وهوخشترگات (یسنا، هات ۵۱)
نوشتهها: گردانش و گزارش وهوخشترگات، هات ۵۱، از استاد ابراهیم پورداود
ویدئوها: گردانش و گزارش وهوخشترگاه، هاد ۵۱، از خسرو دادور ایرانشهر در گفتوگو با بانو شیوا (به زودی)
۱ کشور نیک برگزیدهشده، بهرهی شایانتر راستی، از برای کسی فراهم گردد، ای مزدا، که با کوشش در کردارهایش بهتری به جای آورد؛ این را اکنون خواهم که از برایمان بسازم.[1]
۲ پس اینچنین، ای مزدا اهورا، نخست بنمای به من کشور (مینوی) که دارایی شماست و آنِ اردیبهشت و آنِ توست. ای سپندارمذ، ببخشای به میانجی بهمن سود (کشور)تان را به آن کسی که نیایشگر است.[2]
۳ گوشهایتان باید با کسانی شوند که در کردارهایشان و در زبانشان، ای اهورا و ای اردیبهشت، به گفتارهای شما پیوستند و به منش نیک. آنان را تو، ای مزدا، نخستین آموزگار هستی.[3]
۴ کجا از برای رنج مزد بر پا ایستد (و) کجا آمرزش؟ کجا از راستی برخوردار خواهند شد؟ کجا پارسایی پاک؟ کجا بهترمنش؟ کجا کشور (مینوی) تو، ای مزدا؟[4]
۵ همهی اینها را میپرسم: چگونه بهراستی از چارپا برخوردار گردد برزیگر درستکردار (و) خوبخرد، اگر او نماز برد (همان) کسی را که به دانا، داور درستکردار پیمان داد؛ داوری که به هر دو پاداش تواناست.[5]
۶ او، اهورامزدا، از کشور (مینوی) خویش آنچه از به بهتر است بدهد به آن کسی که خواست وی به جای آورد و آنچه از بد بتر است به آن کسی که وی را خشنود نسازد، در پایان گردش گیتی.[6]
۷ ببخشای به من، تو ای کسی که جانور و آبها و گیاهها آفریدی به دستیاری پاکترخردت، جاودانی و رسایی. ای مزدا، توش و پایداری به میانجی منش نیک در داوری (پسین).[7]
۸ پس ایدون از این دو چیز سخن میدارم، ای مزدا – چه باید آن را به دانایی گفت – آن بدی که از برای پیروی دروغ (و) آن خوشی، از برای کسی که راستی فراگرفت. آری، او (پیغمبر) شاد است که آن را به دانایی بگوید.[8]
۹ آن سزایی که تو به دو گروه خواهی داد از (آزمایش) آذر سرخ خود و آهن گداخته، ای مزدا، (از آن) نشانی در جانها بگذار: زیان از برای پیرو دروغ، سود از برای پیرو راستی.[9]
۱۰ و جز از او کیست آن کسی که تباه ساختن من خواهد، ای مزدا؟ آن کسی که زادهی آفرینش دروغ است، ازاینرو بدخواهِ مردمان. به سوی خویش راستی را همیخوانم تا اینکه با پاداش نیک از پی دررسد.[10]
۱۱ کیست آن مردی که دوست سپیتمان زرتشت است، ای مزدا؟ یا کیست آنکه از دین راستین اندرز پرسد؟ یا کیست پارسایی پاک (سپندارمذ)؟ یا کیست آن درستکرداری که از منش نیک به آیین مغ اندیشید؟
۱۲ او را خشنود نساخت چاکر فرومایهی کوی در گذر زمستان، آن زرتشت سپیتمان را؛ آنچنانکه او را به فرود آمدن بازداشت، آن هنگامی که چارپایانش به سوی وی رفتند و از سرما لرزان (بودند).[11]
۱۳ اینچنین نهاد دروغپرست تباه کرد از برای خود (پاداش) آشکار (راه) درست را؛ روانش هنگام هویدا شدن (کردارها) در سر پل چینوت به هراس افتد، چه از کردار و زبان خویش از راه راستی برگشت.[12]
۱۴ به دستور و دادِ برزیگری، کرپنها فرمانبردار نیستند. برای آزاری که آنان از کردارها و گفتارهای خودشان به چارپایان میرسانند، به جای آر آن داوریای که در پایان در خانومان دروغ خواهی داد.[13]
۱۵ آن مزدی که زرتشت از برای مغان از پیش نوید داد در گرزمان، اهورامزدا نخستین (بدانجا) درآمد. این است از برای شما از پرتو منش نیک و راستی، آن رستگاری که من نوید میدهم.[14]
