اَپَهمان
اَپَهمان: نام مدتزمانی است که خویشاوندان مرده باید دور از دیگران و در تنهایی بگذرانند.
این مدت به نسبت خویشاوندیای که هرکس با شخص مرده دارد تغییر میکند و شرح چگونگی هریک از موردهای آن را در وندیداد (فر ۱۲) میخوانیم.
دارمستتر مینویسد: «آنچه باید از این واژه برآید شرح داده نشده است، اما چنین پیداست که منظور از آن، مدتِ ماندنِ ناپاک در اَرمِشتگاه است که باید در طی آن جدا از دیگر پرهیزگاران و از هر چیز پاک به سر برد. چنین مینماید که خویشاوندان مرده صرفاً به سبب بستگی با او ناپاک به شمار میآیند و به همین دلیل آنان را از بخشهای عادی خانه و از تماس با دیگران دور نگاه میدارند. بنابراین، افزون بر ناپاکی همگانی که از برخورد با تن مرده پدید میآید، گونهای دیگر از ناپاکی هست که انگیزهی آن خویشاوندی با مرده است. رشتهی پیوند خونیای که عضوهای یک خانواده را با یکدیگر مربوط میکند بهگونهای است که هیچکس در آن خانواده نمیمیرد، مگر آنکه مرگ در هستیِ همهی عضوهای آن خانواده راه یابد. اینکه آیا این شکلِ کهنِ سوگواری است یا تنها یکی از گونههای آن، مطلبی است که در اینجا بدان نمیپردازیم.
از سوی دیگر، خانه نیز در مدت اَپَهمان – دستکم به سبب بودن خویشاوندان مرده در آن – ناپاک است و باید بیدرنگ پس از مرگ پاک شود و البته این پاک کردن را نباید با آن پاک کردن که شرح آن در فرگرد هشتم وندیداد آمده است اشتباه کرد. چنانکه پیداست، پس از مرگ، درِ خانه تنها به روی کسانی که با مرده پیوندی ندارند گشوده میشود.
حتی امروز در ایران، خانهای که یکی از خویشاوندان در آن درگذشته باشد، بدشگون است و با بیزاری و تنفری بسیار بیشتر از آنچه در اوستا دیده میشود بدان مینگرند. پسر، خانهای را که پدرش در آن مرده است خراب میکند. او نمیتواند در آن خانهی بدقدم زندگی کند. خانهی هر مردهای باید با خود او از میان برود و بنابراین او (پسر) خانه را ویران میکند و خانهای دیگر در جایی دور از آنجا میسازد. (سفرنامهی شاردن، متن اصلی، ج ۳، ص ۷ و ۳۳ / ایرانیان نوشتهی پولاک، متن اصلی، ج ۱، ص ۵۲)
این رسمی است که در زند اوستا هم اشارههایی بدان شده است.» (← زگد.)
باید بدانچه دارمستتر به استناد روایتهای شاردن و پولاک دربارهی خانهی شخص مرده آورده است، بیفزاییم که امروزه بعضی از مردم ایران – و نه همهی آنان – خانهای را که یکی از عزیزانشان (بهویژه اگر جوان باشد) در آن درگذشته باشد، میفروشند و خانهای دیگر میخرند که البته این ادامهی همان سنت است، به شکلی منطقیتر و عملیتر.
