ایرانویج
ایرانویج: (در اوستا «ايَريَنَ وَئِجَ» یا «اَیريَنَ وَئِجَنگْه» به معنی «سرزمین ایرانیان» یا «بنگاه و پایگاه ایرانیان») نام سرزمینی است که ایرانیان در آغاز در آن میزیستند. چنانکه از کاربردهای مکرّر این نام در اوستایِ نو (بهویژه در فردگردهای یکم و دوم وندیداد) و پژوهشهای بسیاری از دانشوران و ایرانشناسان و دستاوردهای باستانشناسی برمیآید، این سرزمین جایی در آسیای میانه، در حدود خوارزم (خیوه) بوده است.
به نوشتهی وندیداد (فر ۱، بند ۳) ایرانویج نخستین و بهترین سرزمین از سرزمینهای شانزدهگانهی آفریدهی اهورهمزداست و در برابر آن، اهریمن به پتیارگیِ خویش، اژدها و زمستان دیوآفریده را پدید میآورد و بر جهان چیره میسازد.
بیشتر رویدادهای اساسی و مهم در اساطیر و دینِ ایرانیان در ایرانویج و در کنار رودِ «دایتیا» ـ که در این سرزمین روان است ـ اتفاق میافتد. در وندیداد (فر ۲، بندهای ۲۱-۳۱) میخوانیم که اهورهمزدا و ایزدان مینُوی از یک سو و جم و مردمان گرانمایه از سویی دیگر، در ایرانویج نامی بر کرانهی رود دایتیایِ نیک انجمنی بر پا میکنند و اهورهمزدا جم را از آمدن زمستانی مرگبار و کشنده میآگاهاند و به ساختن «وَرِجَمکَرد» (پناهگاه مردمان و جانوران) فرمان میدهد.
در بندهشن (بخش ۳۲، بند ۳) گفته شده است که چون زرتشت دین خویش را آورد، نخست در ایرانویج «یَزِشْنَ» کرد (آیین ستایش و نیایش برگزار کرد) و مدیوماه از او دین پذیرفت.
در آبانیشت (بندهای ۱۸-۱۷) میخوانیم که آفریدگار اهورهمزدا در ایرانویج، بر کرانهی رود دایتیای نیک، ایزدبانو اردویسور اناهیتا را میستاید و بدو آفرین و درود میفرستد و از وی خواستار میشود که زرتشت در اندیشه و گفتار و کردار، دینی باشد.
در دیگر بخشهای اوستایِ نو نیز بارها به نام ایرانویج و رود دایتیا برمیخوریم و در یک سخن میتوان گفت که نام «ایرانویج» در اوستا و دین و اساطیر ایرانیان، نام ایزدیترین و وَرجاوَندترین جاست. (← دایتیا)
«کریستن سن» دربارهی این نام مینویسد: «ایرانویج نام قدیمی میهن ابتدایی ایرانیان که در کتابهای دینی مشهور است، در طی زمان برای نامیدن نواحی مختلف ایران به کار رفته است که در آنها دین مزدیستی در دورههای مختلف مهمترین مرکزیّت خود را داشت.» (نخستین ج ۱، ص ۲۲۳) «کریستن سن» برای این ادّعای خود، هیچگونه دلیل و مدرکی ارائه نمیکند.
ایرج: (در اوستا «اَیریاوَ» نام خاندان منوچهر است. در فروردینیشت (بند ۱۳۱) فَرَوَشی منوچهرِ اَشَوَن از خاندان اَیریاوَ ستوده میشود.
در شاهنامه، ایرج نام پسر فریدون است که به دست برادرانش سلم و تور کشته میشود و نبیرهی او، منوچهر، به خونخواهی وی با آن دو برادرکش میجنگد و آنان را نابود میکند.
بهار نوشته است که نام ایرج از واژهی اوستایی «اَیریَه» (نام تیرههای ایرانی) گرفته شده است. (پژ، ص ١٤٣) (← ایران)
