اَهونَوَدگات (یسنا، هات ۳۲)
نوشتهها: گردانش و گزارش هات ۳۲ از استاد ابراهیم پورداود
ویدئوها: گردانش و گزارش هاد ۳۲ از خسرو دادور ایرانشهر در گفتوگو با بانو شیوا
۱ [1] و بایدش آزادگان خواستار باشند، همانا برزیگران با پیشوایان. شما نیز، ای دیوها، از روی آموزش من آن شادمانی اهورامزدا را – بر آنیم چون گماشتگان تو دور بداریم آنانی را که بدخواهاند.
۲ [2] به آنان مزدا اهورا، (خدای) با منش نیک یگانه و دوست خوب، راستی درخشان از توانایی (خویش)، پاسخ گفت: از برای پارسایی پاکتان برگزیدیم که شما از ما باشید.
۳ [3] ایدون، شما، ای دیوها، همه از نژاد منش زشت هستید و همچنان آن کسی که شما را بسی میپرستد، از دروغ و خودستایی است. پس اینچنین دیرباز از کردارتان در هفتم بوم نامبردار شدید.
۴ از آن هنگامی که شما فرمان گزارده آنچه بدتر است دهید، دوستان دیوها باید خواند آنانی را که از منش نیک دور شوند (و) از خردِ مزدا اهورا و راستی برگردند.
۵ [4] اینچنین گمراه میکنید مردم را از زندگی خوب و جاودانی، با کرداری که اهریمن با پندار زشت و گفتار زشت به شما دیوها (آموخت)، که او از برای تباهی به پیرو دروغ آموزانید.
گزارش و گردانشِ هاد ۳۲، بندهای ۱ و ۲ و ۳ و ۴ و ۵
۶ [5] از بسیاری گناه، او به این رسید که دارای آوازه و نام گردد، هرچند اینچنین. تو مزد (هرکسی) به یاد داری، ای اهورا، (و) از بهترمنش از آن آگاهی در کشورت. ای مزدا، فرمان تو و دین راستی داده خواهد شد.
۷ [6] دانا نباید به هیچیک از این گناهان دست برد. کامیابی به سود، چنانکه شنیده شده، از آهن گداخته نوید داده شود. سرانجامِ گناهکاران را تو آگاهتری، ای مزدا اهورا.
۸ [7] از این گناهکاران شناختهشده، جم ویوَنْگهان، کسی که از برای خشنود ساختن مردمِ ما پارهگوشت خوردن آموخت. از آنان، از تو، ای مزدا، پس از این بازشناخته خواهم شد.
۹ آموزگارِ بد گفتار را تباه کند و خرد زندگی را با آموزش خویش. او بازمیدارد از اینکه دارایی منشِ نیک بلند داشته شود. با این سخنانِ روانم گله گزارم به شما، ای مزدا و ای راستی.
۱۰ اوست کسی که گفتار را تباه سازد، کسی که از چارپا و خورشید به زشتی یاد کند، آنچنانکه با دو دیده توان دیدن، و کسی که بِخْرد را پیرو دروغ به شمار دهد و کسی که کشتزار را بیابان کند و کسی که تبرزین به روی پیرو راستی کشد.
گزارش و گردانشِ هاد ۳۲، بندهای ۶ و ۷ و ۸ و ۹ و ۱۰
۱۱ آناناند که زندگی را تباه کنند، آن پیروان دروغ که بسی بر این اندیشند کدبانوان و کدخدایان را بازدارند از رسیدن به بخشایش (ایزدی). آنان، ای مزدا، پیروان راستی را از بهترمنش روگردان سازند.
۱۲ [8] چه آنان روگردان کنند با گفتارشان مردم را از بهترکردار، به آنان مزدا نفرین گوید؛ کسانی که زندگی چارپا را با خروش شادمانی تباه کنند. نزد آنان، گرهم و کسانش به راستی برتری داده شدند (همچنین) کَرَپَن و شهریاری آنانی که دروغ خواستارند.
۱۳ [9] چه در کشور (پسین) گرهم در خانومان بدترمنش فرود خواهد آمد و تباهکنندگان این جهان، ای مزدا، آنگاه ناله برآرند به آرزوی پیک پیغمبرِ تو، که آنان را از نگریستن اَشا باز خواهد داشت.
۱۴ [10] از برای ستم به وی گرهم و کویها دیرباز است که خرد و ورج خویش فرونهادند. چه آنان بر آن شدند که دروغپرست را یاری کنند و گفته شده که چارپا از برای کشتن است، تا اینکه مرگزُدای را به یاری کردن برانگیزاند.
۱۵ [11] ازاینرو، کرپنها و کویها آسیب یابند از (همان) کسانی که آنان روا نمیداشتند که به زندگی خویش آزادانه فرمان رانند. آن کسان را (این) دو به خانومان منش نیک خواهند برد.
۱۶ [12] «از هرچیز بهتر آموزش مرد پارسایی است که از روی هوش باشد» تو راست. ای مزدا اهورا، توانایی به هر آن کسی که مرا به آزار بیم دهد، آنچنانکه من پیرو دروغ را در آزردن دوستانم باز توانم داشت.
