اَرِدویسور اَناهیتا
اَرِدویسور اَناهیتا: نام ایزدبانوی آبهاست که «آبانیشت» - یکی از بلندترین یشتهای اوستا - در ستایش و نیایش اوست.
اَرِدویسور اَناهیتا: نام ایزدبانوی آبهاست که «آبانیشت» - یکی از بلندترین یشتهای اوستا - در ستایش و نیایش اوست.
اَرِدوی: ظاهراً یکی از واحدهای اندازهگیری درازا یا بلندا بوده است. در وندیداد (فر ۲، بند ۲۲) آنجا که سخن از زمستان دیوآفریده میرود، ستبری برف به بلندای «اردوی» است.
اَرِدْوی: نام رودی است اساطیری. معنی آن را بارتولومه «رطوبت و نمناکی» نوشته است، اما بهار مینویسد: «ظاهراً به معنی پربرکت و حاصلخیز است.» و در زیرنویس میافزاید: «گِرِی آن را بزرگ و عظیم معنا میکند.»
اَرِدوش: نام گناه کسی است که با رزمافزار آغاز به زدن کسی کند، اما بهگونهای که او را زخمی نسازد یا زخمی که بر او وارد میآورد، در مدت سه روز درمان پذیرد.
اِرِدَتْ فِذْری: نام مادر سومین و آخرین موعود زرتشتی، سوشیانت (یا سوشیانس)، است. معنی این نام «مایهی آبروی پدر» و به تعبیری «دارای پدری کامیاب» است.
اَرداویرافنامه: نام رسالهای است به زبان پهلوی که شرح سفر یا معراج یکی از پیشوایان دین زرتشتی به نام «ویراف» به جهان مینوی و دیدارش از بهشت و همیستگان (برزخ) و دوزخ و صحنههای نمایشگر پاداش و پادافرهی کردارهای نیکوکاران و گناهکاران است.
اَرجاسب خیون: در اوستا «اَرِجَت اَسپَ» (به معنی دارندهی اسب گرانبها) نام پادشاه دیوپرست توران از قبیلهی خَیون (هَیون) است که با زرتشت و پذیرندگان دین وی سر ستیز دارد
اَرثْنَ: نام گونهای از جانوران گزندرسان اهریمنی (خرفستران) است در آبانیشت (بند ۹۰) که آگاهی دیگری از آنها نداریم.