۱۶ کیگشتاسب با شهریاری این آیین مغی بپذیرفت (و) با راههای منش نیک، آن (آموزشی) که مزدا اهورای پاک با راستی بیندیشید. اینچنین (کار) به کام ما انجام گیرد.[15]
۱۷ فرشوشتر هْوُگْوَپیکر بزرگواری به من بنمود از برای دین نیکش. مزدا اهورای توانا آنچه آرزو شده بدو بخشایاد تا اینکه به دارایی راستی برخوردار گردد.[16]
۱۸ و این آیین را جاماسب هوگو از روی راستی، چون دارایی فر، از برای خود برگزید؛ (آری) این کشور منش نیک را جویا. این را به من ببخشای، ای اهورا که آنان در پناه تو باشند، ای مزدا.[17]
۱۹ این مرد، مدیوماه سپیتمان، خود بر آن داده، پس از آنکه در دلش شناخت کسی را که در جهان میکوشد، آن کس را بیاگاهاند از آیین مزدا، چیزی که در کردارهای زندگی بهتر است.[18]
۲۰ این بخشایش را به ما ارزانی دارید شما، ای کسانی که همه با یکدیگر همکام هستید، با راستی، با منش نیک، با آن پارسایی، که چه چون در نماز ستوده شوید، مزدا از روی دستور (خویش) یاری بخشد.[19]
۲۱ از پارسایی مرد پاک گردد. این کس از پندار، گفتار، کردار (و) دینش راستی برفزاید. به میانجی منش نیک، مزدا اهورا (به او) کشور (مینوی) دهد. این پاداش نیک را آرزومندم.[20]
۲۲ کسی که از برای من از روی راستی ستایشش بهتر است میشناسد مزدا اهورا. اینان را که بوده و هستند به نام خودشان میستایم و با درود (به آنان) نزدیک میشوم.[21]
پینوشت:
[1]. یعنی کشور (خشتهرا = Xshathra) نیکِ مینوی یا بهشت بخشش راستی است و این از برای کسی است که در جهان نیکی کند. من زرتشت میکوشم که از چنین بخشی برخوردار شویم. نخستین شعر این بند «کشور نیک برگزیدهشده، بهرهی شایانتر» در انجام پارهی ۱ از یسنای ۶۳ و انجام پارهی ۱۶ از یسنای ۶۵ و انجام پارهی ۳ از یسنای ۶۹ آورده شده است.
[2]. از برای بندگان خداپرست بخشایش فردوس خواسته شده است.
[3]. پیغمبر گوید: ای اهورا، ستایش کسانی را بشنوید که در کردار و گفتار (= زبان)شان به سخنان ایزدی پیوستند و پیرو دین راستین هستند.
[4]. یعنی در کجا رنجبردگان به مزد رسند و رنجدیدگان آمرزیده شوند؟ در کجا از بخشایش راستی (اشَ = اردیبهشت) و پارسایی (= آرمئيتی = سپندارمذ) و بهترمنش (= وهیشتَمننگه = بهمن) برخوردار خواهند گردید؟ از جملهی آخر پاسخ این پرسشها برمیآید: در کشور مینوی مزدا (خشتهر) یعنی در بهشت.
[5]. در بند ۲ از هات ۵۰ دیدیم که از واژهی گاو (gao = گاو یا چارپا) در استعاره، پاداش روز پسین و بخشایش مینوی اراده شده است. چون در این جهان ستوران و کشتزار آرزوی کشاورزان و مایهی خوشی و آسایش آنان است، از برای پاداش جهان دیگر همین واژه به معنی استعاره به کار رفته است (به بند ۲ از هات ۵۰ نگاه کنید). همچنین در بند ۲ از هات ۳۱ دیدیم که زرتشت در روز پسین داورِ دادستان ایزدی است. پس از به یاد آوردن این دو بند، گوییم پیغمبر در این بند فرماید: برزیگران درستکردار که پیرو دین راستیناند، در جهان دیگر کامروا گردند و آنچه آرزو دارند دریابند، چه آنان همان خدایی را پرستش کنند که زرتشت را داور درستکردار روز شمار خواند؛ چون چنین پیمان رفته و داوری با کسی خواهد بود که به پاداش نیکوکاران و هم به پادافراه گناهکاران دست خواهد داشت، کشاورزان به بخشایش روز پسین امیدوار توانند بود.
[6]. پس از سرآمدن زندگی جهانی، آنگاه که کشور مینوی آراسته گردد، مزدا اهورا کسانی را که فرمانبر دین راستین بودند بهترین پاداش بخشد و آنانی که از فرمان ایزدی سر پیچیدند سختترین سزا یابند. به بند ۲ از هات ۴۳ و به بند ۱۱ از هات ۴۹ نیز نگاه کنید.
