اَنوش
اَنوش: (در اوستا «اَنْ اَوشَ» به معنی «بیمرگ») در پهلوی به معنای پادزهر و تریاق و اکسیر آمده است.
اَنوش: (در اوستا «اَنْ اَوشَ» به معنی «بیمرگ») در پهلوی به معنای پادزهر و تریاق و اکسیر آمده است.
اَنَغْران: (در اوستا «اَنَغْرَ رَوچاو» یا «اَنَغْرَ رَوچَه» به معنی «فروغ بیآغاز» یا «روشنایی ازلی») نام دیگر «گَرزْمان» (گَرودِمانَ) برترین بهشت یا جهان روشن اهورهمزداست. در ادبیات دینی ایرانیان، این واژه نام ایزدی است که نگاهبانی سیامین روز ماه بدو سپرده شده.
اَندروای: (در اوستا «اَنتَرِوَیو» یا «وَیو» و در پهلوی و فارسی «اندروای» یا «دَروا» یا «وای» به معنی هوا) نام ایزد هواست که غالباً با صفت «زبردست» همراه میآید. در پهلوی، «رام» نام دیگر این ایزد و «رامیشت» (یشت پانزدهم) در ستایش و نیایش وی و روز بیست و یکم ماه به نام اوست.
روزهای یکم تا پنجم هر ماه بدین نام خوانده شده و نیز همین ترکیب نامِ ایزد نگاهبان این پنج روز است که در بسیاری از نیایشهای اوستا ستوده میشود.
اَندرگاه: عنوان کلّی پنج روزی است که ایرانیان باستان در سالشماریِ خود برای رساندن روزهای سال به سیصد و شصت و پنج روز و نگاه داشتن کبیسه بر پایان دوازدهمین ماه سال (اسفند) میافزودند و هریک از آن روزها را به نام یکی از گاهان پنجگانهی زرتشت میخواندند.
اَمشاسپندبانو: گروه سهگانهی «سپندارمذ، خرداد، امرداد» را که مادینه پنداشته شده و نماد مادر-خدایی آفریدگارند، در این گزارش، «امشاسپندبانو» نامیدهایم.
اَمشاسپند: (در اوستای نو «اَمِش سْپِنتَ و در پهلوی «اَمِشُ سْپَند» یا «اَمَهر سْپَند» به معنی «وَرجاوندِ جاودانه») عنوان مِهینایزدان یا گروه مینُویان در دین مزداپرستی است که بهمن، اردیبهشت، شهریور، سپندارمذ، خرداد و امرداد را شامل میشود و نزدیکترین مینُویان به آفریدگارند و اصلیترین خویشکاریها در آفرینش و نگاهبانی آفریدگان و نمایش جنبههای گوناگون منش اهورهمزدا بر عهدهی آنهاست.