Subscribe elementum semper nisi. Aenean vulputate eleifend tellus. Aenean leo ligula, porttitor eu, consequat vitae eleifend ac, enim. Aenean vulputate eleifend tellus.

    Subscribe elementum semper nisi. Aenean vulputate eleifend tellus. Aenean leo ligula, porttitor eu, consequat vitae eleifend ac, enim. Aenean vulputate eleifend tellus.

      سپنتمدگات (یسنا، هات ۴۹)

      سپنتمدگات (یسنا، هات ۴۹)

      نوشته‌ها: گردانش و گزارش سِپنْتَمَدگات، هات ۴۸ از استاد ابراهیم پورداود

      ویدئوها: گردانش و گزارش سِپَنتْمَدگاه، هاد ۴۸ از خسرو دادور ایرانشهر در گفت‌وگو با بانو شیوا

       

      ۱ ایدون، دیرگاهی است که بندوَ بزرگ‌ترستیزه‌جوی من است. منی که گمراهان را از راستی خشنود ساختن خواهم، ای مزدا. با پاداش نیک به‌سوی من آی. مرا پناه بخش. او را ای بهمن با مرگ دریاب.[1]

      ۲ ایدون، این آموزگار دروغین (بندوَ) دیرباز است که در سر راه من مانده است؛ کسی که از راستی سر پیچیده است، در اندیشه ندارد که سپندارمذ از وی شود و نی با بهمن پرسش و پاسخ کند.[2]

      ۳ و در آیین ما، ای مزدا، راستی نهاده شده از برای سود بخشیدن، در کیش (دروغین) دروغ از برای زیان رسانیدن. ازاین‌رو، آرزو دارم که به منش نیک پیوندند. همه‌ی آمیزش با دروغ‌پرستان را بازمی‌دارم.

      گزارش و گردانشِ سِپَنتْمَدگاه، هاد ۴۹، بندهای ۱ و ۲ و ۳

       

      ۴ آن بدخردانی که خشم و ستم با زبان‌های خویش ببالانند، آن نه شُبانان در میان شُبانان. نزد آنان نه کردارهای نیک، کردارهای بد فزونی کند. آنان راست خان‌ومان دیو که از برای دین دروغ‌پرستان است.[3]

      ۵ ایدون، کامیابی و گشایش به آن کس، ای مزدا، که دین خود به منش نيك پيوندد. هرآن‌که به میانجی راستی به پارسایی خوب شناساست و با همه‌ی اینان به کشور تو (درآییم)، ای اهورا.[4]

      ۶ شما را برانگیزانم، ای مزدا و ای اردیبهشت، به گفتن آنچه اندیشه‌ی خرد شماست، تا اینکه ما درست بازشناسیم که چگونه باید بشنوانیم آن دین مانند شما کسان را، ای اهورا.

      ۷ و این را بهمن بشنود، ای مزدا. بشنود (نیز) اردیبهشت. تو خود گوش فرا ده، ای اهورا: کدام پیشوا، کدام آزاده دادآور است که به کشاورز آوازه‌ی نيك دهد؟[5]

      گزارش و گردانشِ سِپَنتْمَدگاه، هاد ۴۹، بندهای ۴ و ۵ و ۶ و ۷

       

      ۸ به فرشوشتر آمیزش رامش‌دهنده‌تر با اردیبهشت بخشای – برای این از تو خواهش‌دارم، ای مزدا اهورا – و به خود من (بخشایش) کشور نيك تو هماره جاودان خواهانیم که فرستادگان (تو) باشیم.[6]

      ۹ بشنود فرمان‌ها را پاسبان، (آنکه) از برای سود رسانیدن آفریده شده است. راست‌گفتار آمیزش با دروغ‌پرست ننگرد، اگر به راستی پیوستگان روان‌هایشان را در سرانجام به بهترمزد بهره‌ور کنند، ای جاماسب.[7]

      ۱۰ و این را، ای مزدا، در بارگاه تو نگاهداری کنم: منش نیک و روانِ پیرو راستی و نماز (و) آن پارسایی و کوشش را، تا تو، ای توانای بزرگ، با نیروی پایدار بر آن پاسبانی کنی.[8]