[7]. پیغمبر خواستار است که خداوند از خرد پاک خویش در جهان دیگر به او رسایی و جاودانی دهد و در هنگام داوری روز شمار به او توشوتوان بخشد تا بتواند در روز آزمایش پسین پایدار و استوار ماند.
[8]. از بدی و زیان پیروان دروغ و از خوشی و رستگاری پیروان دین راستین در جهان دیگر، که پیغمبر میخواهد از آنها سخن بدارد، در بند آینده آمده است.
[9]. در این بند، چنانکه در بند ۷ از هات ۳۰ و بندهای ۳ و ۱۹ از هات ۳۱ و بند ۴ از هات ۴۳ و بند ۶ از هات ۴۷، از رستاخیز و آزمایش آتش افروخته و آهن گداخته یاد شده است. پاداش و پادافراه هر دو گروه از مردمان، مزدیسنان یا دیویسنان یا پیروان دین راستین و پیروان کیش دروغین، پس از این آزمایش داده خواهد شد. نیکی و بدی، کرفه و گناه، مانند زر سره و ناسره در برابر زبانهی آذر مینوی و تابش آهن گداخته هویدا خواهد گردید. در آن روز، پاک از ناپاک شناخته خواهد شد، آنگاه آسیب پیروان دروغ و رستگاری پیروان راستی، نشانهی آن آزمایش بزرگ خواهد بود.
[10]. از دشمنی که پیغمبر دلتنگ و گلهمند است، ناگزیر کسی بوده که شنوندگان و پیروانش او را بهخوبی میشناختهاند و پیغمبر نیازمند نبوده که از او نام برد.
[11]. در این بند پیغمبر یادآور سرگذشتی است که بدو روی داده: روزی پیغمبر به جایی که آن را گذر زمستان (پرتوزمو = Peretōzemō) نامیده، دچار سرما و دمه گشته، خود و اسبهایش لرزان، خواست به سرای یکی از گماشتگان کوی پناه برد، وی را نپذیرفت. در بند آینده فرماید: این دروغپرست که به درماندگان پناه نداد، در جهان دیگر از ایزدی که درخور راهروان راه راستی است بیبهره ماند و روانش در سر پل چینوت (صراط) به بیم و هراس افتد.
این کس را پیغمبر به پستی یاد کرده است. کوی (کی = Kavi) عنوانی است چون فرمانده و سردار و شهریار. شاید این کوی همان بندوَ (Bândva) باشد که یکی از شهریاران دیویسنا و دشمن آیین زرتشت است و در بند ۱ از هات ۴۹ یاد گردیده است.
[12]. به جای نهاد، دئنا (daina) آمده؛ در اینجا، چنانکه در یادداشت شمارهی ۲ از بند ۱۱ از هات ۳۱ گفتیم، به معنی نهاد یا وجدان است، نه به معنی دین و کیش. در بند ۱۱ از هات ۴۶ نیز از روان و نهاد (= دئنا) گناهکاران سخن رفته که در جهان دیگر، آنگاه که به سر پل چینوت رسند و کردارهای زشت جهانی خود را هویدا و آشکارا، پیکرآسا در پیش چشم خود ببینند، به هراس افتند و خروش و فغان برآورند.
[13]. یعنی کرپنها (کرپن = Karapan)، پیشوایان کیش دروغین دیویسنا، از داد و دستوری که در دین راستین مزدیسنا از برای کشت و برز آمده فرمان نمیبرند و در جشنهای دینی خویش چارپایان را از برای خشنودی خدایان خویش همیکشند. تو ای مزدا، آن سزایی که در پایان گردش گیتی از برای چنین تباهکارانی در دوزخ (= خانومان دروغ) برقرار داشتی، دربارهی آنان به جای آر. به بندهای ۱۲ و ۱۴ از هات ۳۲ نیز نگاه کنید.
[14]. در بند پیش دیدیم که پیغمبر فرمود خانومان دروغ (= دوزخ) پادافراه کسانی است که سر از دستور و داد برزیگری و آیین کشاورزی پیچند و به چارپایان ستم روا دارند.
در این بند فرماید: گرودِمانَ (Garō dəmâna = گرزمان = بهشت) مزد پیروان دین راستین یا مغان است. کسانی که به منش نیک آراستهاند رستگاری یابند و در گرزمان درآیند؛ در آنجایی که نخست خود اهورامزدا پرتو افگند.
[15]. پیغمبر در بندهای ۱۶ – ۱۹ چهار تن از یاران نامور خود را به نیکی یاد میکند: نخست کیگشتاسب که پشتیبان دین زرتشت است. با گرویدن این شهریار به دین راستین مزدا و برگزیدن راه درست منش نیک، پیغمبر امیدوار است که با پشتیبانی این شهریار در دینگستری کامیاب گردد و از گزند دشمنان برکنار ماند.
