Subscribe elementum semper nisi. Aenean vulputate eleifend tellus. Aenean leo ligula, porttitor eu, consequat vitae eleifend ac, enim. Aenean vulputate eleifend tellus.

    Subscribe elementum semper nisi. Aenean vulputate eleifend tellus. Aenean leo ligula, porttitor eu, consequat vitae eleifend ac, enim. Aenean vulputate eleifend tellus.

      افراسیاب

      افراسیاب

      افراسیاب: (در اوستا «فْرنگْرَسیَن» به معنی «هراس‌‌‌‌‌انگیز» یا «کسی که به هراس افگند») در پهلوی، «فْراسیاو» یا «فْراسیاب» یا «فراسیاپ» نام شاه نامدار توران، پسر پشنگ، پهلوان اصلی تمام درگیری‌ها و جنگ‌های طولانی میان ایرانیان و تورانیان از دوره‌ی نوذرشاه تا روزگار شهریاری کیخسرو است که می‌توان گفت بخش عمده‌ی حماسه‌ی ایران را در بر می‌گیرد.

      از مهم‌‌‌‌‌ترین رویدادهای زندگی افراسیاب، کشتن برادرش اغریرث (همین.) و سیاوش، شاهزاده و پهلوان ایرانی و پسر کاووس‌شاه، است و همین دو رویداد است که در اوستا همواره بزرگ‌ترین گناهان افراسیاب شمرده شده و کشته شدن او به دست نبیره‌‌‌‌‌اش، کیخسرو، پسر سیاوش، نتیجه‌ی دست زدن به این گناهان است.

      در برابر کارهای اهریمنی و گناهانی که کارنامه‌ی افراسیاب را سیاه کرده، کار نیکی هم بدو نسبت داده شده و آن کشتن «زِین گاوِ دُروَندِ» تازی است که بر ایران چیره شده بود و افراسیاب به خواهش ایرانیان او را شکست داد و کشت. ( زام، بند ۹۳ و زِین گاو)

      سرگذشت افراسیاب و داستان جنگ‌های خونین و پرکشمکش وی با ایرانیان در اوستای کنونی و متن‌های پهلوی به کوتاهی و در حدّ اشاره آمده است و شخصیت او در این متن‌ها بیشتر اساطیری و دیوآساست تا داستانی و حماسی، اما در شاهنامه و برخی دیگر از متن‌های تاریخی ـ ادبی فارسی، داستان او به‌تفصیل بیان شده و شخص او بیشتر منش شاهان و پهلوانان را پیدا کرده است که البته پایگاهی انیرانی و اهریمنی دارد.

      شخصیت شاه-پهلوان که افراسیاب در برخی از بخش‌های اوستای نو و متن‌های پهلوی و به‌ویژه در شاهنامه و دیگر متن‌های فارسی (و عربی) دارد، شخصیت ثانوی و متأخر اوست؛ وگرنه در بیشتر بخش‌های اوستای نو (از آن جمله در زامیادیشت) و ادبیات پهلوی، نشانه‌‌‌‌‌های آشکاری از منش اصلی اساطیری او ـ که ریشه در یادگارهای کهن فرهنگ هندوایرانی دارد ـ به چشم می‌خورد. او در این کالبد دیرینه، نه یک شاه-پهلوان که در شمار اژدهایان و دیوان است و در نبردهای کیهانی ایزدان و دیوان درگیر می‌شود. چنان‌که در زامیادیشت، شناوریِ او را در دریای فراخ کرت در پی دست یافتن به فرّ ایرانی می‌‌‌‌‌بینیم و خشم و خروش او و ناسزاگویی‌‌‌‌‌اش که می‌خواهد همه‌ی نیک و بد و تر و خشک را در جهان آفرینش به هم درآمیزد و اهوره‌مزدا را به تنگنا درافگند، یادآور نبردی هم‌تراز نبردِ هرمزد و اهریمن است.

      بازداشتن باران از ایرانشهر که به نوشته‌ی بندهشن یکی از کارهای اهریمنی افراسیاب است و در شاهنامه بدون ذکر نام افراسیاب تنها اشاره‌‌‌‌‌ای مبهم بدان می‌رود، شکل دگرگون‌شده‌ای از اسطوره‌ی کهنی است که در آن افراسیاب شخصیّتی اژدهاگونه دارد و آب‌ها را در کام می‌‌‌‌‌کشد و خشکسالی پدید می‌‌‌‌‌آورد. به نوشته‌ی گزیده‌‌‌‌‌های زادسپرم، این امشاسپند سپندارمذ است که کار افراسیاب را بی-اثر می‌‌‌‌‌کند و آب را دیگرباره به ایرانشهر بازمی‌‌‌‌‌گرداند.

      همانند همین روایت است داستان رودی به نام «واتَئِنی» در سیستان که به دریاچه‌ی کیانسیه می‌‌‌‌‌ریخت و افراسیاب آن را لگدکوب کرد و از میان برد. این داستان در بندهشن آمده و ریشه‌ی اساطیری شخصیت افراسیاب را در آن به روشنی می‌توان دید.

      فرستادن دیدگاه