      ۱۱ ایدون، کسانی را که (در فرمان) شهریاران بد هستند، که بدکردار، بدگفتار، بددین، بدمنش‌اند، آن پیروان دروغ را روان‌ها با خورش زشت پذیره شوند، آنان در خان‌ومان دروغ از یاران آشکار هستند.[9]

      ۱۲ کدام است، ای اردیبهشت، یاوری تو؟ کدام است، ای بهمن، (یاوری) تو از برای من زرتشت که به یاری همی‌خوانم؟ منی که با ستایش‌ها به شما آفرین همی‌خوانم، ای مزدا اهورا. این را خواهشمندم، چیزی که در بخشایش شما بهتر است.[10]

      گزارش و گردانشِ سِپَنتْمَدگاه، هاد ۴۹، بندهای ۸ و ۹ و ۱۰ و ۱۱ و ۱۲

       

      پی‌نوشت:  

      [1] بندوَ (Bəndva) که در بند آینده نیز یاد شده، یکی از شهریاران دیویسنا و دشمن پیغمبر زرتشت است. اوست که بازمی‌دارد پیغمبر گمراهان را از دین راستین (اَشَ) خرسند گرداند. شاید بندوَ یکی از همان شهریاران دیویسنا (درِگونت) باشد که پیغمبر در بند ۱ از هات ۴۶ از آنان دل‌تنگ است. از بندوَ جداگانه سخن داشتیم.

      [2] در این بند، از آموزگار یا پیشوا و پیغمبر دروغین باید گرِهمَ (Grəhma) مُراد باشد که در بند ۱۲ از هات ۳۲ یاد شده است. بندوَ (Bəndva) که در بند پیش گذشت، پشتیبان و پیرو اوست. این گرِهمَ با پیغمبر زرتشت در ستیزه و دشمنی است؛ کسی است که از راستی (آشَ= آیین راستین) سرپیچان است، بر آن نیست سپندرامذ (سپنتا آرمئیتی) یا پارسایی و فروتنی به خود راه دهد و نه در سر آن است که با بهمن (و هومننگه vohu-manan̈h) یا منش نیک در گفت‌وشنود باشد و پند و اندرز پرسد.

      [3] پیغمبر فرماید: آن بدمنشانی که خود از شبانان نیستند، اما در میان شبانان با زبان خویش خشم و ستم پرورند، کسانی هستند که در جهان دیگر، در هنگام آمار پسین، کردارهای بدشان به کردارهای نیکشان فزونی خواهد کرد و از برای کیفر به خان‌ومان دیو یا دوزخ، آنجایی که از برای دین یا روان پیروان دروغ است، خواهند درآمد.

      [4] از کشور (= خشتهر xshathra) بهشت اراده شده است. پیغمبر امیدوار است با همه‌ی آنانی که دین خود به منش نيك (= و هو مننگهvohu manan̈h ) پیوسته‌اند و به دستیاری راستی یا دین راستین (= آشَ) پارسایی (= آرمئیتی ārmaiti) شناخته‌اند، در کشور مینوی از بخشایش مزدا برخوردار شوند.

      [5] پیغمبر در این بند از سه گروه مردمان که پیشوایان و آزادگان (= رزمیان، سپاهیان) و برزیگران باشند، یاد کرده فرماید: کدام‌اند آن پیشوایان و آزادگان که در داد و آیین‌پذیری مایه‌ی نام و آوازه‌ی نيك شده باشند از برای دین در میان کشاورزان، آن‌چنان‌که آنان نیز پیروی کنند و نیز به دین راستین روی آورند.

      [6] فرشوشتر، برادر جاماسب و وزیر کي‌گشتاسب، یکی از آن آزادگان است که در بند پیش گذشت و به دین زرتشت گروید. پیغمبر از مزدا اهورا خواهشمند است که بدو آمیزش و یا یگانگی امشاسپند اردیبهشت (اَشَ) ارزانی دارد و خود پیغمبر را از بخشایش کشور مینوی (بهشت) برخوردار سازد.

