نام دومین سوشیانت مزداپرستان است که در پایان دومین هزارهی پس از زرتشت، از تخمه یا فرّه بازماندهی او در دریاچهی کیانسیه و از مادری دوشیزه به نام «وَنگْهو فِدْری» ـ که هنگام تنشویی در دریاچه از آن تخمه یا فرّه بار میگیرد ـ زاده میشود
اوخشيَتْ اِرِتَ: (در پهلوی «اوشیدَر» و در فارسی «هوشیدَر» به معنی «پرورانندهی پرهیزگاری») نام نخستین سوشیانت یا سوشیانس (]موعود[ رهاییبخش) در دین مزداپرستی است که در پایان نخستین هزارهی پس از زرتشت، از تخمه یا فرّه بازماندهی او در دریاچهی کیانسیه و از مادری دوشیزه به نام «سْروتَت فِدْری» که هنگام تنشویی در دریاچه از آن تخمه یا فرّه بار میگیرد –
اوپَرتَات: (به معنی «برتری و سرآمدی») نام ایزد برتری و زبردستی است. نام این ایزد غالباً با نام ایزدان بهرام و اَمَ همراه میآید و صفت «پیروز» را در پی دارد.
اَوَ اُیریشْتَ: (به معنی «تاب دادن و گرداندن») نامِ گناه کسی است که رزمافزاری را تاب دهد و بگرداند و آهنگ زدن دیگری را بکند.
اَنیران: (در اوستا «اَنْ اَیریَه» و در پهلوی «اَنِران» و در فارسی «انیران» یا «نیران» به معنی ناایرانی، غیرایرانی، بیگانه) نامی است که ایرانیان به همهی قومها و مردمان جز خود داده بودند.
اَنوش: (در اوستا «اَنْ اَوشَ» به معنی «بیمرگ») در پهلوی به معنای پادزهر و تریاق و اکسیر آمده است.
اَنَغْران: (در اوستا «اَنَغْرَ رَوچاو» یا «اَنَغْرَ رَوچَه» به معنی «فروغ بیآغاز» یا «روشنایی ازلی») نام دیگر «گَرزْمان» (گَرودِمانَ) برترین بهشت یا جهان روشن اهورهمزداست. در ادبیات دینی ایرانیان، این واژه نام ایزدی است که نگاهبانی سیامین روز ماه بدو سپرده شده.