آسمان: در اوستا و سنسکریت و پارسی باستان «اَسمَنْ» و «اَسَنْ» به معنی سنگ است و چون سپهر را بهسان سنگ میپنداشتهاند، آن را بدین نام خواندهاند. در پهلوی «اَسمان» آمده و در فارسی گذشته از آسمان، در ترکیبهایی چون آسیاب، باداس، دستاس، خراس و جز آن نیز ریشهی این واژه را میبینیم. آسمان همچنین نام ایزد نگاهبان سپهر است که چندین بار
آسکِلپیوس: (= اَسکولاپ) در اساطیر یونان و رم قهرمان و خدای پزشکی (قرینهی «ثْریتَ» در اساطیر ایرانی) است. (وند. فر. ۲۰، بند ۲، زیر. و ثْریتَ)
آزی: در اوستا آزی و در پهلوی و فارسی آز نام دیو آز و افزونخواهی است. در بندهشن (بخش ۲۸، بند ۲۷) دربارهی این دیو آمده است: «آزدیو آن است که هرچیز را بیوبارد و چون نیاز را چیزی نرسد، از تن خورد. او آن دروجی است که چون همهی خواستهی گیتی را بدو دهند، انباشته نشود و سیر نگردد. چنین گوید
آرْمَیتی: (= اَرْمَیتی) یکی از فروزههای «مزدا اهوره» است که در گاهان خویشکاری مهمی دارد و در اوستای نو در ترکیب با صفت «سْپِنتَ» (= سپند) به صورت «سْپِنتَ اَرمَیتی» (= سپندارمذ) درآمده و یکی از امشاسپندان خوانده شده است. (← سپندارمذ)
آرش: نام تیرانداز بلندآوازهی ایرانی است که در روزگار منوچهرشاه با پرتاب تیری از یکی از بلندیهای البرز بهسوی کوهی در کرانهی آمودریا، مرز ایران و توران را نشانگذاری کرد. در تیریشت (بندهای ۶ و ۳۷) از آرش یاد شده و شتاب رفتن «تشتر»، ایزد باران، بهسوی دریای «فراخ کرت» به شتاب تیر او مانند شده است. نام او در اوستا «اِرِخْشَ» و
آراسْتی: بنا به سنت زرتشتیان و نوشتهی بندهشن، نام عموی زرتشت و پدر «مَیذیویی ماونگْهَه» (مَدیوماه)، نخستین گرونده به دین مزداپرستی، است. (← مدیوماه سپیتمان)