Subscribe elementum semper nisi. Aenean vulputate eleifend tellus. Aenean leo ligula, porttitor eu, consequat vitae eleifend ac, enim. Aenean vulputate eleifend tellus.

    Subscribe elementum semper nisi. Aenean vulputate eleifend tellus. Aenean leo ligula, porttitor eu, consequat vitae eleifend ac, enim. Aenean vulputate eleifend tellus.

      Author: Daena V

      اَسموخْوانوَنت: نام یکی از نخستین گروندگان به دین زرتشت است که در هرمزدیشت (بند ۳۰) به فَرَوَشی او درود فرستاده شده

      اَستو ویذُتو: (در پهلوی «اَستْویهاد»، به معنی «زوالِ تن» یا «بخش‌کنند‌ه‌ی استخوان‌ها») نام دیو مرگ است که زندگی را از میان می‌‌‌‌‌برد و در ادبیات پارسی میانه، او را با «بَدوای» یکی خوانده‌‌‌‌‌اند. در امان ماندن از گزند این دیو و دیو خشم، به یاری ایزدان سروش و مهر ممکن است.

      اَستُومَند: استخوان‌دار، جسمانی، مادّی، خاکی، گیتیانه.

      اَستُودان: (به معنی جای نگاهداری استخوان) چاه یا گودال یا شکافی است در کنار دخمه یا برج خاموشی، دور از دسترس جانوران که استخوان‌های مردگان را در آن فرومی‌‌‌‌‌ریزند.

      اَسْتَوت اِرِتَ: نام سومین و آخرین سوشیانت (موعود) مزداپرستان است که در پایان سومین هزاره‌ی پس از زرتشت، از تخمه (یا فرّه) بازمانده‌ی وی در آب دریاچه‌ی کیانسیه (هامون) و از مادری به نام «اِرِدَت فِدْری» زاده می‌شود و کار فَرَشکَرد (نو کردن جهان و دین مزداپرستی) را به پایان می‌‌‌‌‌رساند.

      اَسپَهِه ـ اَشْتْرا: نام یکی از افزارهای مجازات گناهکاران بوده است. دارمستتر نوشته است: «از گزارش اسفندیارجی و ریشه‌یابی در منابع سنسکریت و یونانی برمی‌‌‌‌‌آید که نام گونه‌‌‌‌‌ای تسمه یا تازیانه بوده که بدان، اسب را به تند تاختن برمی‌‌‌‌‌انگیخته‌‌‌‌‌اند.»

      اَسپْریس: (در پهلوی آسپرِس)، میدان اسب‌دوانی، میدان چوگان‌بازی.

      اَسَ‌بَنَ: نام یکی از خاندان‌های تورانی از قبیله‌ی «دانو» است که در آبان‌یشت (بند ۷۳) از «کَرَ» و «وَرَ» دو تن از بستگان بدین خاندان نام برده می‌شود.