Subscribe elementum semper nisi. Aenean vulputate eleifend tellus. Aenean leo ligula, porttitor eu, consequat vitae eleifend ac, enim. Aenean vulputate eleifend tellus.

    Subscribe elementum semper nisi. Aenean vulputate eleifend tellus. Aenean leo ligula, porttitor eu, consequat vitae eleifend ac, enim. Aenean vulputate eleifend tellus.

      اَشموغ

      اَشموغ

      اَشموغ: در اوستا «اَشَه مَوغَ» و در پهلوی اَشموغ یا اَشموک یا اَهرموک یا اَهلموک و در پازند آشموغ به معنی «برهم‌زن اَشه» است و در ادبیات دینی مزداپرستان به مفهوم بی‌دین، از دین برگشته، ملحد، بی‌تقوا، ناپرهیزگار، گمراه‌‌‌‌‌کننده و روحانی دروغی آمده و در متن پهلوی مینوی خِرَد به معنی «بدعت‌گذار» به کار رفته است.

      این صفت یا عنوان در اوستا غالباً معنی گمراه‌‌‌‌‌کننده و فریفتار دارد و از آن جمله است در «هرمزدیشت» (بند ۱۰). در گزارش پهلوی همین بند، سه گونه اشموغ بازشناخته شده است: نخست فریفتار، دوم خوددوستار (خودپسند) و سوم فریفته؛ یعنی کسی که به فریفتاری دل می‌‌‌‌‌دهد و از او پیروی می‌‌‌‌‌کند.

      اشموغ را در بیشتر کاربردهایش در ترازِ تباهکاران و گناهکاران و در برابر اَشَونَان و پرهیزگاران می‌‌‌‌‌بینیم. در بندهشن، از این صفتْ اسم مصدر «اشموغی» نیز ساخته شده و در برابر اَشَوَنی به کار رفته است.

      در وندیداد (فر ٤، بند ٤٩) از اشموغ ناپارسا سخن به میان می‌آید که از خوردن خوراک سر باز می‌‌‌‌‌زند. دارمستتر این بیان را اشاره‌‌‌‌‌ای به درگیری‌های فکری میان پیشوایان زرتشتی با مسیحیان و مانویان می‌‌‌‌‌داند که روش‌های انزواجویی و ریاضت‌‌‌‌‌کشی را تبلیغ می‌‌‌‌‌کردند.

      اَشموغ همچنین نام دیو فریفتار و گمراه‌‌‌‌‌کننده است در ادبیات دینی زرتشتیان. در فرهنگ‌های فارسی و نیز در ادبیات فارسی، این واژه به صورت «آسموغ» آمده است. در برهان قاطع، زیر همین نام می‌خوانیم: «آسموغ نام دیوی است از متابعان اهرمن که سخن‌‌‌‌‌چینی و فتنه‌‌‌‌‌انگیزی و دروغ گفتن و میان دو کس جنگ انداختن و عداوت به هم رسانیدن، تعلّق به او دارد.»

      در لغت‌‌‌‌‌نامه‌ی دهخدا، در زیر واژه‌ی «آسموغ» بیتی از «طیّان» آمده است:

      «گفته‌‌‌‌‌اش جملگی دروغ بود                      او سخن‌چین چو آسموغ بود»

      فرستادن دیدگاه