستی اندیشیده، به آن دانایی که پزشک زندگی است. ای اهورا، به آن کسی که سخن زبان خویش، آنچنانکه باید، استوار نمودن تواند در برابر آذر افروزان تو، ای مزدا، در هنگام پخش مزد هر دو گروه.
۲۰ [13] کسی که بهسوی پیرو راستی آید، دور ماند از او در آینده بدبختی (و) تیرگی بلندِ دیرپایا (و) خورشِ بد (و) بانگ دریغ. چنین خواهد بود روزگارتان، ای پیروان دروغ، اگر از کردارتان دین خودتان (شما را به آنجا) کشاند.
۲۱ مزدا اهورا (نیروی) خداوندی رسای خویش و انبازی پایدار با رسایی و جاودانی و با راستی، با توانایی، با منش نیک، به کسی بخشد که در اندیشه و کردار دوست اوست.
۲۲ پیداست این به نیکاندیش، همچنان به کسی که در منش خویش به آن آگاه گردید: اوست که راستی را با کشور نیک از گفتار و کردار خود نگاهداری کند. اوست، ای مزدا اهورا، که کارگزارترین یاور تو خواهد بود.
گزارش و گردانشِ هاد ۳۱، بندهای ۱۸ و ۱۹ و ۲۰ و ۲۱ و ۲۲
پینوشت:
[1]. این ها چنانکه های ۵۱، دو بلندترین سرودهای گاتها، هریک را ۲۲ بند است. در این ها زرتشت بهویژه از پیامبری و آیین خویش سخن میدارد؛ سخنانی که دوستاران راستی را شیرین و دروغخواهان را تلخ مینماید. پیغمبر مردم را به راه راست خوانده، فرماید: چون خودتان راه راست را نتوانید دیدن، مرا اهورامزدا داور هر دو گروه از مردمان، چه نیکان و چه بدان، برانگیخت تا راه راست بنمایم و در ستیزهی خوبی و بدی داوری کنم و خود اهورامزدا گواه درستی من است. امید است دادار مرا در دینگستری و آیینپروری یاری کند و از ستایش مزدا و نیایش امشاسپندانش دروغ را براندازیم و بدانیم که سرانجام چگونه خواهد بود. آنکه مرا در راه دین راستین یاری کند، از بخشایش کشور مینوی بهرهور گردد و اهورا، آفرینندهی دین راستین، وی را بنوازد. آری، داوری کردارهای این جهان در جهان دیگر با خود مزداست.
آنچنانکه فرشتهی نگهبانِ چارپایان سودمند از برای پرورش آنها برزیگران گلهپرور برگزید و از بیاباننوردان دوری جُست، مردمان راست که از برای رستگاری خود آزادانه دین مزدا برگزینند و به آواز راستگفتار گوش فرادهند، نه به بانگ دروغ. خُردترین گناهی که در این گیتی از مردم سرزند، مزدا با دیدهی خود بیناست. از آنچه شده و از آنچه خواهد شد و هرچه از پاک و ناپاک بروز کنند، همه در روز پسین به شمار خواهد آمد. هر آنکه به شهریار بدکار و جانورآزار یاری کند، سزای خود بیند. زرتشتِ نیکاندیش کسی است که مزدا وی را از برای آبادی مرزوبوم برانگیخت. او راست بزرگی و برتری، زیرا که پیرو راستی است.
مبادا کسی از شما به پیشوای کیش دروغین گوش دهد، چه از او جز سیهروزی و ویرانی مرزوبوم نیاید. باید چنین گمراهکنندگان را راند. باید به کسی گوش فراداد که پزشک زندگی است؛ کسی که جز به راستی لب نگشاید و در روز آزمایش پسین پایدار تواند ایستادن. کسی که به پیرو راستی نزدیک شود، از رنج و شکنج دوزخ دور ماند و کسی که نه چنین کند به آن دچار آید. خوشا به کسی که دلش در اندیشه و کردار با مزداست و از رسایی و جاودانی و راستی و توانایی و منش نیک برخوردار است. پیغمبر در پایان گوید: به نیکاندیشان روشن است که زرتشت با گفتار و کردار خویش پاسبان راستی و نگهبان کشور مینوی و کارگزارترین یاور اهوراست.
[2]. پیغمبر خواستار است که از خود اهورامزدا سزای کردار دو گروه، نیکوکاران و گناهگاران، را پس از آزمایش پسین بشنود تا مردمان را نیز از آن آگاه سازد و به راه راست دین آورد. در بند هفتم، از های ۳۰، از آزمایش روز پسین یاد شده است.
