اَهونَوَدگات (یسنا، هات ۳۴)
نوشتهها: گردانش و گزارش هات ۳۴ از استاد ابراهیم پورداود
ویدئوها: گردانش و گزارش هاد ۳۴ از خسرو دادور ایرانشهر در گفتوگو با بانو شیوا
۱ [1] کردار (و) گفتار و پرستشی که تو از آنها، ای مزدا، جاودانی و راستی ارزانی خواهی داشت و کشور رسایی، از همانها تو را بر آن داریم، ای اهورا، که بیش از پیش به ما ببخشایی.
۲ [2] و با پندار (و) کردارِ منش نیک و مرد پارسا، که روانش به راستی پیوسته، همهی آنها را به پیشگاه تو آورد. (به آن پیشگاه) نیایش شما، ای مزدا، با سرودهای ستایش.
۳ [3] تو را، ای اهورا و راستی، با نماز مَیزد پیش آوریم تا اینکه از منش نیک، همهی جهانیان را در کشور (جاودانی) رسا سازید. آری، هماره، نیکاندیش برخوردار است از سود، مانند شما کسانی، ای مزدا.
۴ [4] از آذر تو که از راستی زورمند است، ای اهورا، از آن نیرومندی که پیمان رفته، خواستاریم که به دوستان آشکارا رامشدهنده بُوَد. نک، ای مزدا، به دشمن به خواست دست تو هویدا رنجدهنده.
۵ [5] چه شهریاریای! چه توانگریای شما در کردار دارید، ای مزدا. اینک که من به شما پیوستم، ای اردیبهشت، ای بهمن، از برای پناه بخشیدن به درویشانِ شما، جدا خواندیم خود را از همهی زیانکاران دیوها و مردمان.
۶ [6] چون بهراستی شما چنین هستید، ای مزدا، ای اردیبهشت، ای بهمن، این به من نشان خواهد داد: یکسره برگشتن (چیزها) در همین جهان؛ آنچنانکه من شادمانتر، پرستشکنان و ستایشکنان بهسوی شما آیم.
گزارش و گردانشِ هاد ۳۴، بندهای ۱ و ۲ و ۳ و ۴ و ۵ و ۶
۷ [7] کداماند رادمردان تو، ای مزدا، آنانی که شناخته شده به منش نیک، از آموزش خویش با آزردگی و رنج از روی هوش بهرهها سازند؟ جز از شما، دیگران را نشناسم، ای راستی (اشا). پس اینچنین ما را پناه دهید.
۸ [8] چه از این کردارها آنان ما را بیم دهند که در آنها بسیار گزند است- چونکه او تواناست (من) ناتوان را- از دشمنی به آیین تو، ای مزدا. کسانی که به راستی نیندیشند، از آنان جایگاه نیک دور خواهد بود.
۹ [9] کسانی که سپندارمذ، نزد دانندهی تو ارجمند، را ای مزدا، آن بدکرداران فروگذار باشند از نیافتن منش نیک. از آنان راستی بسی دور مانَد تا چند که از ما جانوران بیابانی.
۱۰ به دریافتن این کردارِ منش نیک اندرز داد خردمند و به سپندارمذِ کارساز (آن) یارِ راستی (اندرز داد) دانا و به همهی امیدهای به کشور (مینوی) تو، ای اهورامزدا.
۱۱ [10] و رسایی و جاودانی دوگانهی تو چون خورش (مینوی) به کار روند. کشورهای بهمن با اردیبهشت (و) سپندارمذ استواری و نیرو برافرازند. اینچنین، ای مزدا، تو پیروز سازی هماورد بدخواهت را.
گزارش و گردانشِ هاد ۳۴، بندهای ۷ و ۸ و ۹ و ۱۰ و ۱۱
۱۲ چیست آیین تو؟ چه خواستاری؟ چه ستایش؟ کدام پرستش؟ فراگویی، ای مزدا، تا اینکه بشنوند آن پاداشی که اشی پخش خواهد کرد. بیاموز ما را از آن راه خوشگذرِ منش نیک.
۱۳ [11] آن راه منش نیک، اى اهورا، که به من گفتی، آن (راه) خوب ساختهشدهی راستی که دینهای (= روانهای) سوشیانتها از آن خواهند خرامید، بهسوی مُزدی که به نیکاندیشان پیمان داده شده، (مُزدی) که بخشایش توست، ای مزدا.