      [7] جاماسب، برادر فرشوشتر و وزیر کی‌گشتاسب، یکی از آزادگان است که نگهبان و یاور دین آفریده شده و از برای نیکی و سود گماشته گردیده و کسی است که از گفتار راست و درست برخوردار است و جویای دوستی و آمیزش پیروان دروغ نیست. پیغمبر که خود از کسانی است که به راستی پیوسته و به دین بهی روی کرده، روان چنین کسان را در سرانجام، در جهان دیگر، از بهترین پاداش بهره‌مند خواهد ساخت.

      [8] جمله‌ی اخیر این بند روشن نیست. در سر واژهایی که در آن آمده، چنان‌که در یادداشت‌ها خواهیم گفت، اختلاف کرده‌اند. مانند بند ۱۱ از هات ۲۸ و بند ۲ از هات ۳۴، پیغمبر فرماید منش نیک و روان دین‌داران راست‌کردار و نماز و پارسایی و کوشش آنان را در راه دین در سرای جاودانی مزدا نگهداری کنم تا در روز شمار از روی آن کردارهای ستوده مزد هریک داده شود. درباره‌ی این سرای یا گنجینه‌‌ای که در آنجا کردارهای نیک و کرفه‌ها نگاهداری می‌شود، نگاه کنید به Arische Forschungen von Bartholomae III Heft s. 49

      [9] در بند پیش، از پاداش نیکوکاران یاد شده و در این بند از پادافراه گناهکاران، این‌چنین: آنگاه که روان‌های پیروان دروغ پس از مرگ به جهان دیگر گرایند، روان‌های گناهکاران دیگر – که پیش از آنان بدرود زندگی گفته، به آنجا رسید‌ه‌اند – با خورش بد به آنان روی کنند و آنان را در خان‌ومان دروغ یا دوزخ بپذیرند و در آن سرای تیره از مهمانان باشند. در بند ۲۰ از هات ۳۱ و در بند ٦ از هات ٥٣ نیز از خورش بد دوزخیان سخن رفته است. در یادداشت شماره‌ی ٦ از بند پیش گفتیم که برخی از دانشمندان واژه‌ی ایژا (Īżā) را به معنی خورش مینویِ نیکوکاران دانسته‌اند، در برابر دوش خوّرتِهه (duš xvaretha =خورش بد) که در جهان دیگر گناهکاران راست. در جاهای دیگر اوستا، خورش مینوی رئوغن زرمیه نامیده شده: رئوغنَ (raoghna ) همان است که در فارسی روغن گوییم و با صفت زرمِیه (zarəmaya) روغن یا کره‌ی بهاری، چنان‌که در هادُخت نسك، فرگرد دوم در پاره‌ی ۱۸ آمده، در برابرِ خوّرتِهه(xvarətha ) که در پاره‌ی ٣٦ از هادُخت نسك با صفت ویشیه (višaya) آمده، یعنی خورش زهرآلود. در نامه‌ی پهلوی دادستان دينیك، در فصل ۳۱ فقره‌ی ١٤، درباره‌ی خورش مینوی می‌نویسد: چون کره‌ی شیر گاو در دومین ماه بهار بهتر و خوشمزه‌تر و به خوبی شناخته شده، ازاین‌رو خورش مینوی رئوغن (= کره) بهاری نامیده شده است و درباره‌ی رسیدن روان‌های نیکوکاران و گناهکاران به جهان دیگر، به مقاله‌ی دین و گزارش هادُخت نسك در جلد دوم یشت‌ها، گزارش نگارنده، ص ۱۵۹-۱۷۳ نگاه کنید.

      [10] پيغمبر با ستایش و درود و آفرین از مزدا اهورا به دستیاری امشاسپندان اردیبهشت و بهمن یاوری خواستار است؛ آن یاوری که در دولت ایزدی بهترین چیزها به‌شمار است.

      آن چه از هاد ۴۹ می‌توان آموخت (۱)

       

       

      آن چه از هاد ۴۹ می‌توان آموخت (۲)

       

       

      آن چه از هاد ۴۹ می‌توان آموخت (۳)

      فرستادن دیدگاه