ایزدبانو: گروهی از ایزدان در اساطیر و دین ایرانیان، مادینه پنداشته شدهاند که برخی از گزارشگران، آنان را به روال زبان عربی «الهه» خوانده و پارهای با ترکیب فارسی «زنایزد» یا «بَغبانو» از آنان یاد کردهاند.
ایزد: (در اوستا «يَزَتَ» و در پهلوی «یَزد» به معنی «ستودنی، درخور ستایش») عنوان کلّی همهی مینُویانِ دستیار و کارگزار آفریدگار در آفرینش اهورایی و نیز عنوانی برای اَشَوَنان و پارسایان بزرگ و ستودنی در جهان استومند است.
اَیرْیو خْشوثَ: نام کوهی است که آرش کمانگیر تیر خویش را از فراز آن به سوی مرز ایران و توران انداخت.
اَیریَمَن ایشیَه: نامی است که از نخستین واژههای یسنه، هات ۵۴، گرفته شده و این هات را به همین نام خواندهاند.
ایرانویج: (در اوستا «ايَريَنَ وَئِجَ» یا «اَیريَنَ وَئِجَنگْه» به معنی «سرزمین ایرانیان» یا «بنگاه و پایگاه ایرانیان») نام سرزمینی است که ایرانیان در آغاز در آن میزیستند.
ایرانویج: (در اوستا «ايَريَنَ وَئِجَ» یا «اَیريَنَ وَئِجَنگْه» به معنی «سرزمین ایرانیان» یا «بنگاه و پایگاه ایرانیان») نام سرزمینی است که ایرانیان در آغاز در آن میزیستند.
ایران: (در اوستا «اَیرْیَنَ» به معنی «سرزمین اَیرْیَهها») نامی است که «اَیرْیَه»ها (تیرههای آریایی، نیاکان ایرانیان کنونی) پس از کوچ به سرزمین فعلی بدان دادند و در پهلوی «اِران» و در فارسی «ایران» شده است.