۱۴[12] آری، ای مزدا، این (مزد) آرزوشده را از کنش منش نیک در زندگی جهانی به آنانی ارزانی خواهید داشت که همسایهی چارپای بارورند؛ چه آن در آیین نیک شماست، ای اهورا؛ آن (آیین) بخردی که از راستی به برزیگران گشایشدهنده (است).
۱۵ ای مزدا، مرا از بهترین گفتارها و کردارها بیاگاهان. شما، ای بهمن و ای اردیبهشت، از آن ستایشی که وام (بندگان است)، از تواناییتان، ای اهورا، آشکار ساز که زندگی به خواستتان خرم گردد.
گزارش و گردانشِ هاد ۳۴، بندهای ۱۲ و ۱۳ و ۱۴ و ۱۵
پینوشت:
[1]. در این بند، از (زندگی) جاودانی (= امِرتات amərətāt̥ – امرداد) و جهان راستی (= اَشَ – asha) و کشور رسایی (= هئوروَتات haurvatāt̥ خرداد) زندگی مینوی آیندهی بهشت، که پاداش کردار و گفتار و پندار است، اراده شده است. همین کردار و گفتار و پرستش (= پندار) است که مزدا را به آمرزیدن بندگان خواهد وا داشت.
[2]. پیغمبر همهی پندار و کردار و گفتار نیک پیروان را در بارگاه ستایش مزدا تا روز شمار نگهداری خواهد نمود. در بند یازدهم از هات ۲۸ دیدیم که پیغمبر فرماید: نگهداری کردار و پندار نیک با من است. هرآنچه در جهان از مردم سرزند، همه در گنجینهی کردار نگاهداری خواهد شد. پاداش روز پسین پس از سنجیدن آنها خواهد بود. به بند دهم از هات ۴٩ نیز نگاه کنید: «مرد پارسایی که روانش به راستی پیوسته» خود پیغمبر زرتشت است.
[3]. در یادداشت بند دوازدهم از هات ۳۲ گفتیم: یگانه پرستشی که به درگاه مزدا پذیرفته شود نماز راستی است. کشتار گاو و گوسفند از برای خشنودی خدایان از آیین دیویسنان و پیغمبر ایران از آن روگردان است؛ چنانکه در این بند دیده میشود، پیغمبر گوید: برای اینکه مردمان از برای کشور مینوی رسا گردند، ما راست که میزدنماز پیش آوریم. از برای میزد، به یادداشت شمارهی ۷ از بند هشتم، از هات ۳۳ نگاه کنید.
[4]. در این بند، چنانکه در بند نوزدهم از هات ۳۱ و در بسیاری از بندهای دیگر، از آزمایش آتش افروخته و آهن گداخته یاد شده است، در برابرِ آذر افروزان نیکوکاران گزند نیابند، اما گناهکاران از آن آسیب یافته و گناهشان آشکار گردد. در اینجا «خواست دست»، چنانکه در یادداشت آن خواهیم دید، به معنی اشارهی دست است در روز آزمایش پسین. یک اشارهی دستِ داور ایزدی کافی است که زبانهی آذر، در رامش بخشیدن یا زیان رسانیدن، نیکوکار را از بزهکار و پاک را از ناپاک بازشناساند.
[5]. پیغمبر از آفریدگار پرسد: اینک که من و پیروانم از گروه دیوها (پروردگاران آریایی) و مردمان زیانکار روی برگردانده، به تو اهورامزدا و امشاسپندانت، اردیبهشت (= راستی) و بهمن (= منش نیک)، پیوستیم و من پیغمبر بر آن شدهام که بینوایان و بیچارگان را پناه باشم. آیا آن برتری و توانایی که شما راست، مرا در این کار یاری خواهد کرد؟
[6]. توانایی و برتری ایزدی از برای من نشانهای خواهد بود از اینکه در این گیتی به برگردانیدن کارهای جهانی کامیاب گردم و این مرا بر آن خواهد داشت که شادمانتر و دلگرمتر، با درود و ستایش، به آستان مزدا روی نهم.
[7]. پیغمبر خواستار است که رادمردان و پیمانشناسانِ نیکمنش، که با همهی آزار و رنج از سوی دشمنان به مردم از آموزش دین راستین بهره و نیکی رسانند، از آسیب بدخواهان در پناه باشند.