[3]. اشی (ashi) فرشتهی پاداش است. به یادداشت آن نگاه کنید.
[4]. آن دانایی که مرا از آنچه در دین دربارهی رسایی و جاودانی آمد آگاه سازد، کشور مزدا (= بهشت) که بهمن (= منش نیک) آن را خواهد آراست، پاداشی که از هرچیز بهتر است، بدو ارزانی باد.
[5]. اهورامزدا، که از خرد پاک خویش پدر راستی است و در آغازِ آفرینش فردوس برین و بارگاه پرفروغ پدید آورد، هماره یکسان است؛ در پایان زندگی گیتی همچنان خواهد بود که در آغاز آفرینش بوده و اکنون هست.
[6]. به بند نهم از ها ۴۶ نیز نگاه کنید.
[7]. آرمئیتی (ārmaiti = سپندارمذ)، که یکی از امشاسپندان است، نگهبانی زمین سپرده به اوست. هر آنکه زمین از کشت و ورز آباد کند و چراگاهان خرم از برای چارپان سودمند فراهم سازد، مایهی خشنودی اوست. به بند سوم از ها ۴۷ و بند پنجم از ها ۴٨، بهویژه به بند چهارم از ها ۴۵، نگاه کنید.
سازندهی جاندار = گئوش تشن (gə̅uš.tashan)، که فرشتهآسا پاسبان چارپایان سودمند است، از خود خرد مینوی آفریدگار است.
[8]. هر آن کردار نیکی که از مردم سرزند و هر آن کردار بدی که درخور گناه کیفر است و از آن در روز شمار بازخواست کنند، مزدا آگاه است. خُردترین همچنان بزرگترین کوششی که پس از پشیمانی از برای پاک کردن آلایش آن گناه کنند، همه را اهورا بیناست.
در گزارش پهلوی = زند، آشکار و نهان به معنی خوبی و بدی گرفته شده؛ زیرا که مردم کار نیک آشکارا کنند و کار بد در نهانی.
[9]. در کتاب نهم دینکرد که از مندرجات اوستا سخن رفته، در فصل سیام، در فقرهی ۱۹، دربارهی مطلب همین بند پانزدهم از هات ۳۱، آمده: «بدترین پادشاه آن بددین و بدکنشی است که از برای پاره (= پارک، رشوه) هم نیکی نکند، کسی است که کشندهی بیگناه است. پادافراه (= سزا) گران در دوزخ از برای کسی است که چنین دروند (= ناپاک) را پادشاه کند.» به دینکرد، چاپ سنجانا، جلد ۱۷، ص ٩۶، نگاه کنید.
[10]. نیکاندیش خود پیغمبر زرتشت است.
[11]. در اینجا، چنانکه در بند دوم از هات ۳۳ و در بسیاری از بندهای دیگر گاتها، «دروغپرست» یکی از پیشوایان دیویسناست که مردم را به کیش دروغین خوانده، گمراه میکند. به بند چهارم از هات ۴۶ نگاه کنید.
[12]. آن دانایی که درمان زندگی در دست اوست خود زرتشت است؛ کسی است که در روز واپسین، آنگاه که از برای آزمایش بزرگ آذر ایزدی زبانه کشد و از تابش آن پاک از ناپاک شناخته گردد و هریک از دو گروه نیکوکاران و بزهگران پاداش و پادافراه یابند، راستی و درستی سخنان خویش استوار تواند ساخت.
[13]. پیرو راستی یا آیین راستین خود پیغمبر زرتشت است. کسی که بدو گرود رستگار گردد. آنانی که به دروغ پیوندند، در روز پسین درمانده و بیچاره شوند. از کردار زشت خود آنان است که دینشان (= وجدانشان) آنان را به جایگاه بیمناک و پرهراس خواهد کشانید. در یادداشت شمارهی ۲، از بند دوم همین هات، گفتیم که دین در روز پسین پیکر هستی یابد، در سر پل چینوت (صراط) به روان نیکوکاران به پیکر دختر زیبا روی کند، وی را بهسوی بهشت رهنمون گردد؛ به روان گناهکاران به پیکر پتیارهزنی زشت و سهمگین روی آورد، وی را به دوزخ کشاند. به بند یازدهم از هات ۴۶ و بند سیزدهم از هات ۵١، که گویای همین سخن است، نیز نگاه کنید.
آن چه از هاد ۳۱ میتوان آموخت (۱)
آن چه از هاد ۳۱ میتوان آموخت (۲)
آن چه از هاد ۳۱ میتوان آموخت (۳)
آن چه از هاد ۳۱ میتوان آموخت (۴)
آن چه از هاد ۳۱ میتوان آموخت (۵)
