اَهو
اَهو: (= اَنگْهو) خدایگان، خانهخدا (مادینهی آن «اَنگْهی» به معنی «کدبانو»ست) سرور، سرورِ جهانی. این واژه در بیشتر جاها با «رتو» همراه آمده و از اهورهمزدا و زرتشت با این دو صفت یاد شده است.
در تیریشت (بند ۱) اهورهمزدا به زرتشت میگوید: «تو جهانیان را اَهو و رَتو باش. » و در ویسپرد (کر ۲، بند ۴) خود اهورهمزدا با صفتهای اَهو و رَتو ستوده شده است. (← رَتو)
اَهو: (= جان) یکی از نیروهای پنجگانهی آدمی است که خویشکاری آن نگاهداری تن و سامانبخشی زیست آن است. این نیرو با تن هستی میپذیرد و با مرگ از میان میرود. در پهلوی آن را اَخو (axw) گویند.
اَهو: (در اوستا «اَنگْهَ» یا «اَنگْهو) جهان (خواه جهان استومند، خواه جهان مینوی).
در ترکیب «دُژ اَنگْهو» (= دوزخ) به معنی «جهان بد» هم همین واژه را میبینیم.