[16]. فرشوشتر از خاندان هوگو (Hvōgva) برادر جاماسب و وزیر کیگشتاسب است. بنا به معنایی که جداگانه از هریک از لغتهای این بند برمیآید، آنچنانکه در یادداشتها دیده میشود، از این بند رویهمرفته معنایی جز از این برنمیآید. از جملهی «فرشوشتر پیکر بزرگواری به پیغمبر بنمود» مقصود روشن نیست. بنا به گزارش پهلوی (زند) در همین بند، فرشوشتر دختر خود، هووی (Hvōvī)، را به زنی به پیغمبر داد. برخی از دانشمندان، از آنان است استاد بارتولومه، نظر به همین گزارش پهلوی و سنّت، این بند را اشاره به همین زن دانستهاند. جداگانه از فرشوشتر و دخترش، هوُوی، سخن داشتیم.
[17]. جاماسب از خاندان هوگو، برادر فرشوشتر و وزیر کیگشتاسب است. اوست که به دارایی فر ایزدی رسیده، به آیین راستین گروید و خواستار بخشایش کشور مینوی (= بهشت) مزدا است.
[18]. مدیوماه از خاندان سپیتمان، از دودمان خود زرتشت است؛ در سنّت پسرعموی پیغمبر است. اوست که آیین مزدا و دین زرتشت به مردم بیاموزاند و به کردارهایی که در زندگانی ستودهتر و بهتر است رهبری کند تا کسانی که خواستار بخشایش روز پسیناند و از برای آن کوشا، در جهان دیگر کامروا گردند و به آرزوی خویش رسند. به بند ۱۵ از هات ۴۶ و به یادداشت آن نگاه کنید.
[19]. به جای راستی و منش نیک و پارسایی: اشَ (asha = اردیبهشت)، وهومننگه (vohu-manaṅh = بهمن) و آرمئیتی (ârmaiti = سپندارمذ) آمده. این امشاسپنداناند که با مزدا همکام هستند. خواست (= ارادهی) مزدا با مهینفرشتگان جاودانی یکی است. هرآنکه به آنان نماز برد و ستایش به جای آورد، مزدا اهورا – آنچنانکه پیمان رفته – بدو یاری بخشد و پاداش نیک دهد. در پارهی ۸۳ فروردینیشت در همکام (= هماراده) بودن هفت امشاسپندان آمده: «هر هفت همپندار و همگفتار و همکردارند، هر هفت را اندیشه و گفتار و کردار یکی است و همه را یک پدر و یک سرور است، اوست دادار اهورامزدا».
[20]. پاداش کشور مینوی (= بهشت)، که خود پیغمبر آرزومند آن است، به آن پارسا و پرهیزگاری ارزانی خواهد شد که با پندار و گفتار و کردار و نهاد نیک، راستی برافزاید و دین راستین را پیش برد.
[21]. به گفتهی استاد بارتولومه، در این بند مقصود پیغمبر از «کسانی که بوده و هستند» آنانی هستند که در دینگستری کوشیدند و ستایششان به درگاه مزدا پذیرفته شده، درخور پاداش روز پسین میباشند. پیغمبر چنین کسانی را به نامشان ستوده، درود میفرستد.
به گفتهی استاد لومل (Lommel) مقصود این است: «کسی که نزد من ستایشش از همهچیز بهتر است میشناسم. آن کس مزدا اهورا و امشاسپندانش هستند. به آنان ستایش و درود روی کنم». نگاه کنید به
Zeitschrift für Indologie und Iranistik. Herausgegeben im Auftrag D.M.G. von M. Geiger, Band 1 Heft 1; Leipzig 1922 S. 16; Nachrichten von der Gesellschaft der Wissenschaften zu Göttingen. Gatha’s des Zarathustra, Yasna 47-51 S. 161. و به Selections from Avesta and Old Persian, Part 1 by Taraporevala, Calcutta 1922, p. 66.
همین بند ۲۲ از هات ۵۱ در پارهی ۲ از یسنای ۱۵ آمده و در پارهی ۱ از یسنای ۶۳ و در پارهی ۱۶ از یسنای ۶۵ و در پارهی ۱ از یسنای ۶۹ تکرار شده است، جز اینکه در آن پاره به دو نخستین واژه از این بند تغییری داده شده است.
نماز معروف ینگهههاتام از روی همین بند ساخته شده است. به جلد خردهاوستا ص ۵۶ و به یسنای ۲۱ در نخستین جلد یسنا، ص ۲۱۵ و به یسنای ۲۷ پارهی ۱۵، همچنین در نخستین جلد یسنا، ص ۲۳۲، گزارش نگارنده، نگاه کنید.