[8]. پیغمبر گوید پیشوای دیویسنان و پیروانش با کردارهای پرآسیب و زیان برای دشمنی ورزیدن به آیین مزدا مرا و یارانم را بیم دهند، زیرا که آن پیشوای دروغین از من تواناتر است. این کسان که به اَشا یا دین راستین نیندیشند، در روز پسین از جایگاه نیک، یعنی بهشت، بیبهره خواهند ماند.
چنانکه دیده میشود، در نخستین جملهی این بند، فعلها و ضمیرها جمع آورده شده: پیشوای دیویسنا و پیروان وی (آنان) و پیغمبر زرتشت و یاران وی (ما) مقصودند، اما در جملهی دوم به صيغهی مفرد آورده شده: پیشوای گمراهکننده (او) و خود زرتشت (من) مقصود میباشند.
در گزارش پهلوی این بند، از برای نمودن مقصود کلمهی اهرموغ (ahrmōgh = اشموغ – ashmogh)، یعنی برهمزن راستی یا گمراهکننده که از برای پیشوای کیش دروغین دیویسنا به کار میرود، یاد گردیده است.
[9]. کسانی که از منش نیک بیبهره مانده، امشاسپند سپندارمذ (= آرمئیتی) را، که نزدیک دانا بزرگوار و ارجمند است، با کردارهای ناستوده بیازارند. چنین کسان از آیین راستین بسیار دورند. میشود در اینجا از سپندارمذ زمین اراده شده باشد، که نگهبانی آن با اوست.
[10]. در این بند همهی امشاسپندان، بهمن و اردیبهشت و شهریور و سپندارمذ و خرداد و امرداد، یاد شدهاند. رسایی و جاودانی معنی هَوروتات (haurvatāt̥ = خرداد) و اَمِرِتات (amərətāt̥ = امرداد) است که در متن آمده (به یادداشت شمارهی ۴ از بند ششم از هات ۳۱ نگاه کنید).
در اینجا یادآور میشویم که در این بند خرداد و امرداد با کلمهی خورش (= خوَرِتههَ xvarǝ̥tha) آمده و این نمودار عقیدهای است که در مزدیسنا خُرداد را نگهبان آب و امرداد را نگهبان گیاه و رُستنی دانستهاند. کشور به جای خشتهرَ (xshathra) آمده و اردیبهشت در متن اَشَ (asha) بی صفتِ وهیشتَ که به معنی بهتر است و سپندارمذ در متن آرمئیتی (ārmaiti) بی صفتِ سپنتا (spəntā) که به معنی پاک است، چنانکه خشتهرَ، که گذشت، در متن بی صفت وئیریه (vairya) که به معنى آرزو شده است آمده است. این واژهها با این صفتها در فارسی اردیبهشت و شهریور و سپندارمذ شده است.
[11]. در بند پیش، پیغمبر از دادار درخواست که وی را از راه منش نیک بیاگاهاند. در این بند، آن راه منش نیک را راهی خوانده که در روز پسین دینهای (= وجدانها یا روانها) سوشیانتها (رهانندگان) از برای دریافتن پاداش ایزدی باید از آن بگذرند.
بیگمان، از راه منش نیک یا وهومننگه راه بهشت اراده شده، راهی است که از اَشَ یا راستی آرایش یافته، راهی است که یاران مزدیسنا به رهنمایی دین خودشان، که در روز پسین پیکرآسا هویدا خواهد شد، از آن گذشته، در فردوس به مزد خواهند رسید. به یادداشت واژهی سوشیانت نگاه کنید.
[12]. در دو بند پیش، از مزد نیکوکاران در سرای دیگر سخن رفته، در این بند از پاداش ایزدی در همین جهان یاد گردیده است. اهورامزدا به دستیاری منش نیک (وهومننگه) برزیگران را، آنانی را که چارپایان سودمند پرورند و از گله و رمه نگهداری کنند، با مُزد گرانبهای خویش خواهد نواخت.
در بند نهم از هات ۳۰ دیدیم که پیغمبر آرزومند است از کسانی باشد که زندگی تازه و خرم کنند. پارهی چهارم از یسنای ۲۷ از همین بند است.
آن چه از هاد ۳۴ میتوان آموخت (۱)
آن چه از هاد ۳۴ میتوان آموخت (۲)
آن چه از هاد ۳۴ میتوان آموخت (۳)
اهونویتی گاه: زند و نگیزش