گزارش و گردانشِ هاد ۳۲، بندهای ۱۱ و ۱۲ و ۱۳ و ۱۴ و ۱۵ و ۱۶
پینوشت:
[1]. در این هات، که دارای شانزده بند است، پیغمبر مردم را به دین خود خواند و از آسیب کیش دروغین دیوها سخن میدارد. همچنین از پیشوایان گمراهکننده و آزار و ستمی که از آنان به مردم رسد و از سزای آنان در روز پسین. پیغمبر در پایان این ها امیدوار است که بتواند نیکان را از گزند ناپاکان برهاند و دست بیداد آنان را کوتاه سازد.
در نخستین بند، در نخستین بخش، پیغمبر هر سه گروه از مردمان را که لشکریان یا آزادگان و برزیگران و پیشوایان دینی باشند و همچنین دیوها، پروردگاران دروغین آریایی، و پیروان آنان را به دین خود و شادمانی و خشنودی اهورامزدا همیخواند. در بخش دوم این بند، نمایندگان پیشهوران سهگانه در پاسخ گویند: بر آنیم فرمان بریم و دشمنان آیین دور کنیم. از پیشهوران سهگانه جداگانه سخن داشتیم.
[2]. پیغمبر به پیشهوران که فرمان پذیرفتند نوید میدهد که ازاینپس مزدا آنان را از خود میداند.
[3]. در این بند و در بندهای آینده، از دیوها که فرمان نپذیرفتند و درخواست پیغمبر را پاسخ نگفتند سخن رفته است. آن کس که به دروغ و خودستایی دیوها را میپرستد، باید گرِهمَ (Grəhma) باشد که یکی از پیشوایان دیویسنا یا پیغمبر کیش دروغین دیوهاست که در بندهای ١٢ – ١۴ از همین هات یاد شده است.
[4]. در بند ششم از هات ۳۰ دیدیم که دیوها از آغاز آفرینش به روان تیره یا اهریمن روی کرده، دروغ برگزیدند.
[5]. پیغمبر فرماید: هرچند که گرِهمَ از گناهان خویش دارای نام و نشانی شده، اما اهورامزدا از منش پاک خویش آنچه درخور هرکسی است به یاد دارد و در روز واپسین در کشور مینوی فرمان آن خواهد رفت.
[6]. رستگاری و رسیدن به سود و پاداش مینوی پس از آزمایش آهن گداخته و شناختن پاک از ناپاک خواهد بود.
[7]. از جمشید، پسر ویونگهان (= ویونجهان)، جداگانه سخن داشتیم.
[8]. در این بند، از کشتار گاو و گوسفند که دیویسنان در جشنهای دینی خود به جای آورند، یاد شده. نزد پیغمبر ایران کشتار (قربانی) مایهی خشنودی خدا نیست. یگانه پرستشی که به درگاه مزدا پذیرفته شود، همان نماز راستی است. بدا به کسانی که از راه راست برگشته، پیغمبر گمراهکننده چون گرهم و پیشوایان دین دروغین کرپنها (karapan) را پیروی کنند. به بند بیستم از هات ۴۴ نیز نگاه کنید.
[9]. چون رستاخیز فرارسد و کشور مینوی مزدا آراسته گردد، گرهم و همهی کسانی که جهان را به ویرانی و تباهی کشانیدند، به دوزخ، به آن سرای اندیشهی ناپاک درآیند، آنگاه پشیمانی سود ندهد. هرچند که به آرزوی رسیدن به پیک ایزدی و دین راستین ناله و خروش برآورند، از دیدن بهشت، آن سرای اَشا (= راستی)، بیبهره مانند.
[10]. معنی این بند پس از دانستن معنی «مرگزدای»، که در یادداشت از آن سخن داشتیم، روشنتر خواهد شد. در این بند، چنانکه در بند دوازدهم، سخن از کشتاری است که دیویسنان در جشنهای دینی خود به جای میآورند. گرهم و کَویها، که از سران و شهریاران دیویسنا هستند، پیروانشان را به کشتن چارپایان وادار کنند و گویند که از این پیشکش خونین، هوم (haoma)، آنکه مرگ از مردمان بزداید، به یاری خواهد شتافت. به بند دهم از هات ۴٨ نیز نگاه کنید.
[11]. در روز داوری پسین، پیشوایان و فرمانگزاران دیویسنا از همان کسانی که امروزه از آز آنان در رنجاند و در زندگی خود آزاد نیستند، دچار و گرفتار آیند و آن ستمدیدگان از بخشایش ایزدی برخوردار گشته، به خانومان منش نیک (= بهشت) درآیند.
این «دو» روشن نیست که چه کساناند. در گزارش پهلوی (زند) امشاسپندان خرداد و امرداد دانستهاند.
[12]. نخستین فرد این بند، چنین مینماید که درهموبرهم شده باشد. گلدنر (Geldner) و بوناک (Baunack) و دانشمندان دیگر کموبیش از آن سخن داشتهاند:
Zeitschrift für vergleichende Sprachforschung 28. 258; Baunack Studien I 463-466.
این فرد را نگارنده از روی گزارش پهلوی (زند) به فارسی گردانیده است. در این بند، پیغمبر امیدوار است که از یاری اهورامزدا بتواند آسیب پیروان دروغ را از دوستان خود دور بدارد.
آن چه از هاد ۳۲ میتوان آموخت (۱)
آن چه از هاد ۳۲ میتوان آموخت (۲)
