Subscribe elementum semper nisi. Aenean vulputate eleifend tellus. Aenean leo ligula, porttitor eu, consequat vitae eleifend ac, enim. Aenean vulputate eleifend tellus.

    Subscribe elementum semper nisi. Aenean vulputate eleifend tellus. Aenean leo ligula, porttitor eu, consequat vitae eleifend ac, enim. Aenean vulputate eleifend tellus.

      اَشتْرا

      اَشتْرا

      اَشتْرا: (در پهلوی «اَشتَر») نام یکی از دو افزاری است که اهوره‌مزدا به «جم» می‌‌‌‌‌دهد تا او را در فرمانروایی بر مردمان به کار آید. در وندیداد (فر ۲، بند ۶) از این دو افزار که «اَشتْرای زرنشان» و «سووْرای زرین» نام دارد، سخن به میان می‌آید.

      پژوهندگان اوستا و ادبیات پهلوی درباره‌ی این دو افزار بسیار نوشته‌‌‌‌‌اند، اما هنوز کسی به نتیجه‌‌‌‌‌ای پذیرفتنی و بی‌چون‌وچرا نرسیده است. دوهارله اشترا را سیخ یا سیخک اسب‌رانی معنی کرده، ولف آن را تازیانه دانسته، دارمستتر آن را شمشیر پنداشته، بارتولومه نظر ولف را تأیید کرده و پورداود معنی عصا یا چوب‌‌‌‌‌دست را برای آن آورده است.

      در سال‌های اخیر نیز پژوهش‌هایی درباره‌ی این دو افزار شده است که از آن جمله می‌توان به یادداشت‌های دکتر محمد مقدّم (جم.) و مهرداد بهار (پژ.) و مقاله‌ی «شهرام (م) هدایتی» به نام «سوورا و اشترا در داستان جم وندیداد» (باستان. سال ۸، شماره‌ی ۲ ـ تهران ١٣٤٢) اشاره کرد.

      از مجموع این پژوهش‌ها در مورد «سوورا» (چنان‌که در زیر این نام خواهد آمد) می‌توان، به احتمال بسیار زیاد، آن را گونه‌ای نفیر یا گاودُم (افزاری برای بانگ برآوردن و ساز نواختن) دانست، اما در مورد اشترا هنوز هم تشتّت در آرا و برداشت‌ها کم نیست.

      بهار نوشته است: «در مورد واژه‌ی اشتر، کار بدین آسانی نیست. واژه‌ی اشتر در اوستا و پهلوی به معنای شلّاق و تازیانه آمده است. ممکن است این واژه در اصل به دو معنا به کار می‌‌‌‌‌رفته است. یکی تازیانه و دیگری آلتی برای نواختن سازی.» (پژ، ص ۱۷۹).

      باید گفت که معنی تازیانه برای اشترا در اوستا شناخته و قطعی است و در ترکیب «اَسپَهَه ـ اَشتْرا» بارها در وندیداد (فر ۳ به بعد) به کار رفته است. ( اسپهه ـ اشترا در همین یادداشت‌ها)

      اما هیچ‌گونه نشانه‌‌‌‌‌ای از این که در جایی به معنی گونه‌ای ساز یا افزار بانگ برآوردن آمده باشد، در اوستا و ادبیات پهلوی وجود ندارد و آقای بهار هم تنها به حدس و گمان و با قید «ممکن است» معنی مفروض «آلتی برای نواختن سازی» را برای آن ذکر کرده است.

      در کتاب روایت پهلوی درباره‌ی رویدادهای دوران اوشیدر (هوشیدر)، نخستین موعود مزداپرستان، آمده است که: «نوع گرگ همه به یک جای شوند و اندر یک جای بر هم آمیزند و گرگی که پهنایش چهارصد و پانزده گام و درازایش چهارصد و سی و سه گام است، پدیدار شود. به دستوری اوشیدر، مردم سپاه آرایند و به کارزار آن گرگ شوند… پس مردمانْ آن دروج را به اشتر و کارد و گرز و شمشیر و نیزه و تیر و دیگر ابزارها بکشند …» (به نقل پژ، ص ۲۲۹).

      بهار در یادداشتی درباره‌ی این مطلب کتاب روایت پهلوی، نوشته است: «اشتر در اینجا ظاهراً سلاحی است.»

      آشکار است که در اینجا اشتر را ـ بی هیچ‌گونه توضیح اضافی ـ می‌توان رزم‌افزار (سلاح)ی در ردیف کارد و گرز و شمشیر و نیزه و تیر دانست، اما آیا اشتر به همان معنی شناخته‌ی خود (تازیانه) نمی‌تواند در عین حال گونه‌ای رزم‌افزار یا آلت نبرد و پیکار هم باشد؟ در موردی مانند آنچه در کتاب روایت پهلوی آمده است، آیا مردم نمی‌توانسته‌‌‌‌‌اند اشتر (تازیانه) را هم در کنار دیگر رزم‌افزارها برای فروکوفتن و از پای درآوردن آن پتیاره‌ی اهریمنی به کار گیرند؟

      از سوی دیگر، می‌توان و باید پرسید که: در داستان جم، آیا می‌شود هر دو افزار بخشیده‌ی اهوره‌مزدا به جم (سوورا و اشترا) را آلتی برای نواختن ساز و بانگ برآوردن دانست و دلیلی پذیرفتنی برای آن ارائه داشت؟

      به گمان نگارنده‌ی این یادداشت، می‌توان «اشترا» را در وندیداد (فر ۲، همچنان که در دیگر فرگردها) به معنی تازیانه دانست که جز کاربرد مجازات گناهکاران، در مواردی هم می‌توانسته است در نبرد با دشمن یا هَمِستار همچون رزم‌افزاری به کار آید.

      در داستان جم به‌ویژه، اهوره‌مزدا سوورا و اشترا را به عنوان افزارهای ضروری برای فرمانروایی و شهریاری به جم می‌‌‌‌‌بخشد. و مگر نه آن است که در سرتاسر اساطیر و تاریخ، همین دو افزار (افزار بانگ برآوردن و آوازه‌گری  و افزار هراس‌‌‌‌‌انگیزی و مجازات و سرکوب) اصلی‌‌‌‌‌ترین افزارهای فرمانروایی بوده است؟

      فرستادن دیدگاه