اَشَه
«اَشَه»، به صورت آهیخته، یکی از اصول اساسی و مهم دینِ مزداپرستی است که در سراسر اوستا (بهویژه در گاهان پنجگانه) همواره بدان اشاره میرود و میتوان گفت که در این دین، همهی راههای رستگاری به «اَشَه» میپیوندد.
«اَشَه»، به صورت آهیخته، یکی از اصول اساسی و مهم دینِ مزداپرستی است که در سراسر اوستا (بهویژه در گاهان پنجگانه) همواره بدان اشاره میرود و میتوان گفت که در این دین، همهی راههای رستگاری به «اَشَه» میپیوندد.
اَشَوَزْدَ نگَهَه: (در پهلوی «اَشَوَزد» شده و معنی «از اَشَه پایدار» دارد) نام دو تن از پارسایان نامدار در دینِ مزداپرستی است که یکی پسر «پوروذاخْشْتی» و دیگری پسر «سایوژْدْری» خوانده شده.
اشموغ را در بیشتر کاربردهایش در ترازِ تباهکاران و گناهکاران و در برابر اَشَونَان و پرهیزگاران میبینیم.
اَشتی گَفْیه: (= استی گفیه) یکی از رقیبان و هَمِستاران گرشاسپ است که به دست او کشته میشود.
اَشتی: ظاهراً واحدی برای اندازهگیری ستبری بوده است. در وندیداد (فر ۱۳، بند ۳۰) این واژه به عنوان واحدی برای اندازهگیری ستبری (کلفتی) آمده و دارمستتر در زیرنویس گزارش خود آن را اندازهای ناشناخته خوانده است. اسفندیارجی آن را «ایشتی» خوانده و در گزارش خود، به «خشت» (آجر) برگردانده است.
اَشتْرا ـ مَیریَه: نام دیگر «اَسپَهَه ـ اَشتْرا» است. این نام تنها یک بار در وندیداد (فر ١٨، بند ٤) به کار رفته است و از کاربرد آن، اهمیت آیینی این افزار بیشتر شناخته میشود.